BBC PersianThursday 11th of March 2010 |
![]() |
۲۱۶ تن از نمایندگان مجلس ایران در نامه ای سرگشاده، با اشاره به بازداشت اعضای یک "باند فساد اقتصادی" تاکید کردند: "برخی افراد با مسئولیتهای بالای اجرایی نقش موثرتری از اعضای بازداشت شده در این پرونده ها داشتهاند".
نامه این نمایندگان، که خطاب به صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه نوشته شده، روز چهارشنبه ۱۹ اسفند (۱۰ مارس) در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی و توسط حسن غفوری فرد نماینده اصولگرای تهران خوانده شد.
دو روز پیش، رییس قوه قضائیه از شناسایی و دستگیری "یک باند بزرگ مفاسد اقتصادی" در یکی از شرکتهای دولتی خبر داد و گفت: "افراد این باند توانستهاند با جعل اسناد دولتی و قضایی، میلیاردها تومان به حقوق مردم و بیتالمال خسارت وارد کنند که فقط اختلاس یک نفر از آنان ۶ میلیارد تومان است."
در پی انتشار این خبر، سایت پارلمان نیوز ارگان اصلاح طلبان مجلس نوشت که "یک مقام ارشد دولتی" در راس این شبکه قرار دارد و مدیر یک شرکت بیمهای و تعدادی از مدیران و کارکنان دولتی نیز در شبکه مزبور عضویت دارند.
این سایت افزود: "تلاشهایی در جریان است تا با موافقت مقامات مافوق، این مسئول کنارهگیری کند تا مقدمات بررسی پرونده فراهم شود."
"ضعیف کشی" نشود
نمایندگان امضا کننده نامه سرگشاده به رئیس قوه قضائیه، ضمن تشکر از دستگیری اعضای باند "فساد اقتصادی" تاکید کرده اند: " براساس اطلاعات واصله، شبکه فساد منحصر به یک شرکت دولتی نیست و لازم است این اقدام مبارک تا تعیین تکلیف کامل کل فساد شبکه ادامه یابد."
این نمایندگان خطاب به صادق لاریجانی نوشته اند: "انتظار از حضرت عالی و دستگاه قضایی کشور این است که ضعیفکشی نگردد و کسی خود را شهروند درجه یک تلقی نکند، بلکه تمامی افراد در هر سمتی که هستند و خداییناکرده دست در اموال عمومی بردهاند مورد تعقیب قرار گیرند."
علی رغم گمانه زنی برخی از سایت های خبری در ایران راجع به متهمان پرونده مورد اشاره آقای لاریجانی، اسامی این متهمان هنوز اعلام نشده است.
رئیس قوه قضائیه روز دوشنبه در توضیح علت منتشر نشدن این اسامی گفت که پرونده متهمان در مرحله رسیدگی مقدماتی قرار دارد و در نتیجه " به لحاظ قانونی نام بردن از شرکت مورد اختلاس و اعلام اسامی افراد ممنوع است".
صادق لاریجانی با ذکر اینکه تاکنون یازده نفر از افراد اصلی دستگیر شده و همگی به جرم خود مبنی بر اختلاس اعتراف کرده اند، تلویحا متهمان را دارای سمت های پایین دانست.
وی از اینکه "کارمندی ساده" بتواند مرتکب "اختلاس ارقام نجومی" شود، ابراز تاسف کرد و افزود "نوعی آسیبشناسی" لازم است تا مشخص شود چرا "افرادی در این حد و اندازه"، "بدون نیاز مادی به چنین جرائمی روی میآورند" .
رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا، با ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی دیدار و درباره برنامه اتمی ایران مذاکره کرده است.
رابرت گیتس روز چهارشنبه ( ۱۰ مارس) از افغانستان به عربستان سعودی سفر کرد. او با پادشاه عربستان در کاخ وی در حومه ریاض، پایتخت دیدار کرده است.
جئوف مورل، سخنگوی وزارت دفاع (پنتاگون) پس از این نشست ابراز امیدواری کرد که عربستان سعودی به آمریکا برای تشدید تحریم ها علیه ایران کمک کند.
این مقام پنتاگون گفت: "ما مسما امیدواریم که سعودی ها از نفوذ قابل ملاحظه ای که در منطقه و جهان دارند استفاده خواهند کرد تا اینکه به تلاش های ما در سازمان ملل متحد برای تصویب تحریم های موثر علیه ایران کمک کنند."
خبرگزاری فرانسه گزارش داده که رابرت گیتس در مورد تقویت سیستم دفاع هوایی عربستان با مقام های این کشور گفتگو کرده است.
هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز در اواسط ماه فوریه در سفرش به ریاض حمایت مقام های سعودی از تحریم های مورد نظر آمریکا علیه ایران را خواهان شد.
شاهزاده سعود الفیصل، وزیر امور خارجه عربستان سعودی در آن زمان موثر بودن تحریم های بیشتر شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران را زیر سوال برد و خواهان راه حلی "فوری" برای مقابله با برنامه های اتمی ایران شد.
ایران برنامه اتمی اش را صلح آمیز می داند و تاکید دارد که نگرانی ها درباره آن را بی مورد است.
وزیر دفاع آمریکا پیشتر در افغانستان سفر محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران به کابل را "دردسرساز" خوانده بود.آقای گیتس روز چهارشنبه در کابل به خبرنگاران گفت که افغانستان باید با همسایگانش روابط خوبی داشته باشد و همسایگان
این کشور نیز باید روابط خوبی با دولت حامد کرزی داشته باشند.
وزیر دفاع آمریکا ایران را متهم کرده که در افغانستان "بازی دوگانه" دارد.
او گفت که ایران در حالی از دولت افغانستان حمایت می کند که با کمک به طالبان کوشش دارد تلاش های آمریکا و بریتانیا را تضعیف کند.
از سوی دیگر، رئیس جمهوری ایران در نشست خبری مشترکش با حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان در کابل، آمریکا را متهم به حمایت از تروریسم کرد.
او گفت که آمریکا خود در قبال مبارزه با تروریسم "بازی دوگانه" دارد.
وزیر دفاع آمریکا دو روز پیش به کابل سفر کرده بود. او از افزایش نیروهای مسلح افغانستان تا حدود ۳۰۰ هزار تن تا سال آینده حمایت کرده است. در حال حاضر این نیروها کمتر از ۲۰۰ هزار نفر هستند.
دولت ایالات متحده از تماس تلفنی سه آمریکایی زندانی در ایران با خانواده هایشان استقبال کرده و خواهان این شده که دولت ایران برای آن ها دسترسی کنسولی با دیپلمات های سوئیسی را فراهم کند.
این سه نفر پس از گذشت بیش از هفت ماه از تاریخ دستگیری، برای نخستین بار تلفنی با خانواده هایشان صحبت کرده اند.
شین باور، جاشوا فتال و سارا شورد در تاریخ ۹ مرداد ماه (۳۱ ژوئیه ۲۰۰۹) توسط ماموران ایران در نزدیکی مرز های غربی این کشور دستگیر شدند.
برخی مقام های قضایی ایران اتهام جاسوسی را علیه این سه آمریکایی مطرح کرده اند، اما خانواده های این سه جوان تاکید کرده اند که فرزندانشان برای تفریح و کوهنوردی به کردستان عراق سفر کرده بودند و به طور اشتباهی وارد خاک ایران شدند.
پی جی کراولی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، روز چهارشنبه (۱۰ مارس) تماس تلفنی سه آمریکایی با خانواده هایشان را اقدامی مثبت از سوی ایران ارزیابی کرد و خواهان این شد که دولت ایران به دیپلمات های سوئیسی که به عنوان حافظ منافع ایالات متحده در تهران عمل می کنند اجازه ملاقات با سه شهروندش را بدهد.
این مقام آمریکایی همچنین خواهان آزادی کیان تاجبخش و رضا تقوی شد که شهروند آمریکا هستند، اما ایرانی تبارند و نیز بر مشخص شدن سرونشت رابرت لوینسون تاکید کرد.
آقای لویسنون، مامور سابق پلیس فدرال آمریکا (اف بی آی) است که بر اساس گزارش ها سه سال پیش در جزیره کیش مفقود شد.
همسر آقای لوینسون و نیز خانواده جاشوا فتال روز سه شنبه (۹ مارس) با مقام های ارشد وزارت امور خارجه آمریکا در واشنگتن دیداری داشتند.
مسعود شفیعی، وکیل سه جوان آمریکایی به بی بی سی فارسی گفته است که پرونده موکلانش هنوز در مرحله تحقیق است.
او گفت که پس از هفت ماه به دستور دادستان تهران توانستند در شامگاه سه شنبه ۱۸ اسفند (۹ مارس) از داخل زندان تلفنی با خانواده هایشان صحبت و خانواده هایشان را از سلامتشان مطلع کنند.
مسعود شفیعی گفت که با وجود اینکه دو ماه است پرونده وکالت این سه نفر را بر عهده دارد، تا کنون موفق به دیدار موکلانش نشده است اما او افزود که برای سفیر سوئیس و رئیس دفتر حفاظت از منافع آمریکا در ایران درخواست یک دسترسی کنسولی کرده است و ابراز امیدواری کرد که در چند روز آینده بتواند با موکلانش دیداری داشته باشد.
سفیر سوئیس در تهران روز ۲۹ اکتبر گذشته با این سه تن در زندان اوین در تهران دیدار کرد.
آقای شفیعی درباره روند پرونده موکلانش گفت: "پرونده این سه نفر در مرحله تحقیق است و هنوز به مرحله دادگاه نرسیده است."
او با اشاره به اینکه طبق قانون وکیل مدافع در مرحله تحقیق نمی تواند دخالتی داشته باشد گفت که پس از این مرحله یا قرار منع پیگرد صادر می شود و اینها آزاد می شوند و یا کیفرخواست صادر و پرونده به دادگاه ارجاع می شود.
منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران، پیش از این گفته بود که حکم دادگاه یکی از این سه نفر به زودی صادر خواهد شد.
خانواده این سه جوان روز چهارشنبه با انتشار بیانیه ای نخستین تماس تلفنی خود با فرزندانشان را اعلام کردند.
آنها در این مدت دست به هر کاری زده اند تا بیگناهی فرزندانشان را به دولت ایران ثابت کنند: از انتشار ویدئوی شوخی و شیطنت آنها در کردستان تا نوشتن نامه به رییس جمهوری ایران و یا حضور در یک فیلم ویدئویی با رعایت حجاب اسلامی و درخواست رهایی فرزندانشان از رهبر ایران.
خانواده این سه جوان آمریکای نزدیک به سه ماه پیش در بیانیه ای اعلام کردند: "شان، سارا و جاشوا در اوج تابستان راهی کوهنوردی شدند و لباس کمی به همراه داشتند زیرا برنامه آنها این بود که تنها یک هفته به مسافرت بروند ... باورش سخت است که تقریبا زمستان شده و آنها هنوز آزاد نشده اند. دلیلی برای ادامه بازداشت آنها به وسیله مقام های ایرانی نمی بینیم."
الیاهو یشای، وزیر کشور اسرائیل از همزمان بودن اعلان خبر برنامه خانه سازی در بیت المقدس شرقی با تلاش های جو بایدن، معاون رئیس جمهوری آمریکا برای از سرگیری روند صلح خاورمیانه عذرخواهی کرده است.
جو بایدن معاون رئیس جمهور آمریکا که به خاورمیانه سفر کرده از تصمیم اسرائیل برای احداث 1600 واحد مسکونی جدید در بیت المقدس شرقی انتقاد کرده و گفته بود این اقدام موجب کاهش اعتماد به روند صلح خاور میانه می شود.
این اظهارات پس از گفتگوهای وی در رام الله با محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در باره روند صلح خاورمیانه بیان شد.
جو بایدن در یک کنفرانس خبری که پس از ملاقات با محمود عباس برگزار شده بود یک بار دیگر برنامه خانه سازی اسرائیل را محکوم کرد و هر دو طرف را ترغیب کرد که از هر گونه اقدامی که می تواند موجب "شعله ور شدن تنش ها" شود دوری کنند.
ولی اسرائیل این نکته را روشن کرده که انصراف از برنامه خانه سازی بهیچوجه مطرح نیست.
مقامات تشکیلات خودگردان فلسطینی در واکنش به خبر خانه سازی های جدید گفته بودند این برنامه نشان می دهد که اسرائیل معتقد است تلاش های آمریکا برای صلح پیش از شروع، شکست خورده است.
صائب عریقات، مذاکره کننده ارشد فلسطینی نیز گفته است اسرائیل احیای روند صلح خاورمیانه را تقریبا امکان ناپذیر کرده است.
آقای بایدن بلندپایه ترین مقام آمریکایی است که از زمان روی کار آمدن باراک اوباما به منطقه سفر می کند.
اسرائیل و تشکیلات خودگردان فلسطینی اخیرا پذیرفتند که به طور غیر مستقیم و با حمایت آمریکا مذاکرات صلح را از سر گیرند.
محمود عباس گفته است تا زمانی که ساخت شهرک ها و خانه های جدید در کرانه غربی و بیت المقدس شرقی از سوی اسرائیل ادامه یابد، از مذاکره مستقیم با این کشور خودداری می کند.
اواخر سال 2009، اسرائیل اعلام کرد که برای نشان دادن حسن نیت خود به فلسطینیان، ساخت واحدهای مسکونی در اراضی اشغالی را برای مدتی به حالت تعلیق در می آورد. این تعلیق شامل بیت المقدس شرقی نمی شد و از آن زمان در چند نوبت، واحدهای مسکونی جدیدی در اراضی اشغالی ساخته شده است.
این مساله با خشم فلسطینیان و انتقاد بین المللی مواجه بوده است.
فلسطینیان می خواهند کشور مستقل آنها با پایتختی بیت المقدس شرقی شکل گیرد و نگران این مساله هستند که فعالیت های ساختمانی اسرائیل، ارتباط میان بیت المقدس شرقی و کرانه غربی را قطع کند.
اسرائیل در جنگ سال 1967 بخش شرقی بیت المقدس را به اشغال خود در آورد. این اقدام اسرائیل از سوی جامعه جهانی از جمله آمریکا به رسمیت شناخته نشده است.
محمد علی رامین، معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد ایران، در جلسه مشترک با نمایندگان اصلاح طلب ایران گفته است که او قانون شناس نیست و تنها مجری قانون است.
به گزارش پارلمان نیوز، روز چهارشنبه ۱۹ اسفند (۱۰ مارس) آقای رامین که محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را همراهی می کرد در جلسه مشترک با نمایندگان اصلاح طلب فراکسیون خط امام مجلس شرکت و درباره نحوه برخورد با تخلفات مطبوعاتی گفت و گو کرد.
داریوش قنبری، نماینده اصلاح طلب مجلس، درباره جزئیات این جلسه گفت: "نمایندگان عضو فراکسیون خط امام مجلس (در این جلسه) از سیاست یک بام و دو هوای معاونت مطبوعاتی در برخورد با مطبوعات شکایت داشتند؛ سیاستی که به برخی از رسانههای حامی دولت چنان مصونیتی داده که فراتر از قانون علیه دیگران مطلب نوشته و یا اتهام زنی کنند، اما رسانهها و مطبوعات اصلاحطلب به راحتی توقیف و لغو امتیاز شوند".
به گفته آقای قنبری نمایندگان عضو این فراکسیون نزدیک به اصلاح طلبان از وزیر ارشاد "گلایه" کرده و گفته اند که او به وعدههایی که در زمان کسب رأی اعتماد به فراکسیون درباره آزادی مطبوعات داده "عمل نکرده و فضا و عرصه برای رسانهها و مطبوعات در دوران وزارت ایشان به شدت تنگتر" شده است.
بر اساس این گزارش، نمایندگان در این جلسه به آقای رامین، معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد، انتقاد کرده و گفته اند که او در "برخی مواقع عملکرد فرا قانونی" داشته و با ر"فتاری دوگانه با مطبوعات اصلاحطلب برخورد غیر قانونی" کرده است.
آقای رامین در دفاع از عملکرد خود به نمایندگان مجلس گفته است که "او قانون شناس نیست" و تنها به عنوان بخشی از قوه مجریه ایران، خود را موظف به "اجرای قانون می داند".
به گفته داریوش قنبری، سخنگوی فراکسیون خط امام مجلس، اظهارات آقای رامین و وزیر فرهنگ و ارشاد، نمایندگان معترض را "قانع" نکرده است.
برخورد با رسانه های ایران در ماه های اخیر و پس از انتصاب آقای رامین به عنوان معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد، شدت یافته و طی این مدت روزنامه هایی نظیر "حیات نو"، "اعتماد ملی"، "سرمایه"، "فرهنگ آشتی"، "آرمان" و "اعتماد" توقیف موقت شده اند و نیز چندین تذکر برای روزنامه های مخالف دولت ارسال شده است.
منتقدان دولت می گویند که برخوردهای هیات نظارت بر مطبوعات و معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد تبعیض آمیز است.
کتاب "فرهنگ، مردمسالاری، توسعه" متن ویراسته یازده گفتوگو و سه میزگرد را در برمیگیرد، که در فاصلۀ سالهای ۱۳۷۱ تا ۱۳۸۸ در مجله "نگاه نو" چاپ و منتشر شدهاند.
گفتوگوکننده علی میرزائی است، سردبیر "نگاه نو"، نشریهای فرهنگی که نخستین شماره آن در مهرماه ۱۳۷۰ در آمد و تا کنون ۸۴ شماره آن در تهران منتشر شده است.
آقای میرزائی در اين گفتوگوها گاه از ياری برخی از همكارانش در "نگاهنو" بهره برده و در هر مورد نام آنان را آورده است: عبدالحسين آذرنگ، بهاءالدين خرمشاهی، كامران فانی، عزتالله فولادوند و....
طرفهای گفتوگو و شرکتکنندگان در میزگردها از دستاندکاران و دلبستگان به مباحث فرهنگی هستند که معمولا به مناسبتی خاص، بیشتر انتشار کتابی تازه، برای مصاحبه دعوت شدهاند.
علی میرزائی در پیشگفتار، دربارۀ پیوند درونی مباحث کتاب گفته است: "انسان بافرهنگ و انسان توسعهیافته، مردمسالاری را به عنوان شیوه کنشگری اجتماعی و سیاسی برمیگزیند، و زندگی در چنین فضایی است که غنای آفرینشهای فرهنگی – هنری و دستیابی به مرتبههای بالاتری از توسعۀ انسانی و توسعۀ اجتماعی و سیاسی و افتصادی، و حتی توسعه به معنای عمران و آبادانی فیزیکی کشور را به بار میآورد. فرهنگ، مردمسالاری و توسعه در چرخههای پیشرونده، هم به وجودآورنده و تقویتکننده یکدیگرند و هم برآیند یکدیگر...»(صفحه ۶ کتاب)
اولین گفتوگوی کتاب با رامین جهانبگلو است، پژوهشگر ایرانی که در پهنهای گسترده از فلسفه و اندیشه سیاسی، تا هنر و سینما آثاری عرضه کرده است.
جهانبگلو بیشتر زندگی خود را در کشورهای غربی گذرانده، و پرسمان برخورد فرهنگی، مجادلۀ سنت و مدرنیته، در مرکز کارهای پژوهشی و گفتوگوهایی قرار دارد که با اندیشمندان نامی مغرب زمین انجام داده است.
جهانبگلو بحث مدرنیته را چالش اصلی جوامع "سنتزده" میداند: «برای من این مطرح است که جهان سوم چگونه میتواند به فرایند تمدن مدرن ملحق شود. اکنون جهان سوم بر سر این دوراهی قرار گرفته است: ماندن با "سنت" یا رفتن به سوی جامعۀ مدرن، که تکنولوژی، دموکراسی و حقوق بشر از ویژگیهای آن است. ما یا باید بسته بمانیم و فقط مسائل خودمان را مطرح کنیم و دورتر از فرهنگ خودمان را نبینیم، واین البته ما را از عرضه کردن فرهنگ خودمان به جهانیان هم محروم میکند، یا به سوی جامعۀ مدرن گام برداریم، که فقط تمدن غرب نیست، بلکه مجموعهایست از گفتوگوها و ارتباطات میان فرهنگهای امروز جهان که ارزشهای اصلی اندیشه تجدد را مطرح میکنند.»(۳۲)
عزتالله فولادوند با ترجمههای بسیار، به ویژه از متون فلسفی و اجتماعی نامور است. او یادآور میشود که در نثر روان و استادانۀ خود از "مخزن و گنجینهای که در زبان فارسی و در زبان فلسفی خودمان داریم" بهره میبرد.
آقای فولادوند ضمن انتقاد از رواج بدعتهایی مانند افراط در "واژهسازی" در کار مترجمان تازهکار، تأکید میکند: «به خصوص در فلسفه به قدری سابقه و سنت داریم که در بسیاری موارد ما را از واژهسازی بینیاز میکند... به مترجمان جوان توصیه میکنم که هرچه میتوانند به متون کهن فارسی رجوع کنند و مطمئنم هرگز زیان نخواهند کرد و، اگر بخواهند ترجمه را پیشۀ خود کنند و خدمتی بکنند برای انتقال علم به زبان فارسی، یکی از تکالیفشان مراجعه به متون فارسی است.»(۵۸)
در کتاب دو گفتوگو با داریوش آشوری آمده است. در گفتگوی اول بیشتر درباره زندگی، تجربیات سیاسی و تلاشهای اجتماعی این نویسنده صحبت شده است و در گفتوگوی دوم بیشتر درباره کارها و فعالیتهای فرهنگی او.
آشوری در گفتوگوی "از رادیکالیسم سیاسی تا فعالیتهای بنیادی فرهنگی" تمرکز خود بر مسائل فرهنگی را چنین توضیح میدهد: «متوجه شدم که سیاست و عمل سیاسی، آن طورها که به نظر میرسید، راه حل مشکلات ما نیست. گره اساسی در زندگی فرهنگی و در ذهنیت ماست، پس باید در زمینههای فرهنگی فعالیت بنیادی کرد... کار فرهنگی در واقع کار اساسی روشنفکرانه است، که ما در دوران درازی آن را فراموش کردهایم.» او هدف اصلی فعالیت خود را چنین تعریف میکند: «کوشش برای بالا بردن سطح دانش و فرهنگ در میهنم و کمک به رشد ذهنیت علمی و فلسفی.»(۹۴)
آشوری از ضرورت تحول زبان فارسی در جهت همسازی با زندگی امروز دفاع میکند: «زبان فارسی سابقۀ تاریخی بزرگ و درخشانی دارد... ولی این مشکل اساسی را هم داشتهایم که این زبان که متعلق به آن تاریخ و سنت و پیشینه بوده چگونه میتواند بیاید و وارد قلمرو دنیای مدرن بشود و حامل ایدهها و مفاهیم و اندیشههای مدرن بشود. در این زمینه، به دلیل این که ما هنوز وارد قلمرو ذهنیت مدرن به معنای دقیق کلمه نشدهایم، هنوز نگرش ما به زبان نگرش سنتی است، نگرش ادیبانه است.»(۱۰۶)
آقای آشوری در دفاع از گسترش افقهای بیانی زبان فارسی، به ویژه از راه نوآوری و واژهسازی میگوید: «زبان فارسی البته سرمایه بسیار گرانبهایی است و من معتقدم که این زبان که زبان ادبی و فرهنگی بخش بزرگی از آسیا در طول چند قرن بود، توان این را دارد که به عنوان یک زبان مهم فرهنگی دوباره ظاهر شود و باز هم نقش تاریخی بازی کند، به این شرط که بازسازی شود، به این شرط که برگردیم و با دید سنجشگرانه به این میراث بنگریم و آن را با دید علمی بشناسیم و خوب و بد آن را جدا کنیم.»(۱۰۷)
آشوری در انتقاد از رکود زبان فارسی در طول قرنها، از جمله میگوید: «نثر فارسی جز در دو سه قرن اول، هرچه جلو آمده بیشتر گرفتار انحطاط و یاوهگویی شده است. پرگویی و بیهودهگویی آن خلاف طبیعت اقتصاد زبان و اقتصاد بیان است که ما امروز به آن نیاز داریم.»(۱۱۰)
دومین گفتوگو با داریوش آشوری "به مناسبت انتشار واژهنامه انگلیسی فارسی برای علوم انسانی" صورت گرفته و بیشتر پیرامون ضرورت تدوین فرهنگهای تازه دور میزند.
آشوری عقیده دارد: «ما هنوز، چه در زمینه فرهنگنویسی عمومی، چه رشتهای و تخصصی، به روششناسی دقیق و پیشاندیشیده، چنان که باید، نرسیدهایم و در نتیجه پراکندگی و آشفتگی عمومی ذهن و زبان ما، به ویژه در زمینه واژگان علمی به فرهنگهای ما نیز راه مییابد.» او تأکید میکند: «بازگشت انتقادی به گذشته و بازنگری در میراث زبان فارسی از لوازم کار بازسازی زبان است.»(۲۰۵)
در این گفتوگو مبحث زبان، چونان معضلی فرهنگی، در پیوند با بینش فلسفی مطرح میشود: «روشی که در کار زبان برگزیدهام دمساز است با یک نوع نگاه فلسفی تاریخی به کل مسئله فرهنگی ما در این زمانه، و مسئلۀ گذار از این مرحلۀ کنونی، که ناگزیر مسائل و عارضههای زبانی خود را نیز دارد.»(۲۰۷)
آشوری جایگاه مرکزی زبان را در درک و جذب مفاهیم "ذهنیت مدرن" چنین توضیح میدهد: «از دیدگاه ذهنیت مدرن که ما به ناگزیر با آن روبهرو شدهایم و سراسر جهان را این ذهنیت زیر و زبر کرده است، تصرف زبان بخشی است از تصرف جهان.»(۲۱۶)
"نان و قلم" عنوان میزگردی است با شرکت گلی امامی، کریم امامی، عبدالحسین آذرنگ، حسین حسینخانی، بهاالدین خرمشاهی، کامران فانی، عزتالله فولادوند و علی میزرائی. در این گفتار "بحث بر سر معاش و اقتصاد اهل قلم است. چرا از راه قلم زدن نمیشود گذران زندگی کرد؟ مشکلات کدام است؟ ریشه مشکلات در چیست؟"(۱۲۴)
گفتوگوکنندگان به بازار کتاب و مشکلات رونق چاپ و نشر در ایران نیز پرداختهاند.
فخرالدین عظیمی، که در نوشتههای خود، به ویژه به سیر نظام پارلمانی ایران بین سالهای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۲ پرداخته، در گفتوگو با "نگاه نو" برخی از نظریات متداول سیاسی را درباره دموکراسی مطرح میکند.
آقای عظیمی پس از بحث در رابطه دموکراسی با توسعۀ صنعتی، لیبرالیسم و فردگرایی، از پیوند درونی دموکراسی با حاکمیت ملی سخن میگوید. او معتقد است که این روند در ایران به بحران منجر شد، زیرا «هدف مشروطه برقراری حاکمیت دموکراتیک و استقرار حکومتی بوده است که تصمیمگیران سیاسی آن نمایندگان منتخب مردم باشند. سرتاسر تاریخ مشروطهخواهی ایران داستان تلاش در جهت به کرسی نشاندن حاکمیت ملی و مردمی است، ولی این تلاش، هم با مخالفت و مقاومت سلطنت و هواخواهان آن روبهرو شد و هم نیروهای خارجی آن را عامل بیثباتی سیاسی تلقی کردند...»(۱۸۸)
نجف دریابندری در گفتوگویی به عنوان "رازهای ترجمۀ بیلی باتگیت، اثر ای ال دکتروف" از چم و خم کار ترجمه میگوید و درسهایی که حاصل دهها سال کار جدی و پروسواس است.
جالب است که دریابندری، مترجم ورزیدهای که فارسیزبانان برخی از بهترین ترجمهها را مدیون او هستند، از برگردان برخی از کارها ابراز عجز میکند و میگوید: «در واقع هر کتابی را میشود به نحوی ترجمه کرد، چنان که میکنند و میبینیم، اما این غیر از آن است که آدم احساس کند این داستان را میتواند آن طور که دلش میخواهد به فارسی دربیاورد.»(۲۴۷)
در سال ۱۳۷۷ رضا منصوری استاد دانشگاه کتابی منتشر کرد با عنوانی جنجالی: "ایران ۱۴۲۷: عزم ملی برای توسعۀ علمی و فرهنگی». نویسنده در کتاب خود چنین استدلال میکند که توسعۀ ایران پنجاه سال بعد، یعنی از سال ۱۴۲۷ شروع خواهد شد. او در گفتوگو با عدهای از کارشناسان و همکاران "نگاه نو" نظر خود را باز کرده است.
آقای منصوری عقیده دارد: «کشور ما در حل مسائل خودش عاجز است. مشکلات بسیار دارد، و ما به این دلیل، توسعهنیافته هستیم و باید سعی کنیم که توانایی حل مشکلاتمان را پیدا کنیم و بعد بشویم توسعهیافته.»(۳۱۸)
در ميزگردی دربارۀ ادبيات امروز ايران، حورا ياوری، مسعود احمدی، اميرحسن چهلتن، احمد غلامی، جواد مجابی، حافظ موسوی و علی ميرزائی، كه همگی در آفرينش يا نقد ادبی دستی دارند، نظريات خود را مطرح كردهاند.
مباحث این میزگرد بسیار گسترده است و شرکتکنندگان درباره مسائل بسیاری در پیوند با پیشرفت ادبیات داستانی، از شیوهها و سبکها تا نظریات ادبی، گفتوگو میکنند. مشکلی که همه بر آن توافق دارند این نکته است که سانسور از رشد هماهنگ و پیوستهی ادبیات معاصر جلوگیری کرده است.
چند سال پیش پرویز جاهد، منتقد و نویسنده سینمایی، گفتوگویی مفصل با ابراهیم گلستان منتشر کرد به عنوان "نوشتن با دوربین".
این کتاب به ویژه با لحن تندی که گلستان در اظهار نظر درباره برخی کسان به کار برده بود، بحث فراوانی برانگیخت؛ و همین باعث شد که علی میرزائی سردبیر "نگاه نو" با پرویز جاهد به گفتوگو بنشیند و از او درباره شرایط انجام مصاحبه با گلستان و نظریات و حرفهایی که در کتاب نیامده است، سؤال کند.
پس از متن گفتوگو با جاهد، نظر هجده نفر از اهل هنر و ادب درج شده است. در این بخش گلستان، احتمالا در دفاع از لحن خود در برابر منتقدان، توضیح میدهد: «قرار نبود متن گفتوگوی آقای پرویز جاهد با من به صورت کتاب درآید و منتشر شود، ولی او این را خواست، پافشاری کرد، و من پذیرفتم. متنی را نیز که آماده کرده بود بازبینی کردم؛ ولی کم و کیف این بازبینی به اندازهای نبود که بگویم کتاب را ادیت کردهام.»(۴۱۴)
گفتوگویی با روشن وزیری انجام گرفته، به مناسبت انتشار ترجمه کتابی به عنوان "تب تند آمریکای لاتین" به قلم آرتور دموسلاوسکی، نویسنده و گزارشنگار لهستانی. کتاب به فاصله اندکی پس از نسخه اصلی، لهستانی، در ایران ترجمه و منتشر شده است.
در این کتاب گزارشی تکاندهنده از کوبای انقلابی، به ویژه از رهبران اصلی آن فیدل کاسترو و ارنستو چهگوارا ارائه شده است، که جای بسی تأمل و عبرت دارد.
گفتوگوی بعدی کتاب با مهدی سحابی است، مترجم خوشذوق و پرکاری که به تازگی رخ در نقاب خاک کشید. در این گفتوگو شخصیت سحابی، شوخطبعی، تیزهوشی و صمیمیت بیشائبۀ او، بیکم و کاست، جلوهگر است.
گفتوگو با منوچهر انور به مناسبت انتشار ترجمۀ نمایشنامه معروفی از هنریک ایبسن انجام گرفته، که این بار با نامی تازه منتشر شده است: عروسکخانه. آقای انور در ترجمه از "زبان زنده" یاری جسته و حکمت این کار را در مقالۀ مفصلی به عنوان "چند اشاره به چالش ترجمه" توضیح داده است.
انور درباره لغزشهای متداول در ترجمههای امروزی، رواج معادلهای نارسا، ثقیل و بیگانه با روح زبان فارسی، نمونههای جالبی میآورد و توضیحاتی خواندنی بیان میکند.
انور در انتقاد از ترجمههای "تحتاللفظی"، به مترجمان مبتدی که به کمک فرهنگهای زبان به ترجمۀ آثار ادبی دست میزنند، هشدار میدهد: «حواس مترجم باید مدام جمع باشد که هیچ معادلی، به صرف حضور در دیکسیونر، شخصیت خود را به معنی تحمیل نکند، و تعهد او نسبت به تک تک الفاظ، وظیفۀ او را به مجموعۀ معنی تحتالشعاع قرار ندهد؛ و یقین بداند که عبارات را طابق النعل بالنعل از یک زبان به زبان دیگر برگرداندن، همیشه ملازم با انتقال معنی نیست. برای معنی، هر بار که به طور طبیعی در یک قالب تحتاللفظی نگنجد، باید یک قالب معنایی نو تعبیه کرد.»(۴۶۰)
آخرین گفتوگوی کتاب با احمد رضا احمدی است، شاعری که به گفتۀ خودش، اینک نوبت اوست تا با اقبال گستردهی جوانانی روبرو شود، که به شعری ناب و پالوده از احکام ایدئولوژیک روی آوردهاند.
احمدی نزدیک پنجاه سال است که با زبان و سبکی ویژه شعر میگوید، اما تنها در سالهای اخیر است که قدر و جایگاه او شناخته شده است. او با حسی از سربلندی، درباره شعر خود میگوید: «من راه خودم را ادامه دادم. شعر من، زندگینامه خود من است. دروغ نیست، قلابی نیست، آن چیزی است که در زندگی خودم اتفاق افتاده و از صافی تخیل من گذشته و بر روی کاغذ آمده. من از هیچ کس تقلید نکردم.»(۴۹۹)
فرهنگ، مردم سالاری، توسعه
گفتوگوکننده و ویراستار: علی میرزائی
تهران، نشر نگارۀ آفتاب، ۱۳۸۸
چاپ اول، ۵۲۰ صفحه، ۱۰هزار تومان
شیخ محمد سعید طنطاوی، بلندپایه ترین مقام مذهبی مصر و رئیس دانشگاه الازهر بامداد امروز (چهارشنبه، دهم مارس) بر اثر حمله قلبی در شهر ریاض، پایتخت عربستان سعودی، در سن ۸۱ سالگی درگذشت.
شیخ طنطاوی دیشب برای شرکت در مراسم اهدای جایزه علمی ملک فیصل وارد عربستان سعودی شده بود و به گفته همراهانش، هنگام سفر و ورود به این کشور در سلامت کامل به سر می برد؛ درگذشت او مرگ ناگهانی توصیف شده است.
از شیخ دعوت شده بود که پس از سفر به عربستان سعودی به کردستان عراق برود و دو مدرسه تابع دانشگاه الازهر را افتتاح کند.
مراسم خاکسپاری او قرار است در مدینه برگزار شود.
شیخ محمد سعید طنطاوی، زاده روستای سلیم شرقی در حاشیه رود نیل در استان سوهاج واقع در نواحی مرکزی مصر بود، تحصیل علوم اسلامی را در بندر اسکندریه در شمال مصر آغاز کرد، در دانشگاه الازهر با رتبه ممتاز در رشته حدیث و تفسیر به پایان رساند و تدریس را در دانشکده اصول دین همین دانشگاه آغاز کرد.
وی سپس برای تدریس به مدت چهار سال راهی لیبی شد و پس از آن به مدینه رفت تا اینکه در سال ۱۹۸۶ به درجه مفتی رسید و در سال ۱۹۹۶ پس از مرگ شیخ جادالحق علی جادالحق، ریاست دانشگاه الازهر، یعنی بالاترین مقام مذهبی در مصر به او سپرده شد.
نفوذ مذهبی شیخ الازهر در جهان اسلام فراتر از مرزهای مصر است و صاحب چنین مقامی به عنوان یکی از مراجع اصلی صدور فتوا برای مسلمانان سنی مذهب، بویژه پیروان مکتب فقه شافعی به شمار می رود.
شیخ طنطاوی به عنوان عالم اسلامی و مفسر قرآن از جایگاه برجسته ای برخوردار بود، از وی کتابی به نام تفسیر وسیط در تفسیر برخی از آیات قرآن برجای مانده، همچنین کتابی به نام بنو اسرائیل درباره یهود در دیدگاه قرآن و کتابی دیگر درباره معاملات بانکی از نظر فقهی.
اما در مقام مفتی، شیخ شیوه ای جنجال برانگیز را دنبال کرد، فتواهای اعتدالگرایانه اش به مذاق نواندیشان مسلمان خوش می آمد اما در عین حال، دست به اظهارنظرها و صدور فتواهایی هم می زد که نه مقبول بنیادگرایان بود و نه نواندیشان.
از سویی فتوی می داد که سودی که بانکها به صاحبان حساب می دهند و بهره ای که بابت پرداخت وام از آنها می ستانند ربا محسوب می شود و حرام است و از سوی دیگر سقط جنین را برای زنانی که بر اثر تجاوز آبستن شده اند، جایز می دانست.
آن دسته از فتاوای شیخ که به مسائل سیاسی مربوط می شد بیشتر او را در آماج انتقاد قرار داد تا اینکه در واپسین سالهای عمرش، بسیاری از مردم مصر دیگر چندان به فتاوایش اعتنا نمی کردند و در مورد مسائل شخصی به آرای دیگر مفتیان رجوع می کردند که بیشتر مورد وثوق آنان بودند، بدین ترتیب شیخ فقط از لحاظ رسمی مفتی اعظم به شمار می رفت.
در زمانی که آمریکا و متحدانش برای حمله به عراق آماده می شدند، شیخ علی ابوالحسن، رئیس شورای فتوای دانشگاه الازهر فتوی داد که در صورت حمله آمریکا و بریتانیا به عراق، ریختن خون سربازانشان حلال و جنگ با آنها واجب است و هر مسلمانی که در این جنگ کشته شود شهید محسوب می شود، شیخ طنطاوی به دلیل همین فتوای شیخ علی ابوالحسن را از مقامش برکنار کرد و شیخ نبوی محمد العش را به جای او منصوب کرد.
وقتی که فرماندهی قوای اشغالگر آمریکایی در عراق، دولتی انتقالی در این کشور تشکیل داد، شیخ نبوی محمد العیش فتوی داد که دولت انتقالی عراق نامشروع و همکاری با آن حرام است، شیخ طنطاوی او را از مقامش برکنار و به مراجع قضائی معرفی کرد تا بازخواست شود.
شش سال پیش که نیکولا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه وزیر کشور بود، دیداری از دانشگاه الازهر کرد، در این دیدار، شیخ طنطاوی به او گفت که ممنوعیت حجاب در مدارس فرانسه حق مسئولان فرانسوی است و مخالفت با آن دخالت در امور داخلی این کشور محسوب می شود، این اظهارنظر خشم شدیدی در جوامع مسلمان برانگیخت اما با استقبال حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر همراه شد.
دو سال پیش که اخباری حاکی از بیماری حسنی مبارک منتشر شد، شیخ طنطاوی گفت که هر خبرنگاری که این خبر را منتشر کرده باید شلاق زده شود، این فتوی هم خشم محافل مطبوعاتی را برانگیخت و هم مجامع اسلامی. فهمی هویدی نویسنده و روزنامه نگار نامدار عرب نوشت شیخ که در برابر مسائلی مانند شکنجه و تقلب در انتخابات و انحصارگرایی در حکومت ساکت می نشیند، بهتر است از راهبان بودایی بیاموزد که چگونه در مقابل حکومت در کنار ملت می ایستند.
اما شیخ همچنان به برانگیختن خشم بسیاری از مسلمانان ادامه داد؛ یک سال و اندی پیش که اسرائیلیها غزه را محاصره کرده بودند، شیخ طنطاوی در همایش گفتگوی ادیان در نیویورک با شیمون پرز رئیس جمهور اسرائیل دست داد، روزنامه های اسرائیلی نوشتند که این شیخ بود که ابتدا دستش را بسوی شیمون پرز دراز کرد، مطبوعات مصر مطالب انتقادی تندی علیه شیخ نوشتند و حتی جریانی در مجلس مصر برای برکناری او از مقام دینی اش آغاز شد.
واپسین جنجالی که شیخ طنطاوی آفرید، مخالفتش با روبنده بود.
پنج ماه پیش از مرگش هنگامی که به دیدار از یکی از دبیرستانهای دخترانه تابع دانشگاه الازهر رفته بود هنگامی که دید یکی از دختران روبنده پوشیده از او خواست که روبنده اش را بردارد و دختر مقاومت کرد و با عصبانیت شیخ مواجه شد، پس از آن شیخ دستور داد که پوشیدن روبنده در دانشگاه الازهر و کلیه مدارس و مؤسسات آموزشی تابعه آن در سراسر مصر ممنوع شود، وزارت آموزش و پرورش هم این دستور را به دیگر مؤسسات آموزش عالی تسری داد.
اما دیوان عدالت اداری مصر دستور وزارتخانه را لغو کرد.
سیما سمر رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان می گوید اکثر نهاد های دولتی در این کشور، موانع جدی برای تامین حقوق زنان ایجاد می کنند.
خانم سمر در یک گفت و گوی ویژه به بی بی سی گفت که حتی رئیس جمهوری این کشور هم تعهد لازم برای اجرای قوانین حقوق بشری در مورد زنان را ندارد.
خانم سمر هم چنین می گوید که هنوز هم قانون احوال شخصیه ای شعییان به اصلاحات نیاز دارد، تا موارد نگران کننده در عرصه حقوق زنان در آن رفع شود.
خبرنگار نگار بی بی سی در کابل در گفت و گو با رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، که به مناسبت هشتم مارچ روز بین المللی زن انجام داده، بتدا از او پرسیده است:
بدون شک وضعیت زنان با زمان طالبان قابل مقایسه نیست و حالا به مراتب بهتر است اما انتظاراتی که از جامعه جهانی و دولت افغانستان می رفت، برآورده نشد و وضعیت کنونی زنان در افغانستان قناعت بخش نیست.
در همه عرصه ها مثلا در زمینه آموزش، دختران به مکتب(مدرسه) می روند، اما هنوز شماری زیادی از دختران حتی در مناطق امن از آموزش محروم اند، و آنهایی که به مکتب می روند نیز به لحاظ کیفی توجهی به آموزش آنها نشده است.
البته ساختار اجتماعی افغانستان، شکل گرفته از مردم همین جامعه است، من می گویم چه کسی برای دختران افغان زمینه مصئون آموزش را فراهم کرد که مردم از آن استفاده نکردند.وقتی ما در قانون اساسی درج می کنیم که آموزش ابتدایی برای همه الزامی است، باید آنرا در عمل هم تحقق بخشیم یعنی زمینه را برای عملی شدن این ماده قانون، فراهم کنیم.
شکی نیست که این مسایل مهم است، اما وقتی دولت می گوید آموزش ابتدایی برای همه الزامی است، چقدر مکتب شبانه برای کودکانی که به دلیل فقر مفرط روزانه کار می کنند و نمی توانند به مکتب بروند، ساخته است. چنین چیزی به ندرت دیده می شود. آنهم در شهرهای بزرگ، بگذریم از روستاهای دور افتاده. دولت می توانست این کارها را بکنند.
در همان حدی که در توان ما بود، پیشنهاد های مشخصی در رابطه به حقوق زنان داشتیم که به دولت افغانستان داده ایم، تغییر قوانین، ایجاد قوانین جدید که زنان را حمایت کند. از پیشنهاد های مشخص ما بوده است.اما در اجرای این پیشنهاد ها از سوی تمامی نهاد های دولتی تعلل می شود.
مثلا مجلس نمایندگان، قانون احوال شخصیه اهل تشیع را تصویب کرد، همین نهاد قانونی را تصویب کرد که براساس آن تمامی کسانی که در سه دهه گذشته در گیر جنگ بودند و اتهام هایی علیه شماری از آنها مطرح است، مورد عفو قرار گرفتند. نمونه هایی از این دست زیاد است.
افغانستان در کنار اینکه یک کشور اسلامی است، بسیاری از میثاقهای بین المللی را نیز امضا کرده است. کشوری که این میثاقها را امضا می کند، مکلف است که به لحاظ قانونی آن میثاقها را رعایت کند.اگر به یاد داشته باشید، وقتی قانون احوال شخصیه تصویب شد، ما(کمیسیون حقوق بشر) اعتراض کردیم، حدود سه ماه بحث و گفتگوهای زیادی در این مورد به راه افتاد. سرانجام این قانون تعدیل شد، تغییرات مثبتی در آن رو نما شد اما این به هیچ وجه کافی نیست. هنوز هم نیاز به تغییر دارد. البته آقای کرزی قبل از انتخابات گفته بود که اگر برنده انتخابات شد، باز هم این قانون را تعدیل کند.
وقتی می گوئیم که قوانین خوب ساخته شود، که البته یک نمونه آن قانون محو خشونت علیه زنان است که از سوی رئیس جمهوری پیشنهاد شده و هنوز از سوی پارلمان تصویب نشده است. شنیده می شود که شماری از نمایندگان پارلمان حاضر نیستند چنین قانونی را تصویب کنند و می خواهند بخش هایی از آن را تغییر دهند. تصور کنید که عده ای همیشه به این می اندیشند که چگونه می توانند محدودیت های بیشتری برای خانم ها وضع کنند. درحالی که به نظر من بی احترامی به حقوق انسانی زنان بی احترامی به همه بشریت است.بهر حال در هر مرحله مشکلی وجود دارد، اول دشوار است که قوانینی که حامی حقوق زنان باشد به سختی تصویب و نافذ می شود ولی مرحله دشوارتر عملی شدن این قوانین است. این قوانین عملی نمی شوند
چون نهاد هایی که باید قوانین را تطبیق کنند، خود آنها قانون را نقض می کنند. نهادهایی چون پلیس و نهاد های قضایی، در بسیاری از شکایت هایی که به کمیسیون حقوق بشر می رسد، دیده می شود افرادی که مسئولیت دارند، حقوق مردم را حمایت و ضمانت کنند خود آنرا نقض کرده اند. مثلا والی ها، سارنوالان(دادستانها) فرماندهان پلیس و قاضی ها. مردم از اینها شکایت دارند.
خب کار ما این است که ما با نهاد های دولتی مربوط تماس می گیریم و پیگیری می کنیم و اگر آنها نمی توانند مسایل را حل کنند در آن صورت یا به رئیس جمهوری افغانستان نامه می نویسیم و یا هم شخصا آنرا با او در میان می گذارم. اما مشکل این است که چرا برای حل هر مشکلی باید به رئیس جمهوری نیاز باشد؟
مثلا پیگری پرونده تجاوز جنسی در یک روستای دور افتاده را نیز باید رئیس جمهوری پیگیری کند؟ درحالی که نهاد های دولتی در آنجا فعال است ادارات دولتی در آنجا فعال است. اگر همه ماجراها را باید رئیس جمهوری حل کند، چقدر به لحاظ عملی و زمانی چنین چیزی ممکن است. مشکل ما همین است.
فکر می کنم تعهد انسانها در حرف نیست، باید آنرا در عمل نشان دهد.
رئیس جمهوری وقتی بعد از نهایی شدن انتخابات و به عنوان رئیس جمهور و آغاز دور دوم کاری اش سوگند یاد می کرد به صراحت گفت که می خواهد به زنان در سطوح بالای دولتی سهم بیشتری دهد.اما وقتی کابینه اش را به مجلس نمایندگان فرستاد، دیده شد که تنها نام یک زن در فهرست وزرای آقای کرزی گنجانده شده است آنهم وزیر امور زنان.
بلی ما در همان زمان هم کنفرانس خبری برگزار کردیم و اعتراض کردیم، بعد از آن وقتی فهرست دوم به پارلمان رفت، این بار شمار زنان به سه نفر افزایش یافت که متاسفانه از میان آنها هم فقط یک تن از آنان موفق شدند رای لازم را کسپ کنند و وزیر شود. این نشان می دهد که نهاد های مختلف دولتی از جمله شورای ملی، آمادگی لازم را برای حمایت از زنان ندارند.اجازه دهید مثالی بگویم، فرض کنید اگر خانمی درکارش موفق نباشد، انگشت انتقاد را علیه همه زنان دراز می کنند و می گویند، دیدید، زنان نمی توانند کار کنند.درحالی که اگر یک وزیر یا رئیس یا مدیر مرد در کارش نا موفق باشد، کسی نمی گوید مردان نمی توانند کار کنند بلکه فرد اورا انتقاد می کنند که درست هم همین است نباید اشتباه فرد را به همه تعمیم داد. افزون بر این تاکید می کنم که زنان خود نیز باید توانایی و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشند و کسپ کنند. این هم نقش اساسی در بهبود وضعیت زنان دارد.
این ضرورت به یک کار واقعا عمیق و طولانی دارد، اول اینکه زنان و مردان این کشور همه باید حقوق و مسئولیت خود را بدانند.نیاز است که ما از کتابهای آموزشی ابتدایی شروع کنیم و حق و مسئولیت را به عنوان دو رکن اساسی آموزش دهیم از طریق رسانه ها به مردم آگاهی داده شود.به مردم اطمینان دهیم که آنها حقوقی دارند، کرامت انسانی شان محفوظ است و اینها مسایلی است که در دین مبین اسلام هم آمده است.
فکر نمی کنم، به نظر من این مسایل بر می گردد به تعبیر و تفسیری که از اسلام شده است، افغانستان یگانه و یا تنها کشور اسلامی در روی زمین نیست.وقتی که در کشور همسایه ما پاکستان، یک زن می تواند صدر اعظم باشد، در بنگلادیش همچنین، حالا رهبران حزب برسر اقتدار و مخالف هردو زن هستند. در یک کشور اسلامی.پس چرا در افغانستان چنین امکانهایی برای زنان نباشد؟
از سوی دیگر باید دید ما در چه زمانی به سر می بریم شرایط کنونی با زمان حیات پیامبر اسلام بسیار متفاوت است. حالا علم ثابت کرده که زنان عقل کمتر از مردان ندارند. خب ممکن است زنان احساسی تر و عاطفی تر باشند اما این به هیچ صورت نباید مانع حضور آنها و استعدادهایشان در عرصه اجتماعی شود.
فکر نمی کنم در هیچ جای قرآن آمده باشد که زنان فلان کار را نمی توانند یا نباید بکنند. برای ما اصل قرآن است نه تفسیر و تعبیر افراد.
اگر راجع به قرائت های مختلف حرف بزنیم بحث کلان دیگری است و سوالات زیادی مطرح می شود اینکه کدام قرائت درست تر است و شما کدام قرائت را قبول دارید.ولی جدا از این قرائت ها، برای ما اصل منبع مهم است و در اصل منبع، که همان قرآن است، در هیچ جا گفته نشده که زن نمی تواند حکومت کند یا در امورسیاسی شرکت نکند.
ادامه اعتراضات بین المللی به بازداشت فیلمساز ایرانی
در روزهای گذشته، بسیاری از محافل هنری و سیاسی غربی به بازداشت جعفر پناهی و همکاران او اعتراض کرده اند.
برنارد کوشنر، وزیر امور خارجه فرانسه، با تاکید بر وضعیت نامعلوم جعفر پناهی، خواهان آزادی این فیلمساز ایرانی شده است.
آقای کوشنر در مراسم جوایز هنرمندان بدون مرز که به افتخار ۱۲ هنرمند و حامی هنری فرانسوی برگزار می شد، گفت: "جعفر پناهی، فیلمسازی که همچنان هیچ خبری از او نیست، باید آزاد شود".
فردریک میتران، وزیر فرهنگ فرانسه نیز که در این مراسم حضور داشت به سرنوشت "به شدت نگران کننده" آقای پناهی اشاره کرد.
همزمان، آکادمی فیلم اروپا نیز به دستگیری جعفر پناهی به شدت اعتراض کرده است.
این آکادمی اعضای خود را تشویق کرده است که نامه های اعتراض خود را به سفارت ایران بفرستند تا بازداشت این فیلمساز را محکوم کنند.
گایدو وسترول، وزیر خارجه آلمان، هم خواستار آزادی فوری آقای پناهی شد و گفت: "از دولت ایران می خواهیم به تعهدات بین المللی خود برای حفاظت از حقوق مدنی و سیاسی شهروندانش پایبند باشد."
دیتر کاسلیک مدیر جشنواره برلین نیز گفت: "ما از اینکه کارگردانی که برنده جوایز متعدد بین المللی بوده به خاطر کار خود به عنوان یک هنرمند بازداشت شده نگران و متاسف هستیم."
همچنین جامعه نویسندگان و فیلمسازان این کشور نیز به بازداشت آقای پناهی، همکاران و دوستان او اعتراض کرده اند و خواهان آزادی فوری آنها شده اند.
به گزارش روزنامه تایمز، کن لوچ، کارگردان شاخص بریتانیایی، در واکنش به خبر بازداشت پناهی گفته است: "این نشان دهنده بی صبری روزافزون حکومت ایران است. امیدوارم همه کسانی که در دنیای فیلمسازی کار می کنند خواهان آزادی او شوند و یکپارچه از او و همه فیلمسازان ایرانی که در شرایط مشابه کار می کنند حمایت کنند."
ابهام درباره دلیل بازداشت پناهی
عباس جعفری دولت آبادی، دادستان عمومی تهران در این مورد گفته است که بازداشت جعفر پناهی جنبه سیاسی ندارد.
سایت خبری تابناک پیشتر درباره دلیل دستگیری آقای پناهی از قول یک "منبع آگاه" نوشته بود: "جعفر پناهی به همراه دوستان و همکاران خود در حال تهیه فیلمی علیه نظام بوده اند که با هوشیاری دستگاه های امنیتی و با عملیاتی به هنگام، او و همکارانش بازداشت شدند."
اما شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، در گفت و گویی با دویچه ووله، بازداشت آقای پناهی را "نشانگر سقوط دستگاه قضایی و ضمنا سانسور شدید" دانسته و درباره این اتهام گفته است "تا زمانی که فیلمی ساخته نشده و به نمایش درنیامده باشد، جرمی اتفاق نیفتاده است."
خانم عبادی گفت: "دستگیری آقای پناهی مانند این است که ما قبل از این که کودکی متولد شود، او را بکشیم؛ برای این که ممکن است در آینده تبدیل به یک جنایتکار شود."
روز بیست و هفتم بهمن وقتی جعفر پناهی به قصد شرکت در جشنواره بین المللی فیلم برلین عازم آلمان بود، مقامات ایرانی اجازه خروج از کشور را به او ندادند.
آقای پناهی در مرداد ماه سال جاری هم به هنگام حضور در محل دفن شماری از کشته شدگان رویدادهای پس از انتخابات در گورستان بهشت زهرا دستگیر شد و چند ساعت را در بازداشت گذراند.
من عاشق فناوریهایی هستم که در جیب جا میشن. خب! من تلفن همراه، دوربین، ایمیل و مرورگر وب را دارم. تنها چیزی که کم دارم یک اسکنر و دستگاه فتوکپی است که همه چیز کامل باشه.
تا کنون به این فکر کردهاید که یک اسکنر جیبی داشته باشید؟
اگر به سایت readdle.com بروید، خواهید دید که چنین چیزی چندان دور از ذهن نیست. باید در پایین صفحه روی scanner pro کلیک کنید تا برنامهای که برای آیفون طراحی شده در دسترس قرار بگیرد و همه این تجهیزاتی را که لازم دارید در اختیارتان قرار دهد.
این برنامه میتواند با عکس گرفتن، کار اسکن را انجام بدهد و فایل اسکن شده را بهصورت PDF ذخیره کند.
میتوانید این برنامه را به صورت یک درایو روی شبکه وای فای (WiFi) به اشتراک بگذارید تا فایلهایتان همیشه در دسترس باشند.
یادتان باشد که این برنامه رایگان نیست، اما ارزان است.
http://readdle.com/products/scannerpro
دست در جیبتان نکنید
اگر حاضر نیستید که برای برنامه قبل هزینهای بدهید و میخواهید چنین نرمافزاری را به صورت رایگان آزمایش کنید، به سایت scanr.com بروید.
این امکان وجود دارد که تعداد محدودی از اسنادتان را اسکن و ارسال کنید.
طبیعتا امکانات حرفهای ندارد ولی به جایش نسخههایی برای اندروید، بلکبری و نوکیا اس ۶۰ طراحی شده که کاربردی است.
با استفاده از سایت "اسکنآر" میشود اسناد و کتب و هر چیزی را که میخواهید اسکن کنید. سپس هر گاه که خواستید، میتوانید آن را به صورت یک نسخه قابل چاپ به نمابر یا فکس فرستاده و چاپش کنید.
همین طور این کار روش مناسبی برای نمایش نمودار در جلسات و ملاقات اداری است.
این سایت یک اپلیکیشن هم برای آیفون دارد تا بتوانید از روی کارت ویزیتهایی که در نمایشگاهها میگیرید، سریع یک عکس بگیرین و این اپلیکیشن آن را به یک نسخه قابل فهم در فهرست تلفنهای شما تبدیل میکند.
نسخههایی هم برای بلکبری و نوکیا و گوشیهای مبتنی بر آندروید موجود است.
http://scanr.com
برویم سر اصل مطلب
از کپی کردن یک سند گرفته تا ضبط از روی نمایشگر، بدون شک سریعترین وبسایتی که در زمینه ضبط و پخش وجود دارد، این سایت است.
همان طور که از اسمش پیدا است ویدئوی شما حداکثر میتواند ۱۲ ثانیه درازا داشته باشد.
روشهای مختلفی برای ضبط و ارسال ویدئوها از جمله وبکم، گوشی موبایل و ایمیل وجود دارد.
البته این که فقط ۱۲ ثانیه فرصت داشته باشید تا داستان خود را تعریف کنید، طبیعتا فرصت زیادی نیست بنابراین از همان ابتدا بروید سر اصل مطلب.
میتوانید به محض ضبط ویدئو، آن را در فیسبوک و توییتر به اشتراک بگذارید.
http://۱۲seconds.tv
هیکل میزونه!
این روزها مراقبت و رسیدگی به اندام برای همه ما مهم است.
برای همین افراد زمان زیادی را در باشگاههای ورزشی صرف میکنند.
اگر شما هم از این گروه هستید، این سایت را از دست ندهید.
بادی بیلدینگ دات کام یک منبع اطلاعاتی خوب و یک مربی بدنسازی رایگان است.
اگر وارد قسمت سوپرسایت بشوید به یک فهرست بر میخورید که همه چیزهایی که برای ورزش لازم دارید، از تغذیه تا دستورالعملهای ورزشی را شامل میشود.
اگر وارد قسمت تمرین (exercise) بشوید، میتوانید قسمتی از بدن را که میخواهید رویش کار کنید، انتخاب کنید تا به یک فهرست از حرکتهای مربوط به آن دسترسی یابید.
در این فهرستها برای هر حرکتی یک ویدیو هست که حرکت را قدم به قدم، با همۀ جزییات نشان میدهد.
http://bodybuilding.com
درواره بان خبر!
نیوزبان سایتی برای نقد خبر بر اساس اصول پذیرفتهشده جهانی روزنامهنگاری است.
در واقع جایی که علاقمندان به حوزه خبرنگاری دور هم اخبار وبسایتهای مختلف را بر اساس این اصول نقد میکنند.
به عنوان یک بیننده شما میتوانید محتویات این وبسایت یعنی اخبار و نقد کاربران را بخوانید، اما برای این که بتوانید در بحث شرکت کنید، نیاز به ثبتنام هست.
بعد از ثبتنام میتوانید پروفایل خودتان را تکمیل کنید. در صفحه پروفایل، فعالیتهایتان فهرست میشود و میتوانید هر بار که به سایت برمیگردید، آنها را ببینید.
بالای سایت موضوعات خبری در دستههای مختلف وجود دارد. میشود وارد هر بخش شد و همه اخبار مربوط را دید.
روی یک خبر کلیک کنید. کل خبر را میبینید که همراه منبع اصلیش درج شده است. زیر این خبر، یک تا بخش هست به نامهای نقد، نظر و اطلاعات.
در بخش نقد، خبر را بر اساس اصول بینالمللی و پذیرفتهشده خبر، نقد کردهاند.
در بخش نظرات هم نظرات درباره این نقدها و لینکهای دیگر دیده میشود.
در بخش اطلاعات هم میتوانید یک سری اطلاعات مفید مثل نتیجه جستوجو درباره این خبر را پیدا کنید.
http://newsbaan.com
فکر می کنم دلیلش برای خودم روشن است. اگر به طور خلاصه بخواهم بگویم. وقتی که من در مردادماه ۸۸ از زندان آزاد شدم، راستش قصد نداشتم به قول شما میدان مبارزه را ترک کنم اما دو موضوع باعث شد که این تصمیم را بگیرم. یکی اینکه این بار در طول بازجویی ها مساله ای که توانستم به طور قطعی بفهمم این بود که دیگر این سیستم بیشتر از این به من اجازه فعالیت و کار نخواهد داد.
بازجوهای من خیلی خیلی به صراحت می گفتند که هر کاری که تو بکنی، برای ما غیرقانونی خواهد بود حتی اگر در روزنامه کیهان مقاله بنویسی. بنابراین مساله از اینکه من چه ننویسم شده بود اینکه اگر بنویسم، چه می توانم بنویسم.
نکته دوم که خیلی در تصمیم گیری من تاثیر گذاشت این بود که پنج روز بعد از آزادی من آن کیفرخواست معروف داستان تهران منتشر شد که اسم من در کنار اسم خانم شیرین عبادی به عنوان رهبران بخش زنان کودتای مخملین معرفی شده بود. شب آن روز من تصاویر اولین دادگاه های نمایشی را دیدم و بخصوص تصویر آقای ابطحی خیلی من را تکان داد و من فکر کردم که این می تواند سرنوشت من هم باشد و من نمی خواستم که در آن جایگاه باشم که به هر شکلی و با هر شکنجه ای یا هر روشی از من اقرار گرفته شود و اقرار کنم که فعالیت های من در جنبش زنان در واقع با مقاصد براندازانه طراحی شده بوده یا ما جاسوسان بیگانه بودیم و یا عروسک های آمریکا و کشورهای غربی.
فکر کردم که در شرایطی که نمی توانم فعالیت هایم را به شکل سابق ادامه بدهم و هر لحظه خطر وجود دارد، بهتر است که حداقل برای مدت کوتاهی خارج از ایران زندگی کنم و به فعالیت هایم را به شکل دیگری ادامه بدهم.
چند نکته وجود دارد که باید روشن شود. ضمن اینکه من به تصمیم هر کسی برای ماندن یا رفتن احترام می گذارم و فکر می کنم که خیلی از این تصمیم ها جنبه شخصی دارد و اساسا نمی شود از این جنبه های شخصی انتقاد کرد. ما باید حق هر کس را برای تنفس آزادی و تنفس در هوای آزاد و کار کردن در شرایط آزادتر حتی برای یک مدت کوتاه هم که شده به رسمیت بشناسیم. حق هر کسی را برای برخورداری از نعمت آزادی به رسمیت بشناسیم.
در عین حال، باز هم فکر می کنم این یک تصمیم شخصی برای هر کسی است که فکر کند کجا موثرتر است. آن لحظه ارزیابی شخصی من این بود که ماندنم در ایران، آن تاثیری را که می خواهم نمی گذارد و مرا دچار یک روزمرگی می کند. ممکن است همسایه من یا دوست من در چنین شرایطی نباشد و بتواند همچنان تاثیر بگذارد یا خودش این طور فکر کند. ولی ارزیابی شخصی من این بود که من دیگر نمی توانم بیشتر از این تاثیر بگذارم، اما شاید در جای دیگر در فضای دیگر بتوانم از امکاناتی استفاده کنم و تاثیر بیشتری روی پیشبرد مبارزات مردم بگذارم. به این معنا من آمدنم خودم به خارج از ایران را قطع مبارزه نمی دانم، تداوم مبارزه می دانم.
اجازه بدهید اول همین مساله را روشن کنیم. تصمیم من برای برگشتن یک تصمیم باز است نه یک تصمیم بسته. یعنی به یک معنا این طور نیست که من دیگر قصد بازگشتن ندارم. اساسا من فکر می کنم که هر روز قصد برگشتن دارم اما هر روز باید ارزیابی کنم که کجا موثرترم و کجا می توانم کارم را انجام دهم. آیا شادی صدر در زندان موثرتر است یا در شرایط سرکوب و فشار و تهدید و در حالی که همه تلفن هایش کنترل می شود تاثیر بیشتری دارد یا اینکه اینجا، که حداقل می تواند کاری انجام دهد.
اما اینکه من دقیقا اینجا چه کار می کنم؟ من دقیقا سعی می کنم از تمام امکانات و فرصت هایی که در اختیارم هست یا می سازمشان استفاده کنم تا اولا نشان دهم که چگونه به طور روزمره حقوق انسان ها در ایران نقض می شود و تا چه اندازه جمهوری اسلامی نسبت به تعهدات بین المللی و قوانین داخلی اش در مورد حقوق بشر بی اعتنا است و در مرحله دوم و به طور خاص، تمرکز من روی دو موضوع است: یکی سرکوب و نقض حقوق مدافعین حقوق بشر و زندانیان سیاسی و دوم نقض حقوق زنان.
در قدم بعدی که فکر می کنم درازمدت تر باشد، آن چیزی که برایم مهم است و به نوعی برایش زنده ام این است که بتوانم با کمک کسان دیگری که همفکر من هستند، این ایده را پیش ببریم که لازم است برای جلوگیری از نقض حقوق بشر در ایران به راه های جدی تری فکر کرد. ما به اندازه کافی بیانیه های سیاسی سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر و دولت های مختلف را خوانده ایم.
الان بحث های متنوعی هست اما هنوز اجماعی وجود ندارد. از بحث هایی که بخصوص پس از انتخابات شروع شد که لازم است موارد جرایم علیه بشریت را که در جمهوری اسلامی اتفاق می افتد به دادگاه بین المللی کیفری ببریم که از نظر من با توجه به امکانات موجود حقوقی و سیاسی بین المللی بیشتر شبیه رویاست تا تشکیل کمیته ها و کمیسیون های حقیقت یاب تا تشکیل دادگاه هایی در اروپا تا ایده برگزاری دادگاه های سمبلیک بین المللی. همه این بحث ها مطرح است. آنچه که برای من مهم است این است که ما به هر حال بتوانیم یکی یا دو تا از این اقدامات را انجام دهیم و یک قدم به جلو برداریم و از مکانیسم های قضایی بین المللی استفاده کنیم تا عاملان نقض سیستماتیک حقوق بشر را محاکمه کنیم و به مجازات برسانیم.
به عنوان یک فعال اجتماعی، من همواره نیمه پر لیوان را می بینم و همیشه خوش بین هستم. اگر بخواهم نیمه پر لیوان را ببینم، نه به عنوان دستاوردهای خودم، بلکه به عنوان دستاورد جنبش زنان که من همیشه بخش کوچکی از آن بوده ام، می توانم بگویم که دستاوردهای خیلی عینی وجود داشته، اصلاح برخی از قوانین در برخی از حوزه ها، اصلاح برخی از سیاست ها، تغییر برخی از سیاست ها یا متوقف شدن برخی از سیاست ها و قوانین که تبعیض آمیز بودند.
مثلا متوقف شدن لایحه حمایت از خانواده پس از مبارزات فراوان یا حذف شدن مجازات سنگسار از قانون مجازات اسلامی یا اصلاحاتی در قوانین مربوط به ارث و دیه.
ولی آن دستاوردی که به نظر من خیلی بزرگ تر است و باید به آن افتخار کنیم این است که جنبش زنان با وجود همه سرکوب هایی که در سال های گذشته تجربه کرد، توانست ایده برابری و آزادی زنان را گسترش دهد و من فکر می کنم همین مساله در کنار دلایل اجتماعی دیگری مثل گسترش شهرنشینی، افزایش تعداد زنان تحصیلکرده، یکی از عوامل مهمی بود که باعث شد ما زنان را در جنبش عمومی و مردمی این چنین در صف مقدم ببینیم. زنانی که هستند، خودشان هستند با همه مختصات و ویژگی های زنانه شان و می دانند چه می خواهند و ایستاده اند و حاضرند هزینه اش را بپردازند. من فکر می کنم یکی از دلایلی که زنان دارند چنین نقش فعالی را بازی می کنند گسترده شدن آگاهی جنسیتی در میان زنان است و جنبش زنان قطعا در این میان نقش بزرگی داشته است.
به نظرم، دختر جوان توی اتوبوس که البته چادری نبود، اما خیلی با حجاب بود، خیلی صریح گفت سی سال پیش شما انقلاب کردید. انقلاب سی سال پیش انقلاب مردها بود. ساکت باشید، بنشینید، این انقلاب، انقلاب ما زن ها است. من واقعا متحیر ماندم و تا چند دقیقه فقط نگاهش می کردم که ببینم این زن کیست که این طور حرف می زند. به نظرم، دیدگاه او این بود که نتیجه انقلاب ۵۷ را که او به عنوان انقلابی مردانه توصیف می کرد، همه ما در سی سال گذشته دیده ایم. نقد او به چیزهایی بود که توسط مردها در این سی سال پس از انقلاب ساخته شده است. ما می دانیم که در انقلاب ۵۷، با آنکه زن های خیلی زیادی نقش داشتند و بدون حضور زن ها، آن انقلاب اساسا نمی توانست صورت بگیرد اما در بدنه جنبش، نقش رهبری زنان بسیار کمرنگ بود، نقش خواسته های زنان تقریبا هیچ بود و زمانی که زنان در اعتراض به حجاب اجباری به خیابان آمدند، هیچ یک از گروه های سیاسی فعال در آن زمان از این تظاهرات پشتیبانی نکردند.
بنابراین به یک معنا من فکر می کنم که این دختر جوان با یک حافظه تاریخی بسیار بسیار قوی برخورد کرد و حرفش این بود که حالا اینجا ما داریم رهبری می کنیم، اجازه بدهید رهبری دست ما باشد برای اینکه شما به اندازه کافی امتحان خود را پس داده اید. خیلی مشخص بود که از خواسته هایی صحبت می کند که خواسته های عمومی جامعه هستند اما جنبه زنانه دارند و از رهبری صحبت می کند که برای یک جنبش دمکراسی خواهی است ولی رهبری زنانه است.
من فکر می کنم، اگر نخواهیم اغراق کنیم یعنی به واقعیت های اجتماعی نگاه کنیم، بر اساس آنچه که همه ما در خیابان ها و فیلم ها دیدیم، به یک معنا تجربه زنانه در خیابان خیلی مهم است. در خیلی از صحنه ها ما می بینیم که زن ها این نقش را دارند که فضای خیابان، فضای اعتراض ها را شکل می دهند چه در این جهت که نگذارند جوان ها را دستگیر کنند، فضا را آرام کنند و نگذارند که فضا خشونت بار نشود و چه حتی در جهت دفاع و زمانی که دفاع انجام می شود در مقابل حملات. در هر دو حالت این احساس می شود و حتی خیلی وقت ها دیده می شود که شعارها از طرف زنان شروع می شود. این را در مقایسه با چیزی که قبلا وجود داشته می گویم وگرنه نمی خواهم بگویم که یکسره رهبری زن ها در خیابان ها تثبیت شده است. ولی همین جدا نبودن صف زن ها از مردها، همین که زنان با ظاهری می آیند که با تعریف های نرمالی که ما در ذهنمان از یک زن فعال سیاسی داریم، کلیشه شکنی و ساختار شکنی است. شکل و شمایل زنانی که برای تظاهرات خیابانی می آیند، خود اساسا نشانگر بخشی از خواسته های آنان است.
ولی متاسفانه در سطح رهبری سیاسی زنان حضور ندارند. واقعیت این است که آن نقش و جایگاهی که زنان در خیابان ها دارند، در سطوح بالای سیاسی ندارند و این فقط هم در داخل ایران نیست و در خارج از کشور هم همین وضعیت دیده می شود. در گروه هایی که مدعی رهبری جنبش هستند یا به هر نحوی روی جنبش تاثیر می گذارند، به نظرم یا تعداد زنان در آنها خیلی کم است یا اینکه خواسته های زنان در بین آنها خیلی کم دیده می شود.
ما نمی توانیم تحلیل های مکانیکی به جنبش ها بدهیم و بگوییم باید این شکلی شود. ما باید نسبت به آن چیزی که بستر و زمینه اجتماعی می سازد، تحلیل و راهبرد بدهیم. از نظر من، زنانی که در خیابان هستند و بخش عظیمی از این جنبش اجتماعی را تشکیل می دهند، در تعریفی که از خود ارایه می دهند خود را سبز می نامند و می گویند که بخشی از این جنبش هستند به این ترتیب، این تعریف گره خورده با خواست بزرگ دمکراسی و آزادی.
بنابراین ما اساسا نمی توانیم در این شرایط، این خواست بزرگ را تقلیل بدهیم و به آنها بگوییم که نه، برای اینکه خواسته های زنان نادیده گرفته نشود، شما فقط روی خواسته های زنان و برابری جنسیتی تمرکز کنید. ما این را نمی توانیم بگوییم. این یک خواست مکانیکی است که تحقق پذیر نیست.
آن چیزی که به نظر من شدنی است، این است که به جای آنکه از زنانی که به یک معنا در خیابان ها فعال هستند، بخواهیم از جنبش زنان، از فعالانی که تمام این سال ها مبارزه کرده اند که صدای این زن ها را تفسیر کنند و در عرصه سیاسی پیش ببرند.
از نظر من جنبش زنان همیشه یک نیروی سیاسی بوده است و همیشه با قدرت در حال مذاکره و به نوعی مجادله بوده است. قدرت که یک شکل ندارد. قدرت که فقط دولت محمود احمدی نژاد نیست. احزاب سیاسی، افراد با نفوذ، کروبی، موسوی، احزاب اپوزیسیون هم قدرت هستند. همه اینها کسانی هستند که جنبش زنان باید شروع کند با آنها حرف زدن و از آنها خواستن. خواسته های جنسیتی باید وارد جنبش شود.
ما بارها چنین چیزی را داشته ایم و می توانیم داشته باشیم. آخرین نمونه اش همین چند ماه پیش بود که آخرین ائتلاف بین زنان گروه های مختلف در قالب همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات شکل گرفت. سال گذشته بود که چنین بحث هایی مطرح شد که ما باید مطالبات زنان را در انتخابات مطرح و دنبال کنیم.
اجازه بدهید. می خواهم بگویم در آن طیفی که همگرایی را شروع کردند ما از مذهبی ترین زنان مثل اعظم طالقانی تا سکولارترین و لائیک ترین زنان مثل شهلا لاهیجی داشتیم. درواقع یک طیف بسیار وسیعی بود که سعی کرده بود روی یک برنامه مشخص به توافق برسد و دو خواسته مشخص را مطرح کند.
اما اینکه سرنوشتش چی شد؟ من می خواهم بپرسم که سرنوشت گروه های دانشجویی که مطالبات خاص خودشان را مطالبه می کردند چه شد؟ سرنوشت گروه های کارگری که خواسته های خودشان را دنبال می کردند چه شد؟ وقایع پس از انتخابات آن قدر سریع بود که تمام جنبش های اجتماعی به نظر من آچمز شدند. به نوعی در این وقایع یا حل شدند، یا خنثی شدند یا غیر فعال و منفعل شدند و بعد، سرکوب وسیع آن چنان نهادهای اجتماعی، جامعه مدنی و جنبش های متنوع کوچک را هدف گرفت که الان بخش عظیمی از بدنه این جنبش های اجتماعی یا به دلیل فعالیت های قبلی خود در زندان یا تحت فشار هستند یا اینکه جذب جنبش سبز شده اند و دیگر در بدنه این جنبش به عنوان جنبش زنان یا جنبش دانشجویی دیده نمی شوند و یکی از بیشماران این جنبش هستند.
در چنین شرایطی به نظر من جنبش زنان هم مثل دیگر جنبش ها است. و وقت زیادی هم نگذشته است. تا یک روز قبل از انتخابات، همگرایی فعال بوده، خواسته ها را مطرح کرده است. آقای موسوی در بیانیه هایش گفته، آقای کروبی گفته و حتی محسن رضایی حاضر شد با زنان دیدار کند. بنابراین، این طوری نبوده که فعال نبوده و یا ما یادمان رفته است.
تا آن موقع، انتقادی که معمولا از جنبش زنان می شد این بود که این جنبش در دست عده ای از زنان لائیک و فمینیست است که خواسته های رادیکالی مطرح می کنند و به همین دلیل، عده زیادی از زنان که به طیف مذهبی گرایش دارند، از پیوستن به آن اکراه داشتند. شما فکر می کنید در مقطع انتخابات ریاست جمهوری این مشکل حل شده بود؟
من فکر می کنم که اساسا این مشکل به این معنا وجود نداشت. کسانی این انتقاد را مطرح می کنند که اصولا جنبش را نمی شناسند و کارش را ندیده اند. زنان خیلی مذهبی و سکولار بارها توانستند در موارد مختلف با یکدیگر ائتلاف کنند. از نظر من مهم ترین و بزرگ ترینش ائتلاف علیه لایحه حمایت خانواده بود نه همگرایی. در ائتلاف علیه لایحه حمایت خانواده ما خانم جلسه های مذهبی داشتیم، از آن طرف زنان لاییک هم بودند. یعنی صد نفر زن متنوع از تهران و شهرستان ها بلند شدند و به عنوان نماینده گروه های مختلف زنان به مجلس رفتند. من فکر می کنم که چنین رنگارنگی و چنین تنوعی را ما در هیچ یک از دیگر جنبش های اجتماعی نداشته و نداریم. به نظرم، این هم یکی از آن کلیشه هایی است که مدام گفته می شود که زن ها نمی توانند دور هم جمع شوند، نمی توانند با هم کار کنند. در صورتی که در مقایسه با گروه های سیاسی، گروه های دانشجویی و حتی گروه های روشنفکر، زنان در طول سال های اخیر خیلی بهتر با هم کار کرده اند.
از نظر من هم این خطر جدیست. اگرچه خیلی از صاحب نظران معتقدند چنین مقایسه ها یا همانند سازی هایی بین انقلاب ۵۷ و جنبش کنونی مقایسه های درستی نیست چون شرایط اجتماعی، سیاسی و خیلی چیزهای دیگر متفاوت است. ولی من فکر می کنم انقلاب ۵۷ اولی اش نبود. اولی، انقلاب مشروطه بود. در انقلاب مشروطه هم زن ها آن همه فعالیت کردند و بعدش حتی حق رای نگرفتند. انقلاب ۵۷ را هم که همه می دانیم چه حاصلی داشت برای زنان.
اگر فکر می کنیم جنبشی که در جریان است دارد می رود به سمت یک تحول اجتماعی، اسمش حالا هرچه می خواهد باشد، در این تحول این خطر همواره وجود دارد که خواسته های جنسیتی نادیده گرفته شود بخصوص در جامعه ای مثل ایران که به هر حال نهادهای مردسالار قدرت خیلی زیادی دارند و مردسالاری خیلی قوی است و یک گرایش خیلی شدیدی هست به همه با هم، و همه یکی شدن و همه زیر یک خواسته بزرگ قرار گرفتن.
بناراین به نظرم جنبش زنان، یعنی تک تک ما و همه گروه ها و تشکل ها و فعالان منفرد، باید بایستد و بگوید می خواهد مطمئن شود که هیچ نوع دمکراسی بدون حقوق زنان محقق نخواهد شد، برای اینکه به طور واقعی هم هیچ دمکراسی بدون حقوق زنان محقق نخواهد شد. و اگر ما این پیچ تاریخی را از دست بدهیم، دوباره گرفتاری های انقلاب ۵۷ و انقلاب مشروطه و تداوم یک تاریخ از نظر من سراسر مرداسالارانه را خواهیم داشت.
آن چیزی که من رویش تاکید می گذارم این است که حقایق مهم است. برای من این مهم است که روشن شود دقیقا چه کسی محسن روح الامینی را کشته، چه کسی مسئول مرگ ندا آقا سلطان است؟ چه کسی مسئول تجاوز به دختری است که الان می گوید به او تجاوز شده یا بعد که فضا باز شود خواهد گفت.
اینکه بعد جامعه چه تصمیمی خواهد گرفت، یا آن قربانی به عنوان نفر اول، یا خانواده و بازماندگان چه تصمیمی خواهند گرفت، تصمیمشان بخشش است، گرفتن خسارت است یا مجازات، آن تصمیم قربانی است در وهله اول، بعد خانواده و بعد هم جامعه. مساله اصلی از نظر من این است که بدون روشن شدن حقایق، بخشش معنایی نخواهد داشت. چه کسی را می خواهید ببخشید؟
انتخاب فیلم مهلکه (Hurt Locker) ساخته خانم کاترین بیگلو به عنوان بهترین فیلم در مراسم اسکار امسال و پیشی گرفتن آن از فیلم عظیم و پرفروش و خیره کننده اواتار ساخته جیمز کامرون، اتفاق شگفت انگیزی بود که در تاریخ اسکار کمتر سابقه داشته است.
شاید در تاریخ جوایز اسکار قبلا دو بار اتفاق افتاده باشد که فیلم مستقل و کم هزینه ای مثل بتواند توجه اعضای آکادمی را جلب کرده و شش جایزه مهم اسکار از جمله جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه را دریافت کند و رقبای بزرگی چون و کوئنتین تارانتینو را شکست دهد.
چنین اتفاق مشابه ای تنها یک بار در تاریخ اسکار به وقوع پیوست، و آن هم در سال 1977 بود که فیلم ساخته وودی آلن موفق شد فیلم عظیم و پرخرج ساخته جورج لوکاس را شکست دهد.
امسال نیز سايه بر روی همه فيلم های نامزد دریافت جوایز اسکار افتاده بود. فيلمی که جوايز اصلی گلدن گلوب را به دست آورد و با فروش بالای 2 ميليارد دلاری خود، در صدر جدول پرفروش ترين فيلم های دنيا ايستاد.
فیلم نسبتا کم خرجی بود که با بودجه 11 میلیون دلاری ساخته شد، در حالی که هزینه ساختنزدیک به 300 میلیون دلار بود.
می توان دلایل متعددی را برای انتخاب به عنوان بهترین فیلم و کارترین بیگلو به عنوان بهترین کارگردان در مراسم اسکار امسال برشمرد.
نخست اینکه از موفقترین فیلم های سال گذشته بود و چندین جایزه مهم از جمله، جایزه بهترین فیلم در بفتا، جایزه انجمن کارگردان های آمریکا، جایزه منتقدان فیلم نیویورک، جایزه انجمن ملی منتقدان فیلم و جایزه انجمن تهیه کنندگان آمریکا را کسب کرده بود و اعضای آکادمی نمی توانستند به چنین فیلمی بی اعتنا باشند.
به علاوه تهیه کنندگان فیلم می دانستند که مردم از دیدن فیلم های جنگ عراق خسته شده اند. آن هم جنگی که هنوز ادامه دارد و همچنان قربانی می گیرد و تصاویر انفجارها و قربانیان آن را هر روز می توان از رسانه های عمومی تماشا کرد. پس در تبلیغات فیلم به جای تاکید بر ماهیت جنگی فیلم بر وجه درام آن و کشمکش سربازان آمریکایی با موقعیتی که درگیر آنند تاکید شد اگرچه ، یکی از بهترین فیلم هايی است که تا کنون در باره جنگ عراق ساخته شده است.
از طرفی این فیلم نیز همانند بسیاری از فیلم های کم خرج و مستقل، از وجود هنرپیشگان و ستارگان بزرگ سینما بی بهره بود و این خود می توانست در نظام ستاره سالار هالیوود که مراسم اسکار نیز تحت تاثیر عمیق آن است، عامل بزرگی برای نادیده گرفتن فیلم محسوب شود.
اما به مدد فیلمنامه خوب و تاثیرگذار آن که بر اساس ماجراهای واقعی زندگی یک سرباز آمریکایی عضو گروه خنثی سازی مواد منفجره در عراق ساخته شد و تبلیغات گسترده تهیه کنندگان آن و حمایت یک پارچه منتقدان فیلم آمریکا، نظر اعضای آکادمی را به خود جلب کند.
گرگ شاپیرو تهیه کننده فیلم حتی به تمام اعضای آکادمی ای میل زده بود که فیلم او مستحق دریافت اسکار بهترین فیلم است نه فیلم و به خاطر این عمل قانون شکنانه خود، از حضور در مراسم اسکار محروم شد.
موقعیت کاترین بیگلو هم در سینمای آمریکا با همه سینماگران مستقل دیگر متفاوت است. او همسر سابق جیمز کامرون یعنی بزرگ ترین رقیب خود در مراسم اسکار امسال بوده و سال ها از حمایت او در صنعت سینمای هالیوود برخوردار بوده است.
شاید در کارنامه سینمایی خانم بیگلو، فیلم متفاوتی باشد. بیشتر فیلم های قبلی او آثار تجاری اکشن و نسبتا پرخرجی بوده اند، اگرچه از نظر کارگردانی، تدوین و پرداخت سینمایی، آثار قابل توجهی به حساب میآیند اما به سختی می توان آنها را با فیلمی مثل مقایسه کرد.
، و ، نمونه هایی از فیلم های ناهمگونی است کهخانم بیگلو پیش از این ساخته است. فیلم هایی که شاید خشونت مفرط واحساس خطر و ترس تنها عناصر مشترکشان باشد. عناصری که بیگلو در نیز آنها را در فضای متفاوتی مثل جنگ عراق به کار گرفته است.
به علاوه امسال شاهد تغییر چشمگیری در گرایش های سینمایی اعضای آکادمی بوده ایم. در واقع مدت هاست که آکادمی اسکار، فیلم های مستقل و کم هزینه را جدی گرفته و در انتخاب های خود جا داده است.
سال قبل فیلم های و ، نامزد دریافت جایزه های بهترین بازیگر زن بودند اما امسال چرخش نگاه اعضای آکادمی به سمت فیلم های مستقل و عوامل تولیدی آنها بیش از گذشته محسوس بود.
تا ده سال قبل بسیار بعید بود که فیلم تلخ و سیاه و بی ستاره ای مثل وارد لیست نامزدهای اسکار شود اما امسال این فیلم تکان دهنده و ارزشمند، نه تنها نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم، بهترین کارگردانی برای لی دنیلز و بهترین بازیگر زن برای گابوری سيدیيبی (بازیگر نقش پرشس) بود بلکه توانست جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل را به خاطر ایفای نقش دشوار مادر پرشس، نصیب مونیک سازد.
از سوی دیگر مرور جوایز اسکار در دوره های گذشته نشان می دهد که فیلم های علمی تخیلی هر قدر هم که عظیم، خوش ساخت و اعجاب انگیز باشند، باز هم مورد توجه اعضای آکادمی قرار نمی گیرند.
شکست فیلم هایی چون در برابر وودی آلن و در برابر در اسکار سال 1982 نمونه ای از استثنائات بی توجهی اعضای آکادمی به فیلم های ژانر علمی - تخیلی و پرهزینه استودیویی است.
بنابراین انتخاب فیلم به عنوان فیلم برتر در هشتاد و دومین دوره جوایز سینمایی اسکار اگرچه اتفاق غریبی در تاریخ اسکار به حساب می آيد اما تا حد زیادی قابل پیش بینی بود.
مقام هایی از جانب اسرائیل و سوریه از علاقه مندی این دو کشور برای اجرای برنامه هایی هسته ای با اهداف صلح آمیز خبر داده اند.
اوزی لاندو، وزیر امور زیربنایی اسرائیل گفته است که احداث هرگونه تاسیسات هسته ای در اسرائیل مشروط به اعمال کنترل های سخت ایمنی و امنیتی خواهد بود. این اظهارات وزیر اسرائیلی در کنفرانسی در باره انرژی هسته ای در پاریس مطرح شد. در همین کنفرانس هم فیصل مقداد، معاون وزیر خارجه سوریه گفت که استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای نباید فقط در انحصار چند کشور باشد.
نگرانی ها در باره تغییرات اقلیمی و قیمت حامل های انرژی باعث شده است علاقه مندی کشورهای مختلف دنیا به استفاده از انرژی هسته ای بیشتر شود. کشورهای خاورمیانه هم در این میان استثنا نیستند.
اسرائیل میزان قابل توجهی ذغال سنگ برای تولید برق مورد نیازش وارد می کند و بدیهی است که بخواهد جایگزینی برای آن پیدا کند. پیش از این، بحث استفاده از انرژی هسته ای در اسرائیل مطرح شده بود، ولی پیشنهادهایی که در این باره ارائه شده اند، به نتیجه چندانی نرسیده اند.
برای احداث راکتور تولید برق هسته ای در اسرائیل لازم است از کشورهای دیگر کمک گرفته شود. اما اسرائیل که عضو آژانس بین المللی انرژی اتمی است، هیچوقت معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای را امضا نکرده و این دیدگاه به طور گسترده ای وجود دارد که این کشور دارای زرادخانه ای از سلاح های هسته ای است.
با در نظر گرفتن چنین شرایطی، تا این اواخر برای کشورهای دیگر قابل تصور نبود که در احداث نیروگاه هسته ای به اسرائیل کمک کنند، ولی با توافقنامه هسته ای غیرنظامی که امریکا و هند به تازگی امضا کردند، تمام شرایط تغییر کرده است. هند هم از جمله کشورهایی است که جزئیات سلاح های هسته ایش را اعلام نکرده است. مقامات اسرائیل همچنین با در نظر گرفتن پیشرفت هایی که در سال های اخیر در توان ضدموشکی این کشور به وجود آمده است، احتمالا معتقدند که تاسیسات هسته ای این کشور، در صورت احداث، آسیب پذیری کمتری در مقابل حمله احتمالی خواهد داشت.
دولت سوریه هم که الان به دنبال انرژی هسته ای است، سابقه پیچیده ای در این زمینه دارد. این دیدگاه به طور گسترده ای وجود دارد که ساختمانی که اسرائیل در سال 2007 میلادی در سوریه بمباران کرد، راکتور هسته ای محرمانه ای بود که سوریه در دست ساخت داشت. هرچند مقامات سوریه این موضوع را به شدت رد کرده اند.
هنوز مسئولان آژانس بین المللی انرژی اتمی معتقدند که سوریه همکاری کاملی با بازرسان این آژانس ندارد.
در بخشی از اظهارات اوزی لاندو، وزیر امور زیربنایی اسرائیل همچنین به خبرهایی اشاره شده است که در باره احتمال احداث نیروگاه هسته ای مشترک بین اسرائیل و دست کم تعدادی از کشورهای همسایه عرب آن منتشر می شود. هرچند مشخص نیست که آیا چنین اقدامی واقعا برای آن است که این طرح پیشنهادی بحث برانگیز، در ظاهر مطلوب به نظر برسد یا این کشور واقعا به دنبال آن است که برای افزایش همکاری منطقه ای، پروژه ای هسته ای اجرا کند.
تنها چند روز به آغاز سال ۱۳۸۹ باقی مانده و با تحویل سال جدید تاریخ قانون گذاری و مبارزه رسمی با اعتیاد در ایران، یکصد ساله می شود.
اعلام رسمی آغاز توزیع 'تنتور اوپیوم' (شربت تریاک) در ایران، شاید مهمترین خبر واپسین روزهای سال 88 برای صدها هزار مصرف کننده مواد مخدر و میلیون ها نفر از اعضای خانواده های آنها باشد که با فرا رسیدن نوروز نگران آن هستند که عضو معتاد خانواده را در تعطیلات سال جدید در خانه رها کنند و یا او هم می تواند امسال به جمع مسافران نوروزی بپیوندد.
شاید هم بیش از اعضای خانواده، خود مصرف کنندگان مواد مخدر خوشحال شوند که می توانند بدون تحمل درد و دردسرهای تهیه مواد، به جایگزینی قانونی برای ماده مخدر مصرفی خود دسترسی داشته باشند و حداقل برای مدتی از بد اخلاقی های "ساقی" و یا "تلکه شدن" توسط این و آن رهایی یابند.
به گزارش ایسنا، مرضیه وحید دستجردی، وزیر بهداشت ایران، روز دوشنبه (۱۷ اسفند - ۸ مارس) گفت که تحقیقات یکساله در وزارتخانه تحت امر او، از مفید بودن تجویز "شربت تریاک" (تنتور اوپیوم) برای درمان معتادان حکایت دارد.
خانم وحید دستجردی گفته است که نتایج پژوهش های وزارت بهداشت ایران نشان می دهد که نزدیک به ۷۰ درصد از کسانی که تحت درمان با شربت تریاک قرار گرفته اند و همزمان از خدمات حمایت روانی و روانپزشکی هم بهره مند شده اند، به اعتیاد بازنگشته اند و به اصطلاح اعتیادشان عود (Relapse) نکرده است.
اما به گفته وزیر بهداشت ایران و بنا بر همین پژوهش ها، بسیاری از معتادانی که تنها به استفاده از شربت تریاک بسنده کرده و از خدمات حمایت روانی و درمان های روانشناختی استفاده نکرده اند، پس از توقف درمان، دوباره به اعتیاد قبلی خود بازگشته اند.
اعتیاد؛ بیماری زیستی-روانی-اجتماعی و روحانی
یافتن اکسیری که شفا بخش معتادان باشد، آرزویی جدید نیست و هزاران سال است که معتادان به امید رهایی یک شبه از اعتیاد، "امشب را هم دود می کنند" تا فردا اعتیادشان را "کنار بگذارند".
اما از زمانی که نگاه مجرمانه و گناه آلود به اعتیاد جای خود را به دیدگاه بیماری و آسیب شناسی داده است، درمان اعتیاد هم از به غل و زنجیر کشیدن و به تخت بستن معتادان به سوی درمان های دارویی و غیردارویی سوق کرده است.
همزمان با نتایج پژوهش های جدید، رفتارشناسان دلایل اعتیاد را فراتر از در دسترس بودن مواد و وابستگی جسمی به مخدرها ارزیابی کرده و دلایل زمینه ساز اعتیاد را در میان خصوصیات روانی، ویژگی های اجتماعی و مشخصات زیست شناختی معتادان جستجو کردند.
در سالهای پایانی قرن بیستم، دیگر کارشناسان از در دسترس بودن مواد به عنوان بزرگترین علت گسترش اعتیاد یاد نکردند و "بی اراده بودن" معتاد را هم تنها دلیل ادامه اعتیاد نخواندند.
شناخت اعتیاد به عنوان یک بیماری زیستی، روانی و اجتماعی (Bio-psycho-social) عمری به اندازه دو دهه دارد اما در همین زمان کوتاه، تأثیرات این رویکرد بر اقدامات درمانی و پیشگیرانه بسیار بوده است.
کارشناسان می گویند که اگر اعتیاد ریشه های زیستی، روانی و اجتماعی دارد، پس در درمان آن هم باید علاوه بر دارو و اقدامات پزشکی به حمایت های روانی و مددکاری اجتماعی هم توجه کرد.
به عبارت دیگر، اگر ناملایمات روانی و محیط زندگی فرد از علل اصلی گرایش او به سوء مصرف مواد است، به هنگاه درمان نمی توان با تجویز چند قرص و آمپول امیدوار بود که معتاد را از 'مهلکه' نجات داد.
آنها می گویند که درمان پزشکی و دارویی نخستین گام در درمان اعتیاد است اما مهمترین آن نیست و چنانچه در برنامه درمانی معتادان تنها بر مصرف دارو تأکید شود، ممکن است پس از توقف مصرف دارو، علل روانی و اجتماعی اعتیاد، فرد معتاد را دوباره به دایره اعتیاد بازگردانند.
بدین ترتیب توصیه های نوین برای درمان موفقیت آمیز اعتیاد "اتحاد درمانی" است.
درمان جامع یا اتحاد درمانی به استفاده از درمان های زیستی، روانی و اجتماعی به موازات یکدیگر اطلاق می شود و طی آن جسم و ذهن و محیط اجتماعی فرد معتاد به طور همزمان مورد توجه درمانگران قرار می گیرد.
در سالهای پایانی دهه نخست قرن بیست و یکم، کارشناسان درمان های جدیدتری را هم مورد توجه قرار داده اند که به موجب آن علاوه بر ابعاد زیستی، روانی و اجتماعی اعتیاد به عوامل روحانی (Sprituality) نیز توجه شده است.
در تعریف علل روحانی، کارشناسان جدا از اعتقادات مذهبی و آیینی به آن بخش از خصوصیات افراد توجه می کنند که منحصر به فرد است و هر کس تعریفی کاملا یکتا از آن برای خود دارد.
تعریفی از واژه "روحانی" که کمتر به تعاریف مذهبی و آیینی برای واژه "روحانی" نزدیک می شود و بیشتر در دایره 'احساس و ادراک و مکنونات قلبی' افراد جای می گیرد.
بدین ترتیب، در درمان های قرن بیست و یکمی، اگر اکسیری برای علاج معجزه آسای اعتیاد وجود داشته باشد، آن را در لا به لای قرص و کپسول های رنگارنگ نمی توان پیدا کرد.
به عبارت دیگر، درمان های نگهدارنده با متادون، شربت تریاک، بوپره نورفین و سایر مواد شبه مورفینی، هنگامی اثربخش خواهند بود که با مراقبت های روانشناختی و مددکاری اجتماعی همراه شوند.
به نظر می رسد با آغاز توزیع شربت تریاک به عنوان داروی جایگزین و نگهدارنده برای معتادان به مواد اعتیاد آور از دسته مخدرها (تریاک، شیره، مورفین و هروئین)، درمان اعتیاد در ایران وارد مرحله جدیدی خواهد شد که اگر چه در صد سال اخیر بارها تکرار شده، اما طی سی سال گذشته برای نخستین بار خواهد بود که پس از توقف طرح توزیع کوپنی تریاک در دهه ۵۰ شمسی و همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی، دوباره تریاک علیه تریاک به کار گرفته می شود.
"نون نوشتن" تازه ترین کتاب محمود دولتآبادی، نه رمان و داستان، بلکه مجموعه یادداشتهای دولتآبادی درباره نوشتن است.
کتاب را نشر چشمه منتشر کرده است که به نظر میرسد قرار است دو رمان بعدی این نویسنده به نامهای طریق "بسمل شدن" و "زوال کلنل" را منتشر کند. این دو رمان حدود یک سال است که در وزارت ارشاد در انتظار صدور مجوز به سر میبرد. هر چند که رمان "زوال کلنل" پیش از این در آلمان به نام "کلنل" چاپ شده است.
"نون نوشتن" کتابی است درباره تجربه نوشتن، درباره تجربه زندگی، از سالهای 1359 تا 1374. لابهلای نوشتههای دولتآبادی میشود سراغ همه رمانها و داستانهایش را گرفت، از مثلاً گرفته تا داستانهای و و و... تا نمایشنامهها و فیلمنامههایش.
از ملالتها و سختیهایی که در زندگی بر او گذشته که یکی از مهمترینشان مرگ برادرش در جوانی بوده که کمرش را خم کرد. از سرگشتگیهایش، نان درآوردنش و سرپرستی از خانوادهاش تا زمانی که روی پای خودشان بایستند و دیگر به او احتیاجی نداشته باشند.
از این که در به در به دنبال آدمی میگشته که از او راه و چاه نوشتن را یاد بگیرد و سر آخر این که بهترین راه پیشرفت را در این میبیند که راه خودش را برود و به محافل ادبی و کافهنشینیهایش نزدیک نشود و حداکثر کارهای مترجم موردعلاقهاش را بخواند و سرش را پایین بیندازد و کارش را بکند و درگیر قضاوتهای دیگران نشود.
پس از پایان رمان ده جلدی می نویسد: "دو سال بعد از شروع داستان با همسرم مهرآذر نامزد شدیم و شش ماه بعد ازدواج كردم و حالا كه نوشتن به پایان رسیده فرزند ارشدم به نام سیاوش 11 سال دارد. در طول این دوران میشود گفت دو برادرم مردهاند. پدرم مرده است، مادرم دچار بیماری شده است. برادر و خواهرم كه از من كوچكتر هستند صاحب بچههایی شدهاند، سه بار زیر تیغ جراحی رفتهام، به زندان افتادهام و بیرون آمدهام، چهار پنجبار خانه عوض كردهام، دو سال در سندیكای هنرمندان تئاتر مسئولیت داشتهام، در آستانه انقلاب سخنرانیهایی داشتهام، و را هم در سال 1357 و 58 نوشتهام و... گرفتاریهای دیگر... حالا كه به خودم نگاه میكنم میبینم كه دندان سالم در دهان ندارم، كچل شدهام، دیسك گردن گرفتهام، ریه و معدهام ناسالم شدهاند، عینكی شدهام، عصبی كه بودهام..."
جزوِ معدود کتابهایی است که تا به حال نویسندهای در ایران درباره زندگی و آثار خود منتشر کرده است.
پیش از این گفتوگوهایی در قالب کتاب با نویسندگان و مترجمان ایرانی منتشر شده، کتابهایی که از خلال آنها میشود به انگیزهها و پروسه کار و نوشتن نویسندهها یا مترجمها پی برد، اما این که کتابی منتشر شود که در آن نویسنده به زندگی خصوصی خود پرداخته باشد کمتر اتفاق افتاده است.
از جملۀ این کتابها میتوان به کتاب "ما نیز مردمی هستیم" اشاره کرد که گفتوگوی مفصل امیرحسن چهلتن و فریدون فریاد با محمود دولتآبادی است.
یکی از بهترین نمونههای این نوع نوشتن کتاب خاطرات شاهرخ مسکوب با عنوان "روزها در راه" است که در پاریس منتشر شد. مسکوب در این کتاب همانقدر که از دغدغههای فرهنگی و ادبی خود میگوید، به همان اندازه هم درباره خودش، تردیدهایش، دخترش، زندگی خودش حرف میزند و ما را با آدمی واقعی آشنا میکند، انسانی که دیگر قرار نیست خودش را پشت واژههای فهیم نوشتههایش قایم کند.
مسکوب در دو جلد خاطرات خود از ریزترین دغدغههایش نوشته است. بعد از خواندن این خاطرات شان انسانی مسکوب برای خواننده چندین برابر میشود، چرا که میشود هر کلمه نویسنده را بیواسطه فهیمد، این که برای نوشتن هر واژه چه قدر از خودش، از جانش، از فرزندش و از انسان بودنش مایه گذاشته است.
ناگفته نماند که در سال 1342 جلال آلاحمد کتابی منتشر کرد به نام "سنگی بر گوری" که شرح مشکلات شخصی نویسنده و درگیریاش برای بچهدار شدن است. جزییاتی که آلاحمد در این کتاب شرح آن را داده است، برای سالهای اول دهۀ چهل تا حدودی خارج از عرف به نظر میرسد، هر چند که کتاب تا اوایل دهۀ 60 در ایران چاپ نشد.
"برادر بزرگم را ، كه گرچه از زن اولش يك بچه داشت دو تا زن ديگر هم گرفت و طلاق داد ولی به هر صورت وقتی مرد همان يك بچه را داشت. اما ديگران هر كدام با بچهها و نوهها. و مادرم فقط نديدهاش را نديده . و آن وقت عموزادهها و خالهزاده ها و نوهها و نتيجهها و زادرود…يك ايل به تمام معنی .و در چنين جنگل مولايی از تخم و تركه ،سرنوشت آمده فقط يخه مرا گرفته كه چون كم خونی و چون خدا عالم است چه نقصی در كجای بدنت هست و اسپرمهايت تك و توكند و ريقو، حالا تو بايد با آنچه پشت سرداری نفر آخر اين صف بايستی و گذر ديگران را به حسرت تماشا كني . و واقعيت اين است كه هيچ كس پس از من نيست. جادهای تا لبه پرتگاهی، و بعد بريده. ابتر به تمام معنی..." (برگرفته از کتاب سنگی بر گوری)
در سال 1384 هم سیمین دانشور مجموعه نامههای خصوصی خود را به جلال آلاحمد در طول زندگی مشترکشان به نشر نیلوفر سپرد که این نامه ها در دو جلد منتشر شد. اما از آن جا که این نامهها به همان شکل اولیه و بدون هیچ ویرایشی چاپ شده بود چندان نتوانست در جذب خواننده موفق باشد. اما از جهت دیگر حسن نامهها در این است که همان حس و حال و صمیمیت زمان نوشته شدنشان را به خوبی نشان میدهند.
"جلال عزیزم، قربانت گردم. رفتم و از سخت جانیهای خود سخت شرمندهام. بی تو یک دم زیستن شرط وفاداری نبود. وقتی از تو جدا شدم همان طور که پیشبینی میکردم، مثل جفت مرغان مهاجر چندان اندوهی فرا گرفتم که از گریه نتوانستم خودداری کنم. در طیاره با وجود متلکهای این و آن که آمریکا رفتن گریه ندارد و غیره، باز تا مدتی، یعنی تا وقتی از مرز ایران دور شدیم، گریه میکردم و هرچه میکوشیدم خود را آرام بکنم نمیتوانستم. اکنون که این کاغذ را مینویسم کمی آرام شدهام و رضا به داده دادهام. باری، خود کرده را تدبیر نیست."
در سالهای اخیر هم حسن کامشاد کتابی منتشر کرد با عنوان "حدیث نفس" (نشر نی) که خاطرات شخصی اوست از 50 سال اول زندگیاش، یعنی از سال 1304 تا 1354. کامشاد در گفتوگویی با رادیو فرانسه گفته است که در نوشتن این خاطرات سعی کرده است که دروغ نگوید، آن چه را که واقعاً گذشته است صادقانه روی کاغذ بیاورد و البته میگوید، متاسفانه بعضی بخشهای شخصی را در کتاب نیاورده است.
آذر نفیسی، نویسنده "لولیتا خوانی در تهران" هم اخیرا کتابی با عنوان "چیزهایی که درباره شان سکوت کرده ام" به زبان انگلیسی منتشر کرده که درباره زندگی خصوصی خود و خانواده اش است، چیزی که به گفته خود او در میان ایرانیان جزو اسرار مگو ست.
شاید نوشتن چنین کتابهایی چندان ارزش ادبی نداشته باشد، اما هر خوانندهای دلش میخواهد نویسنده موردعلاقهاش را بهتر بشناسد. دلش میخواهد بداند برای نوشتن هر کدام از این واژهها چه مسیری را در زندگی طی کرده است. موفقیتها و شکستهایش چه قدر در این روند موثر بودهاند و خلاصه این که ابعاد فرازمینی نویسندهها را با متر و میزان زمینی خودش اندازه بگیرد.
قدمهای اول نویسندههای ایرانی است برای چیزی که ابراهیم گلستان آن را مدرنیسم مینامد. گلستان اعتقاد دارد یکی از مهمترین جلوههای زندگی مدرن زندگی کردن بدون پردهپوشی است و شاید این برای ایرانیها، که همیشه نسبت به زندگی خصوصی خود حساس هستند و دربارهاش حرف نمیزنند، کار سختی باشد.
به نظر میرسد دوران این طرز فکر میان نویسندهها با انتشار چنین کتابهایی دارد به پایان میرسد.
از اوسط دهه هفتاد خورشیدی، با بازشدن نسبی فضای فرهنگی در ایران، هنر کاریکاتور هم به گفته هنرمندان این عرصه و هم منتقدان هنرهای تجسمی، از رشد کمی و کیفی قابل ملاحظه ای برخوردار شد.
انتشار کارتون و کاریکاتور در نشریات ایرانی افزایش پیدا کرد و اظهار نظر از راه طراحی و نقاشی هنرمندان زیادی را برای ورود یا بازگشت به این عرصه تشویق کرد.
یکی از امضا های آشنا در طرح ها و کاریکاتورهایی که در نشریات ایران از جمله روزنامه های آفتابگردان، همشهری و شرق منتشر می شد، آثار افشین سبوکی بود که چند سالی است به کانادا مهاجرت کرده است. او اخیرا دست به کار تولید انیمیشن زده و به چهره ها و طرح هایی که قبلا منتشر می کرد جان بخشیده است.
در این میان او با همکاری حمید غلامپور، اولین طراح ایرانی است که محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران را وارد دنیای انیمیشن کرده است.
در واقع آقای سبوکی در شمار اولین طراحان ایرانی انیمیشن های سیاسی و اجتماعی است که مقام های فعلی کشورش در آن حضور دارند و در عین حال آقای احمدی نژاد هم اولین رئیس جمهور ایران است که وارد دنیای رنگارنگ انیمیشن شده است.
اولین انیمشین با حضور آقای احمدی نژاد چند هفته پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران منتشر شد که نشان می داد او در شرایطی که مجری برنامه مناظره نامزدهای ریاست جمهوری را تحت فشار گذاشته در حال دفاع از برنامه و کارنامه چهار سال گذشته ریاست جمهوری اش است.
دومین انیمشن هم که فضای متنوع تری نسبت به اولی دارد رئیس جمهور ایران را در حال سخنرانی ای نشان می دهد که مخالفانش را "خس و خاشاک" خواند.
فضا، زبان و طنزی که در این انیمشن به کار گرفته شده، یادآور کاریکاتورهایی است که پیش از این از آقای سبوکی در روزنامه های تهران منتشر می شد اما جان بخشیدن به چهره های ثابت و کمک گرفتن از موسیقی ای که ویژه این انیمیشن ها ساخته شده، کمک کرده تا مخاطب برخلاف کاریکاتورهایی سیاسی آقای سبوکی در ایران، با صراحت کم سابقه ای پیام تولید کنندگان را دریافت کند.
آقای سبوکی می گوید که این دو انیمیشن تحت تاثیر تحولات و وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران ساخته شد اما تاکید می کند که همچون گذشته موضوعات غیر سیاسی را هم دستمایه کارهای بعدی اش خواهد کرد.
آقای سبوکی از تجربه کار در کانادا و چگونگی ارتباط برقرار کردن شهروندان این کشور با طراحی و کاریکاتورهای ایرانی می گوید که فهم زبان پیچیده کاریکاتوریست های ایرانی گاه برای غیر ایرانی ها دشوار است.
نویسندگان و هنرمندان در ایران برای انتقال معنا و همزمان گرفتن مجوز انتشار یا مصون ماندن از عقوبت های ناخواسته، به ناچار از زبان استعاری و پیچیده ای استفاده می کنند که برای مخاطبان غیر ایرانی درک آن آسان نیست.
با این حال این پیچیدگی در انتقال مفاهیم تولیدات روزمره هنرمندان ایرانی را تا آستانه طراح هایی فیلسوفانه ارتقا داده و ظرفیت هایی تازه ای به زبان طراحی و کاریکاتور بخشیده است.
افشین سبوکی که حالا در فضای آزادانه ای در حال فعالیت است می گوید که برخلاف تمام امکانات و آسایشی که اینک برای انتشار کارهایش دارد، طعم و مزه کاریکاتور ایرانی را با همان زبان استعاری بیشتر می پسندد.
برای همین است که شاید آقای سبوکی هم کم و بیش تلاش کرده تا این زبان رمزآمیز ملی را در انیمیشن هایش حفظ کند و جذابیت ایرانی آن را برای مخاطبان فارسی زبان اش نگاه دارد.
شورایی از رهبران مذهبی که برای دادن مشورت به باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، تشکیل شده، قرار است اولین توصیه های رسمی خود را منتشر کند.
برخی گفته اند که راه اندازی چنین شورایی خلاف مفاد قانون اساسی آمریکاست چون بنا به قانون اساسی این کشور آموزه های مذهبی باید از زندگی عمومی مردم جدا نگه داشته شوند.
در جریان مبارزات انتخاباتی باراک اوباما، سعی زیادی شده بود، حرفی زده نشود که به گروه های مذهبی اهانت شود.
اما وقتی رئیس جمهوری جدید اعلام کرد تصمیم گرفته است شورایی رسمی از مشاوران مذهبی تشکیل دهد، بحث و جنجال زیادی در محافل سیاسی آمریکا به پا شد.
شورایی بحث برانگیز
این شورای بیست و پنج نفره، که رسما وظیفه دارد سردمدار ارزش های آمریکایی و همچنین همکاری های مذهبی در جامعه آمریکا باشد، امروز (سه شنبه، 9 مارس)، توصیه های مختلفی را در باره همکاری بهتر دولت با گروه های مذهبی ارائه خواهد داد.
این توصیه ها ممکن است، باعث شود برنامه هایی که از طریق آنها سازمان های مذهبی در آمریکا کمک مالی دولتی دریافت می کنند، گسترده شود.
یکی از مخالفان سرشناس این چنین ابتکاراتی یک رهبر مذهبی است.
"بری لین"، یکی از اعضای گروه "آمریکایی های متحد برای تفکیک مذهب از دولت"، از سرانجام توصیه های شواری مذهبی نگران است.
او گفت: "اگر رئیس جمهوری توصیه های این شورا را بپذیرد نمایندگان سازمان هایی در این شورا خواهند نشست که صدها میلیون دلار کمک مالی از دولت دریافت خواهند کرد."
اسقف لین افزود: "در آمریکا شوراها را باید تاسیس کرد تا در حوزه های اقتصادی یا علمی مشورت بدهند. تشکیل شورایی برای دادن مشاوره های مذهبی به لحاظ قانون اساسی این کشور لازم نیست."
به رغم این دست از انتقادها، چند برنامه تجربی در آمریکا در نظر گرفته شده است.
هم اکنون در دوازده اداره دولتی آمریکا دفاتر ویژه ای برای همکاری مذاهب برپا شده است.
اما توسعه این گونه برنامه ها در این کشور جنجال برانگیز است.
ایالات متحده هنوز هم به طور گسترده یک کشور مذهبی تلقی می شود اما در باره جایگاه مذهب در زندگی عمومی مردم نگرانی های عمیقی و همچنین تناقضات رو به افزایشی نیز وجود دارد.
در این صفحه مشاهدات شخصی، گزارش های ویدئویی و تصاویر گرفته شده توسط خبرنگاران بخش فارسی بی سی را که برای پوشش انتخابات پارلمانی عراق به این کشور رفته اند، می خوانید. گزارش هایی از مهرداد فرهمند، ژیار گل و نفیسه کوهنورد.
:
با پایان رای گیری و به محض آغاز شمارش آرا، همه احزاب رقیب خود را پیروز انتخابات اعلام کردند و جشن گرفتند. []
:
شط العرب شریان حیات بصره است. همه رودها و جویبارهای اصلی عراق به شط العرب می ریزد؛ رودی که تفریحگاه اصلی مردم شهر بصره است. مهرداد فرهمند که به بصره سفر کرده از این رود عکس هایی فرستاده است.
:
روز انتخابات عراق، کردستان عراق حال و هوای جشن داشت. []
امروز بسیاری از مردم عراق پای صندوقهای رای رفتند اما گروهی هم بودند که نه امکان رفتن به شهرهایشان را داشتند و نه درباره فایده انتخابات برای آنها مطمئن بودند. مانند اشوریان عراق که اخیرا به ویژه در استان نینوا مورد حمله قرار گرفته اند. []
این آلبوم شامل تصاویر بی جاشدگان داخلی عراق است که در طی تنش های قومی سال های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ مجبور به تغیر محل زندگی خود شدند و اینک در فرودگاه متروکه ای در بغداد پناه گرفته اند. بسیاری از مردم ساکن این فرودگاه، فاقد کارت شناسایی اند و به دلیل نداشتن آدرس دائمی توانایی شرکت در انتخابات پارلمانی یکشنبه را نخواهند داشت. []
مهرداد فرهمند که به بصره سفر کرده، از وضعیت امنیتی این بخش از عراق که معمولاً از امنیت بیشتری نسبت به سایر نقاط عراق برخوردار است، گزارش تهیه کرده است.[]
از زمان اشغال نظامی عراق ، هفت سال پیش و جنگهای قومی که رخ داد، هزاران خانواده بغداد را ترک کردند و به شهرهای امن تری پناه بردند.حالا در انتخابات پارلمانی فردا، بعضی از این خانواده ها نمی توانند رأی بدهند.[]
پرواز بسوی بصره ساعت نه صبح بود، معمولاً برای پروازهای داخلی نیازی نیست که دو ساعت زودتر در فرودگاه حاضر شد. پروازهای داخلی نه تشریفات کنترل گذرنامه و روادید دارند و نه عبور از مرز گمرکی اما برای سوار شدن به هواپیمای پرواز داخلی در عراق باید از هفت خوانی گذشت که در هیچ پرواز بین المللی در جهان نظیر ندارد.[ ]
مشکل اصلی برای ما خبرنگاران در عراق، نا امنی نیست، امنیت است. به عنوان خبرنگاران بی بی سی ما ناچاریم دستورالعملهای امنیتی را رعایت کنیم، یعنی ناچاریم همیشه محافظی را که بی بی سی برای ما تعیین کرده همراه داشته باشیم. []
در آستانه انتخابات مجلس نمایندگان عراق سری به محله کارمان اسکویر بغداد زدم. آخرین باری که به این محله آمده بودم ۶ سال پیش بود. آن زمان این محله بر اثر حمله انتحاری یک خودرو پر از مواد منفجره به شدت آسیب دیده بود. []
سالن بزرگ و مدرن هتل بین المللی اربیل در شمال عراق پر است از مهمانان داخلی و خارجی که در مشایعت موسیقی آرام و نور ملایم آباژورها به گفتگو نشسته اند. []
در بودجه سال آینده ایران بیش از ۵ هزار میلیارد ریال برای مقابله با "جنگ نرم دشمنان در حوزه فرهنگی" اختصاص یافته است.
به گزارش خبرگزاری فارس، یونس اسدی نماینده مردم مشکینشهر خبر فوق را در توضیحی راجع به لایحه بودجه ۱۳۸۹ اعلام کرده که این روزها در مجلس ایران در حال بررسی است.
"جنگ نرم"، مفهومی است که به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر مورد توجه مسئولان ایرانی قرار گرفته و منظور از آن، کلیه اقدامات دشمنان جمهوری اسلامی در عرصه های فرهنگی و رسانه ای است که، به عقیده این مسئولان، برای براندازی حکومت مورد استفاده قرار می گیرد.
هنوز در مورد جزئیات بودجه مقابل با جنگ نرم و دستگاه های دریافت کننده آن اطلاعات دقیقی منتشر نشده است، ولی با توجه به دیدگاه رهبر ایران در خصوص نقش "بسیج" در مقابله با جنگ نرم، به نظر می رسد این نهاد، بخش قابل توجهی از بودجه فوق را به خود اختصاص دهد.
بودجه افشای "سرخوردگی جوانان آمریکایی"
در هفته های گذشته، توضیحات منتشر شده ازسوی برخی مسئولان حکومتی در مورد نحوه هزینه شدن بودجه مقابله با جنگ نرم، توجه رسانه ها را به خود جذب کرده است.
یکی از خبرسازترین توضیحات از این نوع، هفته پیش از سوی مهرداد بذرپاش رئیس "سازمان ملی جوانان" عنوان شد که با اعلام ابلاغ "آیین نامه مقابله با جنگ نرم"، از اختصاص ۲۰۰ میلیارد ریال از سوی این سازمان برای "نشان دادن سرخوردگی جوانان آمریکا در دولت اوباما و مظلومیت جوانان لبنانی و فلسطینی" سخن می گفت.
در خبری دیگر، خبرگزاری مهر دو هفته پیش اظهارات "یک مقام مسئول در فناوری ریاست جمهوری" به نام "علی دلاوری" را منتشر کرد که از برنامه تاسیس یک خبرگزاری و "یک مرکز منطقهای بین کشورهای فارسی زبان" برای "تعامل فرهنگی بیشتر و مقابله با تهدیدات نرم" خبر می داد.
حدود یک ماه پیش نیز خبرگزاری های کشور خبری را منتشر کردند که موضوع آن، پیش بینی ۲۰ میلیون دلار (حدود ۲۰۰ میلیارد ریال) در بودجه "دفاعی" سال ۱۳۸۹ از سوی دولت برای "مقابله با آمریکا" بود.
به گفته غلامرضا کرمی رئیس کمیته دفاعی مجلس، بخشی از این بودجه قرار بود صرف جنگ نرم با آمریکا شود، که واکنشی به احتمال اختصاص ۵۵ میلیون دلار توسط ایالات متحده برای حمایت از "قربانیان سانسور در ایران" بود.
نقش بسیج در "جنگ نرم"
۱۰ ماه پس از انتخاب محمدعلی جعفری به سمت فرمانده جدید سپاه پاسداران، وی در ۸ تیر ۱۳۸۷ از موافقت رهبر ایران با تغییر ساختار سپاه پاسداران خبر داد و "تقویت رده های بسیج" را یکی از اهداف این تغییر جدید بر شمرد. در ۲۱ بهمن سال گذشته، سرلشگر جعفری در گردهم آیی ۵۰۰ نفر از فرماندهان بسیج تهران بزرگ اظهار داشت که بنا بر تصمیم رهبر ایران، مقابله با تهدیدات نرم، مهمترین وظیفه بسیج در کشور خواهد بود.
فرمانده سپاه در سخنرانی خود در ۴ ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری دهم، از لزوم آمادگی برای مقابله با تهدیدات نرم سخن گفت و با یادآوری "برخی نا امنیها در سال ۷۸، ۷۹ و ۸۰ در تهران" پیش بینی کرد: "قطعا در آینده نیز دشمن در صدد ایجاد چنین معضلاتی برای نظام خواهد بود که ما باید با تدبیر از انجام آنها جلوگیری کنیم."
با توجه به نقش بسیج در مقابله با تهدیدات نرم، که به ویژه بعد از انتخابات ریاست جمهوری برجسته تر شده است، این نهاد یکی از مهم ترین دریافت کنندگان بودجه مقابله با جنگ نرم در سال آینده خواهد بود.
بسیج، به دنبال تغییرات ساختاری در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، زیر مجموعه این نهاد محسوب می شود و دولت دهم در لایحه بودجه ۱۳۸۹، برای آن حدود ۵۸ هزار میلیارد ریال بودجه در نظر گرفته است.
بودجه سپاه پاسداران در سال جاری (۱۳۸۸) بیش از ۴۸ هزار میلیارد ریال بوده است که به این ترتیب، در صورت تصویب رقم پیشنهادی دولت، بودجه آن حدود ۱۰ هزار میلیارد ریال افزایش خواهد داشت.
البته مارلین گوریس، کارگردان هلندی، هم در سال ۱۹۹۶ با فیلم برنده بهترین فیلم خارجی شده بود اما جایزه او در رشته بهترین کارگردانی نبود.
برنده شدن بیگلو بار دیگر این سوال مهم را بر می انگیزد که "چرا کارگردان زن در هالیوود همچنان کمیاب است؟"
خود بیگلو معمولا چندان تمایلی ندارد که با عنوان 'کارگردان زن' معرفی شود و در مراسم اسکار دیشب هم هنگام دریافت جایزه اش اشاره ای به جنسیت خودش نکرد.
او اخیرا در مراسم جوایز اتحادیه کارگردانان امریکا هنگام دریافت جایزه بهترین کارگردانی برای فیلم گفته بود " دوست دارم به خودم فقط به چشم کارگردان نگاه کنم نه کارگردان زن."
اما بنا به بر برآورد 'سلولوئید سیلینگ'، گزارش سالانه دانشگاه ایالتی سان دیگو، از میان ۲۵۰ فیلم مهم سال ۲۰۰۹ در امریکا، زن ها فقط ۷ درصد این فیلم ها را کارگردانی کرده اند.
این یعنی ۲ درصد کاهش نسبت به سال گذشته. ۷ درصد رقم نگران کننده ای است چون با درصد کارگردانان زن در سال ۱۹۸۷ یکی است.
مارتا لازن، نویسنده گزارش سلولوئید سیلینگ، می گوید که هالیوود منکر کمبود زنان پشت دوربین است.
او به آژانس خبری ای اف پی گفته "شنیده ام ویراستارهای ناشران بزرگ هم مثل مدیران استودیوها، خیلی ساده، وجود هرگونه مشکلی را تکذیب می کنند. آنها یا کلا منکر وجود چنین آمارهایی می شوند یا اسم سه چهار کارگردان شاخص را که از قضا زن هستند به زبان می آورند و شانه بالا می اندازند و می گویند مشکلی نیست."
مارتا لازن می گوید "اگر فکر کنید مشکلی در کار نیست، دنبال راه حل هم نمی روید و این جوری می شود که وضع به همان حالی که هست می ماند."
امی مول، مدیر جشنواره فیلم بردز آی ویو - که هدفش شکوفایی استعداد زنان است و برای کمک به زنان فیلمساز کارگاه های آموزشی برگزار می کند- با این نکته موافق است.
او امیدوار است برنده شدن بیگلو سبب شود این صنعت خودش را با اوضاع جدید تطبیق دهد.
او می گوید در صنعت فیلمسازی چند تا فرضیه غلط وجود دارد که هیچ ربطی به دلایل واقعی این مشکل ندارد.
یکی از این فرضیه ها این است که متوسط سینماروها مردان بیست تا سی ساله اند.
او می گوید در بریتانیا این فرضیه را درباره زنان سی تا چهل سال می گویند.
"برنده شدن بیگلو فرصتی به یادماندنی است. اسکار بهترین کارگردانی او، زنان امثال او را در کانون توجه قرار می دهد و او را به الگو تبدیل می کند. امیدوارم زن ها و دخترها کارگردانی فیلم را قابل دسترس ببینند."
خانم مول می گوید که تعداد فیلم های بریتانیایی کارگردان های زن هم رو به کاهش است و از ۱۲ درصد به حدود ۱۰ درصد در سال گذشته کاهش یافته است.
"خیلی ناراحت کننده است. وقتی من کارم را در بردز آی شروع کردم فکر می کردم ۲۵ درصد هم خیلی بد است."
پس چرا تعداد کارگردان های زن کم است؟
مول بر این باور است که یکی از عوامل مهم "طبیعت این کار" است.
او می گوید "این کار امنیت شغلی کمی دارد، بی ثبات است، و معمولا زیاد پیش می آید که کارگردان مجبور می شود مدت های طولانی را در لوکیشن فیلمبرداری به سر ببرد.
"برای همین کارگردانی مثلا با بچه داری چندان جور در نمی آید."
جمو گرین رییس مرکز رسانه ای زنان نیویورک است که هدفش تشویق زنان به حضور در جلو دوربین و پشت دوربین در امریکاست.
او در وبلاگ این مرکز می نویسد: هالیوود به سبک خودش یک جور کلوب مردانه است و تمرکزش روی تهیه فیلم هایی است برای مخاطب مرد ۱۴ تا ۲۵ سال.
زن ها بیشتر از نصف نیروی کاری امریکا هستند و با این حال هنوز از نوشتن و کارگردانی و تهیه کنندگی فیلم های شاخص دور افتاده اند.
کیت کنینمونت، مدیر اجرایی سازمان بریتانیایی "زنان در فیلم و تلویزیون" (WFTV) هم به تبعیض جنسیتی در کار اعتقاد دارد.
او به بخش خبر بی بی سی انگلیسی گفته است "خیلی از زن ها فیلم کوتاه می سازند. اما درباره ساخت فیلم سینمایی باید گفت که آنها گویا قادر به جذب بودجه نیستند."
خانم کنینمونت می گوید" آیا تهیه کننده ها حاضر به سرمایه گذاری روی زن ها هستند؟ خیلی وقت است که حرف از برابری زن و مرد است اما نگاهی به کابینه یا قضات دادگاه عالی بیندازید. کم پیش می آید زنی در این قبیل جاها دیده شود.
"دلیل دیگرش این است که زن ها اغلب فاقد اعتماد به نفس و خوشبینی لازم اند تا خودشان را به چنین جاهایی برسانند."
اما به هر حال کیت کنینمونت هم امیدوار است برنده شدن بیگلو نقطه عطفی در این زمینه باشد.
کیت کنینمونت می گوید که کاترین بیگلو فیلمی ساخته است که خیلی ها فکر می کنند قاعدتا باید کار یک کارگردان مرد باشد. تهیه کننده ها روی او ریسک کرده اند.
اما به سرمایه گذارها نشان می دهد که زن ها می توانند فیلم های بزرگی بسازند.
امسال برای بزرگداشت هشت مارس، روز جهانی زن، مراسم ویژه ای در نظر گرفته نشده اما در ماه های گذشته زنان در میان صفوف معترضان در خیابان ها حضور پررنگی داشتند.
در سالی که گذشت کسی در خیابان، مترو و معابر عمومی به دنبال جمع آوری یک میلیون امضا برای برابری حقوق زنان و مردان نبود، اما این به آن معنی نبود که فعالان حوزه زنان در ایران فعالیت های خود را به تعلیق در آورده باشند.
به رغم دستگیری های گسترده فعالان حوزه زنان در روزهای بعد از انتخابات و فشارها و محدودیت های زیاد از جانب دولت، آنها در این مدت بیکار ننشسته و با شیوه هایی مسالمت آمیز اعتراضات خود را ادامه دادند. از جمله گروهی از فعالان این حوزه گروه مادران عزادار را تشکیل دادند.
مادران عزادار، جمعی از زنان هستند که فرزندان و یا همسران آن ها در جریان رویدادهای پس از انتخابات ۲۲ خرداد ایران کشته شدند و نیز مادرانی که فرزندان یا همسران خود را طی رویدادهای سیاسی سال های گذشته نظیر اعدام های سال ۱۳۶۷ از دست داده اند.
این افراد روزهای شنبه در ساعت مشخصی با لباس سیاه و به رسم سوگواری در پارک لالهتهران گرد هم می آیند.
آسیه امینی یکی از فعالان حوزه زنان در گفت و گو با بی بی سی گفت: "در اولین روزهای بعد از انتخابات جمعی از فعالان دور هم جمع شدند تا ببینند با توجه به شرایط موجود، الویت های جنبش زنان در چیست."
به گفته خانم امینی با گسترده شدن دامنه اعتراضات و درگیری ها و کشته شدن برخی از معترضان، گروهی از فعالان جنبش زنان با همکاری هم گروه مادران عزادار را تشکیل دادند و تجمعات آنها را در پارک لاله و دیگر پارک ها برنامه ریزی کردند. در اکثر این تجمعات تعدادی از فعالان حقوق زنان هم حضور داشتند."
پس از رویدادهای روز عاشورا تعدادی از این مادران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
از سوی دیگر به دنبال حوادث بعد از انتخابات موج دستگیری های فعالان حوزه زنان هم آغاز شد.
یکی از این موارد دستگیری شیوا نظر آهاری از اعضای کمپین یک میلیون امضا به دنبال حوادث بعد از انتخابات بود. برای آزادی او وثیقه 500 میلیون تومانی در نظر گرفته شد که با اعتراض به 200 میلیون تومان تبدیل شد. خانم نظرآهاری پس از آزادی بار دیگر در مراسم تشییع جنازه آیت الله منتظری دستگیر شد. فعالان حقوق بشر بارها نسبت به وضعیت او ابراز نگرانی کرده و خواهان آزادی اش شده اند.
به جز دستگیری های گسترده فعالان حقوق زنان، تعدادی از چهره های مطرح آنها، در ماه های گذشته ایران را ترک کردند. در این میان می توان به شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل، شادی صدر حقوقدان، آسیه امینی و پروین اردلان از دیگر فعالان حوزه زنان اشاره کرد.
در روزهای گذشته نیز گروهی از فعالان حوزه زنان خارج از ایران در فراخوانی با عنوان "آزادی و برابری جنسیتی در ایران" از همه مدافعان و سازمان های دفاع از حقوق زنان خواستند تا "برای پایان دادن به خشونت و سرکوب در ایران و آزادی فوری بازداشت شدگان، در سراسر جهان در ماه مارس اقدامات حمایتی خود از جنبش زنان و جنبش حقوق مدنی در ایران را سازمان دهند."
در همین راستا روز شنبه ششم مارس، مراسمی در میدان ترافالگار لندن در حمایت از این فراخوان و حمایت از مادران عزادار برگزار شد.
از سوی دیگر تنها فعالان حوزه زنان نبودند که در راستای اهدافشان و اعتراض به شرایط موجود اقداماتی انجام دادند. زنان از اقشار مختلف و در سنین متفاوت همگام با مردان در اعتراض به نتایج انتخابات به خیابان ها آمدند.
ندا آقا سلطان دختر جوان و دانشجوی فلسفه به عنوان یکی از اولین کسانی که در درگیری های بعد از انتخابات کشته شد، به عنوان نماد اعتراض مردم ایران در دنیا شناخته می شود.
حضور زنان در تجمعات اعتراضی نه تنها پر رنگ و قابل توجه بود که بسیاری از سنت ها را هم شکست و خط قرمزها را پشت سر گذاشت.
در نماز جمعه ای که بعد از اعلام نتایج انتخابات به امامت اکبر هاشمی رفسنجانی برگزار شد تعداد زیادی از زنان در کنار مردان بدون رعایت تقدم مردان در صفوف نماز بر زنان، مراسم نماز جمعه را به جای آوردند. بسیاری از آنها بر خلاف سنت نمازگزاران سی سال گذشته بدون چادر و تنها با مانتو و روسری نماز خواندند.
تصاویر منتشر شده از حوادث بعد از انتخابات میزان خشونت ماموران بر زنان را به خوبی نشان می دهد. به ویژه روایت شاهدان عینی از روز 13 آبان که از خشونت بیشتر علیه آنها خبر می داد. تا جایی که مهدی کروبی از سران مخالف دولت در پیامی ویدئویی بکارگیری این میزان خشونت را محکوم کرد.
برخورد با زنان تنها به خیابان ها ختم نشد و بسیاری از زنان معترض، دستگیر و روانه زندان شدند.
در این میان زنانی هم پشت درهای بسته زندان برای آزادی فرزند یا همسرانشان تلاش می کردند. فیلم منتشر شده در یوتیوب از پروین فهیمی در مقابل زندان اوین با عکس فرزندش سهراب اعرابی یکی از همین موارد بود. سهراب اعرابی در تظاهرات اعتراضی 25 خرداد مورد اصابت گلوله قرار گرفت و جسد او در روز 20 تیر ماه تحویل خانواده اش داده شد.
از سوی دیگر بودند زنانی که به علت پیگیری های مدام همسران دربندشان مورد تهدید قرار گرفتند. از جمله می توان به سخنان مهدیه محمدی، همسر احمد زیدآبادی روزنامه نگاری که در همان روزهای پس از انتخابات دستگیر شد اشاره کرد.
خانم محمدی در روزهای گذشته از تهدید همسرش از سوی بازجو مبنی بر بازداشت اعضای خانواده خبر داد و گفت:"به آقای زیدآبادی گفتهاند که اگر همسرت مصاحبههایش را در مورد اتهامات و وضعیت تو ادامه دهد او را نیز بازداشت خواهیم کرد."
در میان تمام فشارهایی که در ماه های گذشته بر تعدادی از زنان در ایران وارد شد، نام سه زن در لیست وزرای پیشنهادی محمود احمدی نژاد به مجلس از جمله سوسن کشاورز برای وزارت آموزش و پرورش، فاطمه آجرلو به عنوان وزیر رفاه و مرضیه وحید دستجردی برای وزارت بهداشت به بحث های زیادی در این باره دامن زد.
از میان این سه زن تنها مرضیه وحید دستجردی توانست وزیر بهداشت شود. این اولین بار در سی سال گذشته است که زنی به وزارت رسیده است.
سال ها است که بسیاری از فعالان حوزه زنان خواستار حضور زنان در کابینه و همچنین در پست ریاست جمهوری هستند. آنها معتقدند حضور زنان در پست های کلیدی می تواند مشکل گشای مسائل زنان و به ویژه رفع تبعیض از آنان باشد.
وزارت خانم وحید دستجردی موافقان و مخالفان زیادی در همه طیف ها داشت. هر چند فعالان حوزه زنان خیلی به وزارت او خوشبین نیستند اما در هر حال برخی معتقدند این اتفاق خط قرمزی را شکست که سالها بود بسیاری از زنان برای آن تلاش می کردند.
در هر حال اتفاقات ماه های گذشته آسیب هایی را به جنبش زنان در ایران وارد کرد هر چند که بعضی معتقدند به علت شرایط امنیتی، اطلاعات کافی از وضعیت جدید وجود ندارد.
برخی از فعالان حوزه زنان بر این باورند باید خواسته های زنان را به دقت مشخص کرد. بسیاری معتقدند تجربه سی سال گذشته نشان داده زنان در هر اتفاق مهم سیاسی حضوری فعال و پررنگ داشتند و به ویژه در زمان انتخابات، کاندیداهای مختلف وعده و وعیدهای فراوانی برای بهتر شدن شرایط آنها داده اند اما در عمل اولویت به مسائل سیاسی داده شده است.
امروز (دوشنبه، ۸ مارس، ۱۷ اسفند)، روز جهانی زن است.
در حالی که به این مناسبت برنامه ها و گردهمایی های مختلفی در کشورهای مختلف جهان در جریان است، هزاران زن نیز در مقر سازمان ملل متحد جمع شده اند تا دستاوردها و پیشرفت های حاصل شده در احقاق حقوق زنان جهان را محک زنند.
گروهی که در گردهمایی روز دوشنبه در مقر سازمان ملل شرکت دارند، در پی آن هستند تا نتیجه کنفرانس پکن را که پانزده سال پیش برگزار شد و خط مشی ای بلندپروازانه را برای پایان دادن به تبعیض جنسیتی علیه زنان اعلام کرد، بازنگری کنند.
باربارا پلت، گزارشگر بی بی سی در گزارشی از نیویورک، مقر سازمان ملل آورده است که شماری از زنان نامی دنیای موسیقی و سینما، از جمله مریل استریپ (بازیگر هالیوود) و انی لناکس (ستاره پاپ در بریتانیا)، در میان هزاران زنی بوده اند که در مقر سازمان ملل گرد آمده اند.
بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل در باره دستاوردهای اعلامیه پکن گفت: "در حال حاضر اغلب دخترها امکان رفتن به مدرسه و تحصیل را دارند، به ویژه در سطح ابتدایی؛ اکنون بیش از گذشته ممکن است زنان تصمیم بگیرند کسب و کار مستقل راه اندازی کنند و بابت آن هم وام دریافت کنند؛ اکنون همچنین بیشتر از گذشته سمت های دولتی به زنان داده می شود."
در همین راستا، دولت هند امروز لایحه ای را برای تصویب به پارلمان این کشور ارائه داده است که بر اساس آن یک سوم از کرسی های پارلمان ملی این کشور و همچنین قانونگذاران برای زنان محفوظ نگه داشته شود.
اما به گفته گزارشگر بی بی سی برای بسیاری از هیات هایی که امروز در مقر سازمان ملل در نیویورک جمع شده اند آنچه مهمتر است اهدافی است که هنوز حاصل نشده است.
آنها قبول دارند که دختران بیشتری مدرسه می روند اما دو سوم از بزرگسالان بیسواد، زن هستند.
بخش عمده ای از بار فقر در جهان هنوز هم بر دوش زنان است؛ آنها همچنین بیش از مردان در معرض خشونت هستند.
هر ساله بیش از نیم میلیون نفر از زنان باردار در سراسر جهان در حین زایمان جان خود را از دست می دهند.
گروه های مدافع حقوق بشر، از جمله عفو بین الملل، آکسفام و ائتلاف روبان سفید (که سارا براون، همسر نخست وزیر بریتانیا حامی آن است)، روز دوشنبه گفتند خطر مرگ و میر که زنان کشورهای در حال توسعه با آن مواجهند، برابر است با خطری که زنان در بریتانیای صد سال پیش با آن مواجه بودند.
آنها می گویند از هر صد هزار زایمان در کشورهای در حال توسعه، چهارصد و پنجاه زن هنگام بارداری یا زایمان می میرند که به گفته این گروه ها برابر است با مرگ و میرهای مشابه در سال ۱۹۱۰ بریتانیا.
البته آمار و ارقام برخی از کشورهای در حال توسعه مانند چاد، افغانستان و هائیتی بیشتر است.
آشا-رز میگیرو، معاون دبیرکل سازمان ملل این آمار و ارقام را غیرقابل قبول می داند: "در حالی که ما در پانزده سال گذشته شاهد پیشرفت هایی در زمینه احقاق حقوق زنان بوده ایم، این دستاوردها کافی نیست. پیام روشن است - لازم است ما از تعهد به سمت اقدام حرکت کنیم."
اما چرا این حرکت آهسته و ناهموار بوده است؟
گزارشگر بی بی سی معتقد است بدقولی برخی دولت ها یکی از عوامل به وجود آورنده این وضعیت است.
او می گوید این دولت ها برخلاف تعهدشان زندگی زنان را بهتر نکرده اند اما فشاری روی آنها نیست که به خاطر خلف وعده پاسخگو باشند.
مری رابینسون، نخست وزیر پیشین ایرلند عامل دیگر را دخالت سیاستمداران می داند.
خانم رابینسون می گوید اغلب اوقات هدایت دستور کار در دست سیاستمداران است: "آنهایی که در راس قدرت قرار دارند برنامه هایی را اعلام می کنند و به اجرا می گذارند. دغدغه آنها، گوش کردن به مشکلات زنان و یا تامین مالی برنامه هایی که اجرای آنها برای زنان اولویت تلقی می شود، نیست."
انتخابات عراق، رقابت بین سه نخست وزیر بود که با توجه به نتایج اولیه انتخابات به نظر می رسد ناچار به تقسیم قدرت شوند.
نوری مالکی، نخست وزیر کنونی و ایاد علاوی و ابراهیم جعفری دو نخست وزیر پیشین، در رأس سه ائتلاف اصلی انتخاباتی قرار دارند.
نتایج اولیه انتخابات نشان می دهد که در مناطق سنی نشین یا مناطقی که ترکیب جمعیتی اش ترکیبی از شیعه و سنی است، ائتلاف تحت رهبری ایاد علاوی، موسوم به عراقیه جلو افتاده، در حالی که در مناطق شیعه نشین، ائتلاف حکومت قانون به رهبری نوری مالکی پیشتاز است و در پی آن، در بعضی مناطق ایاد علاوی و در برخی مناطق دیگر، ائتلاف ملی عراق به رهبری ابراهیم جعفری قرار دارد.
بدین ترتیب، به نظر می رسد در مجلس آینده عراق، جناحی که اکثریت کافی برای در اختیار گرفتن دولت را داشته باشد تشکیل نشود و ائتلاف ها ناچار شوند با یکدیگر بر سر ائتلاف و تعیین نخست وزیر مذاکره کنند.
در مجلس کنونی که واپسین روزهای خود را می گذراند، ائتلاف تحت رهبری ایاد علاوی بیش از ۲۵ کرسی ندارد، اما به نظر می رسد در مجلس آینده، کرسی های ایاد علاوی افزایش چشمگیری پیدا کند و به او قدرت چانه زنی بر سر ترکیب دولت را بدهد.
از سوی دیگر، تشکل پارلمانی که تحت عنوان ائتلاف یکپارچه عراق، گرد مجلس اعلای اسلامی شکل گرفته و در این اواخر یکپارچگی خودش را هم از دست داده بود، به جایگاهی پایینتر نزول می کند.
به نظر می رسد که مرگ سید عبدالعزیز حکیم، رهبر پیشین مجلس اعلا، اثر بزرگی بر اقبال عمومی بسوی این تشکل شیعه داشته و عمار، فرزند جوان سید عبدالعزیز هم با اینکه تلاش کرد چشم اندازی از سیاست های بازتر نشان دهد، نتوانسته در گرفتن جای پدر و جلب اعتماد عمومی کامیابی چندانی داشته باشد.
مجلس اعلا همراه با جریان صدر و حزب فضیلت اسلامی، سه تشکل اسلامگرای شیعه در یک جبهه واحد انتخاباتی تحت رهبری ابراهیم جعفری قرار داشت، اما مشخص نیست که اختلافات این سه حزب با یکدیگر تا چه حد بتواند به این ائتلاف دوام ببخشد.
حزب الدعوه، قدیمی ترین تشکل شیعه عراق، به رهبری نوری مالکی، با فاصله گرفتن از اسلامگرایی شیعی با استقبال بیشتری در میان رأی دهندگان روبرو شد.
این استقبال همراه با موفقیت چشمگیر سکولارهای شیعه و سنی به رهبری ایاد علاوی را می توان نشانه ای از روی گرداندن مردم عراق از جریانهای اسلامگرا به شمار آورد؛ گویا عراقی ها، چه شیعه و چه سنی، پس از آنکه چند سالی عقده محرومیت از فعالیتهای سیاسی اسلامگرا و پرکردن خلأهای مذهبی را گشودند به این نتیجه رسیدند که این بار، شانس حکومتی عرفی و غیر اسلامگرا را در حل "مسئله عراق" بیازمایند.
چنین رویکردی میان اهل سنت عراق بیشتر مشاهده می شود، چرا که اگر قرار بر اسلامگرایی باشد، اکثریت شیعه دست بالا را خواهد داشت، اما اسلام به شیوه خودشان.
سنی های عراق عملی ترین راه حل را در گردآمدن زیر علم ایاد علاوی شیعه مذهب دیدند و بدین ترتیب، مشارکت بالای مناطق سنی نشین و پیشتازی ائتلاف سکولارها تحت رهبری ایاد علاوی در این مناطق، به پدیده انتخابات تبدیل شد.
این در حالیست که صدها تن از داوطلبان نامزدی در انتخابات که در ائتلاف ایاد علاوی گردآمده بودند، رد صلاحیت شده و از شرکت در انتخابات باز مانده بودند و ایاد علاوی هم پیوسته نسبت به امکان تقلب در انتخابات هشدار می داد.
با اینکه شاخه القاعده در عراق هشدار داده بود که رأی دهندگان مناطق سنی نشین جانشان در امان نخواهد بود، اهل سنت عراق اقبالی بی سابقه به انتخابات نشان دادند: در استان انبار که نا امن ترین بخش از عراق و جولانگاه اصلی القاعده به شمار می رود و جمعیت آن عموماً اهل سنت است، میزان شرکت در انتخابات ۶۴ درصد برآورد شد و در استان صلاح الدین، زادگاه صدام حسین و منطقه ای که هنوز هواداری از حکومت سابق در آن نشان داده می شود، میزان مشارکت مردم در انتخابات ۶۲ درصد بود.
همین استان در روز انتخابات شاهد دو انفجار در شهرهای یثرب و تکریت بود و یک خودروی بمبگذاری شده در تکریت هم پیش از انفجار به دست پلیس منهدم شد.
در مقابل، در استانهای شیعه نشین که انتخابات در شرایطی امن برگزار شد، میزان مشارکت در انتخابات بین ۴۶ تا شصت درصد بود و این در حالی است که آیت الله سیستانی، بزرگترین مرجع شیعه، به مردم هشدار داده بود که اگر در انتخابات شرکت نکنند، در واقع سرنوشتشان را به دیگران سپرده اند، تابلوهای بزرگ حاوی این پیام آیت الله سیستانی در خیابان های شهرها و محلات سنی نشین عراق همه جا نصب شده بود.
استقبال عمومی از انتخابات در عراق و موفقیت سکولارها را می توان نشانه ای از افول جایگاه گروههای شورشی در عراق قلمداد کرد و به برقراری امنیت بیشتر در این کشور خوشبین شد.
آنچه می تواند این خوشبینی را خدشه دار کند، عدم شکل گیری اکثریت پارلمانی در دست جناحی واحد در مجلس خواهد بود و اینکه ائتلاف هایی که بیشترین کرسی ها را در انتخابات کسب کرده اند نتوانند به آسانی برای تشکیل دولت آینده به توافق برسند.
طی مدتی که فضای انتخاباتی در عراق برقرار بود، بارها نام ایران به عنوان دولتی مداخله گر در انتخابات مطرح شد و حتی سفیر آمریکا در عراق و فرمانده نیروهای آمریکایی در این کشور رسماً گفتند که ایران از طریق "عمال" خود در عراق باعث ردصلاحیت داوطلبانی شده که مواضع ضدایرانی داشتند.
اما فارغ از اتهام های سیاسی، ایران در مجلس آینده عراق با افت جایگاه مجلس اعلا مواجه خواهد شد که حافظ اصلی منافع ایران در عراق به شمار می رود و ناچار خواهد بود افرادی را در دولت آینده عراق تحمل کند که به اندازه دولتمردان پیشین، به منافع ایران روی خوش نشان ندهند.
البته در صورت بروز اختلاف میان جریانهای شیعه بر سر تشکیل ائتلاف و تعیین ترکیب دولت، ایران این شانس را دارد که بتواند به عنوان میانجی و حل و فصل کننده اختلاف ها وارد میدان شود و با کسب موفقیت در این زمینه، مانع از کاهش نفوذ خود در عراق شود.
ساکنان کوه های تالش که روزگاری درازای عمرشان شهره آفاق بود، امروز جوانتر از گذشته جان می سپارند. تام اسلمونت خبرنگار بی بی سی از انقراض نسل کهنسالان این منطقه از جمهوری آذربایجان گزارش می دهد.
نور آفتاب به گرمی پذیرای ما در اتاق خواب محبوبه فتح اللهف است. پیرزن ۱۱۲ ساله ای که به بالش بزرگی لم می دهد و با من صحبت می کند.
در این روستای کوهستانی زیبا، من به یکی از مخلوقات نادر برخورده ام - یکی از کهنسال ترین انسان های روی کره زمین.
خانم فتح اللهف آنقدر پیر است که حتی نمی تواند به آذری، زبان ملی آذربایجان، سخن بگوید. او هرگز نیازی به این زبان نداشته است.
کلماتی را به زبان محلی تالشی در زیر لب زمزمه می کند و ترجمه آن را به بالوغلان پسر ۷۰ ساله اش واگذار می کند.
او می گوید: "مادرم همیشه در سلامت بوده است. مردم را دوست دارد و از پذیرایی از میهمانان لذت می برد."
"همیشه در همینجا زندگی کرده، از خوراک طبیعی بهره برده و هرگز گوشت چندانی مصرف نکرده است. اما همیشه ماست فراوانی خورده است."
اما سر این عمر طولانی هر چه باشد تنها در دست یکنفر نیست.
پنج دقیقه رانندگی ما را به منزل کیشی باندیف می برد که گذرنامه اش نشان از عمر ۱۰۶ ساله او دارد.
او می گوید سنش بسیار بیش از این است. اما شناسنامه ای برای اثبات سن واقعیش ندارد.
صورتی پر چین و چشمانی پر آب دارد، اما همچنان به خرد کردن چوب ادامه می دهد.
او می گوید: "سال گذشته تصادف کردم."
"در ماشینی بودم که از جاده منحرف شد و رفت به داخل رودخانه ای یخ زده. مدتی در آب سرد گیر افتادم، اما بالاخره خودم را بیرون کشیدم. از آن موقع به بعد کمی مریض شدم."
در شهر لریک در آن حوالی، مسئولین فهرستی دارند که شامل اسامی دوازده نفر از اشخاصی است که بیش از ۱۰۰ سال دارند. اما رقم قطعی و دقیقی از سن آنها در دست نیست.
چنگیز گسیمف که در باکو پایتخت آذربایجان فیزیولوژیست است، می گوید سن خانم فتح اللهف را زیر سوال نمی برد، اما درباره شیوه ثبت احوال در قرن گذشته تردیدهایی دارد.
"در دوران شوروی سابق، آنها می آمدند، گذرنامه ها را توزیع و تاریخ تولد مردم را ثبت می کردند. وقتی وارد می شدند می گفتند آهان، بله، این شخص ۲۰ ساله است. همین و دیگر سوالی پرسیده نمی شد."
جهانی در تغییر
اما آقای گسیمف می گوید خانم فتح اللهف واقعا ۱۱۲ سال دارد. خانم فتح اللهف همچنان لبخند بر لب دارد، زیرا نوادگانش و نوادگان نوادگانش که یکصد سال پس از او متولد شده اند در کنارش حلقه زده اند.
اما زندگی مدرن، نسل آتی مردم تالش را متحول کرده است. کارشناسان می گویند طول عمر آنها کوتاهتر شده است.
دیوارهای موزه "طول عمر" در شهر لریک پوشیده از تصاویر سیه چرده مردم محلی است که به صدسالگی رسیده اند.
دلارا فتح اللهف مدیر این موزه می گوید: "این روزها مردم آنقدر تلویزیون می بینند که دیگر فرصتی برای تحرک جسمی ندارند."
"فشار و اضطراب کاری و سفرهای زیاد هم مزید بر علت است. خیلی چیزها عوض شده است. کهنسالان نسل رو به انقراضی هستند."
در این ارتفاعات برفی، شاید جای تعجبی نباشد که کهنسالان این روستاها از هوای پاک و تازه و وفور میوه و چای بهره می برند.
مردم اینجا تنباکوی باغچه خود را دود می کند نه سیگارهای کارخانه ای را.
اما آسفالت جاده ها حکایت از این دارد که زندگی مدرن که زمانی تنها از آن سخن می رفت، امروز به واقعیت بدل شده است.
آلودگی، ترافیک و فشارهای زندگی باکو تنها چند ساعت بیشتر با این منطقه فاصله ندارد.
بنظر می رسد که این بر مفهوم طول عمر در کوههای تالش اثر گذاشته است. شاید بزودی خاطره ای متعلق به اعصار گذشته بشود.
خبرگزاری فارس و روزنامه وطن امروز، مطلبی را به چاپ رسانده اند که برخی اعضای "بیت" رهبر سابق جمهوری اسلامی را متهم به دادن خبر "ملاقات های خصوصی" آیت الله خمینی به اکبر هاشمی رفسنجانی کرده است.
مطلبی که روز یکشنبه ۱۶ اسفند (۷ مارس) به یکسان در این دو رسانه منتشر شده، بر گرفته از یکی از مقالات منتشر شده توسط "دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران" در نقد کتاب "اوج دفاع " (خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۵) است و در آن ادعا شده اعضای بیت آیت الله خمینی "خبر برخی ملاقاتهای امام و مسائل مطرح شده در آنها" را به آقای رفسنجانی "انتقال داده و بعضاً رهنمودهایی نیز دریافت میداشته اند".
"دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران" تحت ریاست "عباس سلیمی نمین" از منقدان اکبر هاشمی رفسنجانی و مدیر مسئول سابق نشریه "کیهان هوایی" اداره می شود که در سال ۱۳۷۸ از انتشار باز ایستاد.
در ماه های گذشته، خبرگزاری فارس و روزنامه وطن امروز، از جمله رسانه های حامی دولت بوده اند که نزدیکان آیت الله خمینی را به حمایت از مخالفان حکومت متهم کرده اند.
روابط "ویژه" با هاشمی به خاطر "ضعف ها"
مطلب مورد استناد خبرگزاری فارس و روزنامه وطن امروز، در ادامه تاکید دارد: "اهل تحقيق چرايی برقراری چنين رابطهای بين آقای هاشمی و دفتر امام را كه طی آن حتی ملاقاتهای خصوصی امام به ايشان گزارش میشود، درك میكنند. قطعاً برای ريشهيابی اين رابطه بايد اشراف بر ضعفها را مدنظر قرار داد."
این مطلب در توضیح "ضعف" های مورد اشاره خود، به بخشی از خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی در مورد دستگیری آشنای "یکی از خدمتگزاران بیت" به اتهام گرفتن رشوه "در جريان معاملات سنگين تهيه سلاح" اشاره می کند.
تهیه کنندگان مطلب، با اشاره به گفت و گوی احمد خمینی (فرزند رهبر سابق جمهوری اسلامی) و محمدعلی انصاری (از اعضای بیت آیت الله خمینی) با اکبر رفسنجانی رفسنجانی در مورد حل مشکل فرد رشوه گیرنده، آقای رفسنجانی را "کلید حل" این نوع مشکلات معرفی می کنند.
این تهیه کنندگان نتیجه می گیرند: "قطعاً زمانی كه آقای هاشمی بتواند در قوه قضائيه اينگونه ضعفهای نيروهای حاشيهای بيت را حل و فصل كند، رابطه ويژهای شكل میگيرد كه به لحاظ سيستمی بسيار قابل تامل خواهد بود."
افزایش فشار بر خانواده آیت الله خمینی
بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم، رسانه ها و شخصیت های هوادار دولت اعتراضات زیادی را علیه حسن خمینی، سخنگوی رسمی خانواده آیت الله خمینی، صورت داده اند.
این اعتراضات پس از آن شدت گرفت که حسن خمینی، همچون تعدادی دیگر از شخصیت های سیاسی جمهوری اسلامی از قبیل اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و علی اکبر ناطق نوری، در مراسم تنفیذ محمود احمدی نژاد توسط رهبر جمهوری اسلامی حضور نیافت.
وی حتی در تعدادی از مراسم رسمی برگزار شده در آرامگاه آیت الله خمینی با حضور فرماندهان و شخصیت های طرفدار دولت نیز، که طبق سنت جمهوری اسلامی باید با حضور متولی این آرامگاه (در حال حاضر، سیدحسن خمینی) برگزار شوند، غایب بود.
یکی از خبرسازترین اقدامات اعتراض حسن خمینی پس از انتخابات ریاست جمهوری، عدم برگزاری مراسم عزاداری محرم در "حسینیه جماران" در بهمن ماه گذشته بود که در پی حمله خشونت آمیز هوادران دولت به مراسم سخنرانی سیدمحمد خاتمی در این حسینیه در شب عاشورا صورت گرفت.
نوه آیت الله خمینی پیشتر، در اقدامی مشابه از برگزاری مراسم مذهبی "احیا" در محل آرامگاه آیت الله خمینی در ماه رمضان امسال (شهریورماه) نیز خودداری کرد.
مدتی بعد از این اقدام، خبرگزاری رسمی دولت، ایرنا، نوه آیت الله خمینی را به هم پیمانی با "براندازان" متهم کرد و نوشت: "اگر سید حسن خمینی می داند که این افراد بیش و پیش از هرگونه دغدغه به ظاهر اصلاح طلبانه، در واقع با ولایت فقیه و نظام ولایی دچار مشکل شده اند، در همنشینی و همگامی با آنها دچار خطای هولناکی شده است."
در یکی از جدیدترین واکنش ها به حسن خمینی، عزت الله ضرغامی مدیر منصوب رهبر ایران در صداو سیما، یک ماه پیش در نامه ای به نوه آیت الله خمینی نوشت کاش وی در کنار اعتراض به صداوسیما، "اقدامات شرم آور" مخالفان نظام را هم محکوم میکرد.
موضع گیری فوق، واکنشی به نامه یک روز قبل حسن خمینی، رئیس "موسسه تنظیم و نشر آثار امام"، در اعتراض به "تحریف" اظهارات بنیانگذار جمهوری اسلامی از تلوبزیون بود.
پس از انتشار نامه حسن خمینی، ۱۸۰ نماینده محافظه کار مجلس، نماینده آیت الله خامنه ای در روزنامه کیهان و "شورای نظارت بر صدا و سیما" از برنامه تلویزیونی مورد اعتراض وی حمایت کردند.
پرچم هر کشور نمادی از هویت آن کشور به حساب می آید. رنگهای پرچم ایران در زمان مشروطه انتخاب شد. نمایندگان آن زمان رنگهای به کار رفته در پرچم را با استدلال دینی ثبت کردند. آنها رنگ سبز را رنگ دلخواه پیامبر اسلام دانسته و پیشنها دادند در بالای پرچم ملی ایران قرار گیرد. در مورد رنگ سفید نیز به این حقیقت تاریخی استناد شد که رنگ سفید رنگ مورد علاقه زرتشتیان است، اقلیت دینی که هزاران سال در ایران زندگی کرده اند. در مورد رنگ سرخ نیز به ارزش خون شهید در اسلام استناد شد.
براساس اصل ۱۸ قانون اساسی پرچم رسمی ایران به رنگهای سبز، سفید و سرخ، و با علامت مخصوص جمهوری اسلامی و شعار الله اکبر است.
اما پس از انتخابات ایران و اعتراض های مردمی به نتیجه آن و شکل گیری جنبش سبز، در برخی از مراسم دولتی رنگ سبز پرچم تغییر کرده و جایگزینی رنگ در چند مراسم با حضور محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور این کشور، واکنش های مختلفی را به همراه داشت.
برخی از کارشناسان این تغییر را عمدی توصیف می کنند و در همین حال معتقدند تغییر رنگ پرچم به همین آسانی امکان پذیر نیست.
محمد رضا حیدری، کنسول سابق ایران در نروژ، و آگاه به مسائل دیپلماتیک، می گوید تغییر رنگ پرچم تنها از طریق برگزاری رفراندوم امکان پذیر است.
آقای حیدری معتقد است، دولت ایران و "طیف اقتدارگرا حاکم" هر حرکتی برای مخدوش کردن رنگ سبز انجام می دهد. محمد رضا حیدری می گوید: "سبزی در دل مردم ایران است و جایی برای حذف رنگ سبز به ویژه در پرچم ایران نیست." در همین حال که تصاویر رنگ آبی بالای پرچم، به جای رنگ سبز، انتقاد بسیاری در پی داشت؛ مدیرکل امور رسانه های نهاد ریاست جمهوری در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا تغییر رنگ پرچم ایران در مصاحبه محمود احمدی نژاد را تکذیب کرد و گفت که ممکن است در بعضی تصاویر به لحاظ انعکاس نور، رنگ های کناری پرچم درامتزاج با پس زمینه دیده شده باشد. علی اکبر جوانفکر مشاور رئیس جمهور نیز گفته تغییر رنگ پرچم ایران از سوی آنچه او جریان فتنه نامید، طراحی شده و مدعی شد پرچمی که پشت رئیس دولت بود همان پرچم ایران است که بدلیل تلفیق رنگ زمینه با رنگ پرچم آبی دیده شده است.
اما پس از این اظهارات نوار پهن مشکی بر روی رنگ سبز پرچم در در نشست هیات دولت با روسای نمایندگی های سیاسی ایران در خارج از کشور، انتقاداتی را در پی داشت.
با این حال، برخی از صاحبنظران این تغییر رنگ ها را چندان جدی نمی دانند. حامد یوسفی پژوهشگر سیاسی تغییر رنگ سبز پرچم را عمدی نمی داند و می گوید: "مسئله محالی است که دولتی تصمیم به تغییر رنگ پرچم بگیرد. این موضوع تصادفی است." آقای یوسفی معتقد است گرافیست ساده که برای هیات دولت طراحی کرده این رنگ را انتخاب کرده و خیلی هم بر روی این مسئله دقت نشده است. "نمی توانم احساس کنم که چه منطقی می تواند پشت این کار باشد و اگر منطقی هم باشد، بچگانه است و بعید می دانم دولت موجود در این حد ساده لوح باشد."
برخی از مقامات ایران نیز با مثبت دانستن حساسیت های رسانه ها نسبت به رنگ پرچم، اعلام کرده اند که این رنگ مربوط به امروز و دیروز نیست که ربطی به مسائل سیاسی روز داشته باشد. نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس پیشتر گفته بود پرچم ایران همیشه با سه رنگ در ذهن مردم تداعی شده است و رنگ آبی نمی تواند جایگزین رنگ سبز پرچم ایران باشد.
در همین حال منتقدان به این نحوه برخورد با رنگ سبز پرچم ایران از تکرار شدن محو رنگ سبز و یا پوشانده شدن آن توسط رنگ های دیگر ابراز نگرانی می کنند و برخی از کارشناسان معتقدند اصولگرایان و مخالفان جنبش سبز ایران برای مقابله با این حرکت ممکن است دست به هر اقدامی بزنند.
مدرسه پژوهش های شرق شناسی و آفریقایی دانشگاه لندن-- SOAS -- روز شنبه، ششم مارس سمیناری یک روزه در مورد تأثیر رادیو فارسی بی بی سی بر انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران برگزار کرد.
سی و یک سال قبل، شاه ایران رادیو فارسی بی بی سی را دشمن خود خواند و این رسانه را متهم کرد که مردم را تشویق کرده که انقلاب کنند. سمینار "بی بی سی و انقلاب سال ۱۹۷۹ ایران" به این موضوع پرداخت که آیا وزارت امور خارجه بریتانیا در آن زمان در محتوای برنامه هایی که برای ایران تهیه و پخش می شده، دخالت داشته یا نه.
معصومه طرفه، از برگزار کنندگان سمینار، در توضیح در باره هدف آن، گفت از حدود دو سال پیش یعنی از ۷۵ سالگی بخش جهانی بی بی سی، چند دانشگاه در بریتانیا از جمله مدرسه پژوهش های شرق شناسی و آقریفایی دانشگاه لندن- سواز - تحقیقاتی را در مورد نقش بی بی سی در امور سیاسی بریتانیا و جهان و تاثیر آن در حوادث مهم جهان از جمله انقلاب ایران شروع کردند و از او به دلیل سابقه ای که در بی بی سی داشته، خواسته شد در مورد تاریخ کار بخش فارسی بی بی سی از سال ۱۹۴۱تا امروز تحقیق کند و او در همین ارتباط، اسناد موجود در مرکز اسناد وزارت امور خارجه بریتانیا و مرکز آرشیو بی بی سی را بررسی کرد.
وی گفت با توجه به اهمیت انقلاب ایران، "سواز" به این فکر افتاد از افرادی که نام آنها در این مدارک آمده، دعوت کند تا درباره آن صحبت کنند و بر همین اساس از مقام های سابق ایرانی، مقام های وزارت خارجه بریتانیا و خبرنگاران و تهیه کنندگان آن زمان بی بی سی خواستند در این سمینار شرکت کنند.
برنامه با صحبت های خانم آنابل سربرنی، مدیر گروه مطالعات رسانه و فیلم این دانشگاه شروع شد که به اختصار داستان انقلاب ایران را شرح داد و از آن به عنوان نوشته شدن تاریخ یاد کرد.
فرد هالیدی، روزنامه نگار و تحلیلگر مستقل در یک مصاحبه ویدئویی ضبط شده گفت انقلاب ایران در خیابان ها و مساجد رخ داد نه در اتاق خبر بی بی سی در لندن. آیت الله خمینی شبکه ارتباطی خود را داشت اما از آنجا که شاه و اطرافیانش نمی توانستند بفهمند چه اتفاقی در حال روی دادن است، به دنبال یک تئوری توطئه بودند.
لطفعلی خنجی، شاداب وجدی و شهران طبری از کارمندان رادیو بی بی سی فارسی در زمان انقلاب هم از سخنرانان بودند.
لطفعلی خنجی گفت پوشش خبری بی بی سی در نهایت به نفع انقلاب تمام شد چون بی بی سی ماجرا را آنگونه که اتفاق می افتاد، گزارش می داد و این خود به خود به نفع طرف برنده تمام می شد. اما به این معنی نیست که بی بی سی، بی طرفی را حفظ نکرده بود.
شهران طبری گفت محبوبیت بی بی سی به این دلیل است که در ایران خبر به صورت آزاد پخش نمی شود و خبرها بازتاب افکار همه گروه ها و دسته ها نیست. او گفت بی بی سی فقط اطلاعات و اخبار را آنگونه که هست منعکس می کند و در مورد انقلاب هم به همین شکل بود.
شهران طبری به این موضوع اشاره کرد که درآن زمان، انتخاب خبر و اینکه چه خبری باید ترجمه شود، با کارکنان بخش های زبان ها نبوده و بولتن های خبر در اتاق خبر بی بی سی تهیه می شد و سردبیر انگیسی، خبرها را برای ترجمه به مترجمان بخش ها می داد و او و همکارانش فقط نقش مترجم داشتند و ترجمه ها هم بررسی می شدند.
او می گوید: "روزی "مارک داد"، رییس بخش شرقی بی بی سی او را به اتاقش صدا زده و از او پرسیده معنی کلمه "گریلا" (guerilla) چیست و او جواب داده چریک. مارک داد پرسید چرا از عبارت عناصر خرابکار استفاده نمی کنی؟(این عبارتی بوده که رسانه های ایران استفاده می کردند) و او جواب داده که چون غلط است. خانم طبری گفت "بعدها فهمیدم که سفارت ایران شکایت کرده بود که چرا من در خبر، از کلمه چریک استفاده کرده ام."
شاداب وجدی گفت در یکی از شیفت های شب، سردبیر انگلیسی خبر به او مراجعه کرده و درباره اهمیت خبری که بر روی تلکس ها آمده، با او مشورت کرده و از او پرسیده آیا این فرد به اندازه کافی اهمیت دارد؟ خبر در باره یکی از اعلامیه های آیت الله خمینی بوده و خانم وجدی جواب داده که مخالفان شاه، او را رهبر خود می دانند. به همین دلیل، خبر اعلامیه، در اخبار بولتن بخش جهانی بی بی سی قرار گرفت و در بخش فارسی هم استفاده شد. خانم وجدی در پایان صحبتش گفت: "آیا باید دروغ می گفتم؟ آیا می گفتم که خبر اهمیت ندارد؟ من طبق وظیفه حرفه ای ام عمل کردم."
در خلال سخنرانی ها، این بحث مطرح شد که پرویز راجی، سفیر وقت ایران در لندن به وزارت خارجه بریتانیا در مورد پوشش خبری بی بی سی فارسی شکایت می کرده و مارک داد، رییس بخش شرقی بی بی سی که از حضار بود در گفتگو با من گفت:" از ما خواسته شد این موضوع را بررسی کنیم که آیا کارکنان بی بی سی در پوشش خبری وقایع ایران جانبدارانه عمل می کنند و اخبار را تحریف می کنند یا نه و ما پس از بررسی، به این نتیجه رسیدیم که کار، حرفه ای انجام شده بود. اگرچه مواردی از اشتباه های کوچک در کار بود که مثلا ناشی از این بود که خبرهای خبرگزاری ها دقت لازم را نداشتند و به ندرت هم اشتباه هایی در ترجمه بود که به دلیل شیفت شب و تحت فشار بودن مترجم و مسائلی از این قبیل پیش می آمد."
اظهارات دیوید اوئن، وزیر خارجه وقت بریتانیا هم از قبل ضبط ویدئویی شده بود. لرد اوئن از شکایت ها به وزارت خارجه بریتانیا صحبت کرد و گفت: اگر کارکنان بخش فارسی جانبدارانه عمل می کردند، مدیریت بی بی سی موظف بود به موضوع رسیدگی کند و ما دخالتی در کار آنها نمی کردیم.
مهرداد خوانساری، وابسته مطبوعاتی سفارت ایران در لندن در زمان انقلاب هم در گفتگویی ضبط شده از پوشش خبری بی بی سی از وقایع انقلاب ایران انتقاد کرد و گفت کسانی که خبر می خواندند، موضع ضد شاه داشتند. او گفت ترجمه خبرها همان بود که در متن انگلیسی آمده بود اما لحن و شیوه ارائه خبرها، جهت دار بود.
بر خلاف جلسات صبح، محور اصلی صحبت های سخنرانان بعد از ظهر، بی بی سی در عصر حاضر بود.
بهروز آفاق، رییس بخش آسیا و پاسیفیک بی بی سی درباره تنوع رسانه ها صحبت کرد. او گفت امروز اطلاعات به شکل وسیعی در دسترس مردم است و در این مورد به وبلاگ نویس ها و سایت هایی مثل یوتیوب و گوگل اشاره کرد.
آقای آفاق گفت این روزها ژورنالیسم جهانی شده و حتی اگر برای یک مخاطب محلی و محدود، مطلبی چاپ کنیم، در همه جای جهان قابل دریافت است.
به گفته او، در چنین فضایی و برای مقابله با این تغییرات، بی بی سی هم باید به فکر ایجاد تغییراتی ساختاری باشد و حرکت سرویس جهانی بی بی سی به سوی اینترنت و تلویزیون از همین موضوع ناشی می شود.
او از اهمیت و اثرگذاری سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشورها، نیاز به اطلاعات و توان بالقوه بی بی سی برای جذب مخاطب به عنوان اولویت ها در بی بی سی یاد کرد.
پونه قدوسی، از مجریان برنامه "نوبت شما" تلویزیون فارسی هم در باره رسانه های جدید و تغییراتی که در نحوه پوشش رویدادها ایجاد شده، و نیز پدیده "روزنامه نگاری شهروندی" صحبت کرد و گفت که این روزها در واقع ببنندگان و مخاطبان، تهیه کنندگان اولیه خبر هستند و به بی بی سی فارسی کمک می کنند تا آنچه را در ایران اتفاق می افتد، گزارش کند.
صادق صبا، رییس بخش فارسی بی بی سی هم به این نکته اشاره کرد که بی بی سی از یک دهه قبل به سمت اینترنت رفته و اکنون نیز به سمت تلویزیون در حرکت است. به همین دلیل ابتدا تلویزیون عربی راه اندازی شد و بعد هم تلویزیون فارسی.
آقای صبا به مشکلی که بی بی سی فارسی به خاطر حضور نداشتن در ایران با آن مواجه است، اشاره کرد. به گفته او، صحبت نکردن مقام های ایرانی با بی بی سی فارسی هم از دیگر چالش های این رسانه است که بی بی سی این کمبود را از طریق استفاده از صدای آنها در شبکه های رادیویی و تلویزیونی ایران جبران می کند تا مخاطبان در جریان نظرات آنها نیز باشند.
وی تاکید کرد که بی بی سی فارسی نمی خواهد به تلویزیون مخالفان تبدیل شود و همه جوانب و زوایای یک خبر و واقعه را منعکس می کند.
در فاصله بین سخنرانی ها، حضار فرصت مطرح کردن سوال داشتند و در ساعت پایانی سمینار هم جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد که طی آن، تعدادی از آنها فرصت یافتند مخالفت خود را با با صحبت های سخنرانان مطرح کنند. از جمله این افراد، راجر هاردی، تحلیلگر بی بی سی در مسائل خاورمیانه و جهان اسلام بود که به مواردی از دخالت دولت بریتانیا در کار بی بی سی اشاره کرد و جنگ عراق و مقابله بی بی سی و دولت تونی بلر را نمونه اخیر آن خواند.
روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز گزارش داده است که در یک دهه گذشته دولت ها در آمریکا از شرکت هایی که با ایران مراوده کاری داشته اند بیش از صد میلیارد دلار پشتیبانی مالی کرده اند و این در حالی بوده که سیاست رسمی این کشور مخالف سرمایه گذاری در ایران بوده است.
در گزارش نیویورک تایمز آمده که دولت های آمریکا تحت ریاست جورج بوش و همچنین باراک اوباما، قراردادهای کاری و همچنین سایر مزایا را در اختیار شرکت های چند ملیتی آمریکایی و خارجی که در ایران منافع تجاری داشته اند، گذاشته اند.
مقام های دولتی در آمریکا - که در حال حاضر در پی اعمال تحریم های جدیدی علیه ایران هستند - تاکید دارند که آنها خیلی تلاش کرده اند که شرکت ها را از سرمایه گذاری در ایران منصرف کنند.
بنا به گزارش نیویورک تایمز از بیش از صد و هفت میلیارد دلاری که دولت های آقایان بوش و اوباما بابت مراوده کاری و تجاری شرکت های مختلف هزینه کرده اند، پانزده میلیارد دلار به شرکت هایی داده شده است که با سرپیچی از تحریم های آمریکا، در ایران سرمایه گذاری های بزرگ کرده و به ایران کمک کرده اند حوزه نفت و گاز خود را توسعه دهد.
این روزنامه آمار و ارقام خود را از تحلیل مدارک و سوابق تجاری در آمریکا و همچنین گزارش های دولت های بوش و اوباما استنتاج کرده است.
نیویورک تایمز در گزارش جدید خود می گوید دولت باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا و همچنین دولت جورج بوش، پیش از او، پیام یک دست و منسجمی در باره همکاری شرکت ها با ایران مطرح نکرده اند.
این روزنامه افزوده است بیش از دو سوم از این هزینه ها صرف شرکت هایی شده است که با صنعت انرژی در ایران، که پایگاه قدرت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تلقی می شود، همکاری کرده اند.
نیویورک تایمز می گوید این در حالی است که قرار بوده سپاه پاسداران به خاطر مشارکتش در برنامه های هسته ای ایران از جمله اهداف اولیه تحریم های جدیدی باشد که دولت آمریکا به کشورهای عضو شو شورای امنیت سازمان ملل متحد پیشنهاد کرده است.
سایر شرکت های چند ملیتی آمریکایی و خارجی مطرح شده در گزارش نیویورک تایمز در صنعت خودروسازی ایران سرمایه گذاری کرده اند.
پرداختی های دولت آمریکا به این شرکت ها شامل قراردادهایی به ارزش صد و دو میلیارد دلار است که از سال 2000 به بعد منعقد شده است؛ دولت های بوش و اوباما همچنین از طریق "بانک صادرات و واردات" نزدیک به چهار و نیم میلیارد دلار هم به صورت وام و ضمانت وام پرداخت کرده است.
بنا به گزارش نیویورک تایمز، پانصد میلیون دلار نیز به شکل کمک هزینه برای فعالیت هایی مانند تحقیقات پزشکی و همچنین تبدیل مشتقات محصولات کشاورزی به سوخت پرداخت شده است.
بعلاوه دولت آمریکا در سال های گذشته به شرکت های نفت و گاز که با ایران مراوده کاری داشته اند تجهیزات لازم برای استخراج را با قیمت های بسیار پایین اجاره داده است؛ این شرکت ها با استفاده از امکانات ارزان قیمتی که به دست آورده اند، توانسته اند فعالیت اکتشاف و استخراج سوخت نفت و گاز در آمریکا را در مساحتی بالغ بر چهارده میلیون هکتار در داخل و خارج از قلمروی خاکی آمریکا به اجرا درآورند.
از جمله شرکت های خارجی که در این گزارش قید شده اند، "صنایع دائلیم" کره جنوبی، شرکت نفتی بزرگ بریتانیایی-هلندی "رویال داچ" و شرکت دولتی "پتروبراز" برزیل، اعطا شده است.
تا هفت سال پیش فقط یک حزب درعراق حاکم بود و البته همان یک حزب هم فقط در یک رهبر خلاصه می شد: صدام حسین.
اما امروز تنوع احزاب و گروههای سیاسی عراق به قدری زیاد است که گاهی حتی تشخیص دادن آنها از یکدیگر سخت می شود. البته در گرماگرم تبلیغات انتخابات پارلمانی عراق این تنوع و تکثر حال و هوای خاصی به فضای سیاسی عراق بخشیده است.
احزاب متنوع با گرایشهای مختلف، از کمونیست گرفته تا اسلام گرا، از طرفدار ایران گرفته تا طرفدار آمریکا اسب خود را زین کرده اند تا برای خود در رهبری عراق نقشی دست و پا کنند. بسیاری از این احزاب با تشکیل ائتلافهای انتخابی سعی در پیروزی در انتخابات دارند، اما برخی نیز به صورت منفرد در این انتخابات شرکت کرده اند.
۴ ائتلاف بزرگ، بیشترین شانس را برای بدست آوردن کرسی های پارلمانی دارند.
ائتلاف ملی عراق به رهبری عمار حکیم، ائتلاف حکومت قانون به رهبری نوری مالکی نخست وزیر کنونی، فهرست العراقیه به ریاست ایاد علاوی نخست وزیر پیشین عراق و اتحاد کردستانی به رهبری مسعود بارزانی.
برخلاف انتخابات گذشته که در سال ۲۰۰۵ برگزار شد و ساختار ائتلافها بیشتر منسجم و بر اساس مذهبی یا عرقی تشکیل شده بود، ائتلاف های این دوره ملغمه ای از گرایش های مختلف هستند.
ائتلاف ملی عراق، احمد چلبی، سیاست مدار کهنه کار سکولار را با جریان صدر به رهبری مقتدی صدر روحانی جوان و تندروی شیعه در کنار هم قرار داده است.
البته تضاد این ائتلاف به همین یک مورد ختم نمی شود. در دوره ای که ناامنی در عراق بیداد می کرد مجلس اعلای اسلامی عراق به رهبری خانواده حکیم به شدت با گروه صدری ها بر سر تسلط بر مناطق شیعه نشین جنوب عراق با هم در رقابت بودند. رقابتی که حتی به آتش زدن دفاتر حزبی مجلس اعلا از سوی صدریها انجامید.
ترور و تصفیه فیزیکی یکی از ابزارهای برّنده در این رقابت خونین بود. اما اکنون به نظر می رسد تلاش های بی وقفه ایران برای نزدیکی این دو گروه اسلامگرای شیعه به نتیجه رسیده و این دو جریان سیاسی اکنون از ستون های اصلی ائتلاف ملی عراق به حساب می آیند.
دیگر شخصیت برجسته این ائتلاف ابراهیم جعفری، نخست وزیر پیشین عراق است. جعفری که روزی همکار نزدیک نوری مالکی بود، به دلیل اختلاف بر سر ریاست حزب الدعوه اسلامی با مالکی تضاد پیدا کرده و اکنون در ائتلاف ملی عراق رو در روی معاون سابق خود قرار گرفته است.
البته در این ائتلاف احزاب و شخصیت های دیگری هم حضور دارند. از جمله شخصیت هایی از مناطق سنی نشین غرب عراق که بیشتر صبغۀ قبیله ای و عشایری دارند.
یکی از مهمترین مشخصه های ائتلاف ملی عراق را می توان نزدیکی بسیار زیاد اکثر گروه های تشکیل دهنده این ائتلاف با ایران دانست.
مجلس اعلای اسلامی عراق که سالها در ایران و با حمایت این کشور علیه رژیم صدام حسین فعالیت می کرد، در صدر گروه های طرفدار ایران است. سپاه بدر که در زمان جنگ هشت ساله ایران و عراق شاخه نظامی مجلس اعلا به شمار می رفت، توسط سپاه پاسداران ایران تشکیل شد و درکنار ارتش و سپاه ایران به جنگ با ارتش عراق پرداخت. در حال حاضر نیز دفاتر حزبی مجلس اعلای اسلامی عراق در ایران فعال هستند.
اگر چه رابطه این حزب با جمهوری اسلامی ایران یک رابطه دیرین سیاسی و مالی است، اما آنچه این رابطه را بر جسته می کند پایبندی رهبران این حزب به نظریه ولایت فقیه است. بسیاری ازآنها آیت الله علی خامنه ای را ولی امر مسلمین جهان می دانند.
احمد چلبی نیز که روزگاری رابطه نزدیکش با دولت و سرویسهای اطلاعاتی آمریکا زبانزد بود پس از شکرآب شدن رابطه اش با آمریکا اکنون متهم به تبعیت از ایران شده است.
ژنرال ری اودرنو فرمانده نیروهای آمریکایی مستقر درعراق چندی پیش اظهار داشت که احمد چلبی با فرماندهان سپاه قدس، شاخه برون مرزی سپاه پاسداران مخفیانه دیدار کرده است. او همچنین متهم است که با حمایت و تحریک ایران و با استفاده از سمت کنونی خود به عنوان رئیس کمیتۀ پاسخگویی و عدالت که کار پاکسازی مقامات بلند پایه سابق و همفکران حزب بعث را بر عهده دارد، موفق به حذف تندترین و صریح ترین منتقد و مخالف سیاست های ایران در عراق یعنی صالح مطلک، شده است.
دیگر گروه های تشکیل دهنده این ائتلاف هم کم و بیش روابط حسنه ای با دولت ایران دارند.
ائتلاف حکومت قانون، یکی از شانس های اصلی انتخابات این دوره است. بدنۀ اصلی این ائتلاف را که شامل ۴۰ گروه سیاسی و شخصیت های مستقل می باشد، حزب الدعوۀ اسلامی به ریاست نوری مالکی تشکیل می دهد. شخصیت های سکولار در کنار رجال دین از هر طایفه ای در این ائتلاف پیدا می شوند.
از ترکها و کردها گرفته تا عربهای سنی و شیعه. این ائتلاف با تکیه بر شخصیت نوری مالکی که موفقیت ایجاد امنیت نسبی در عراق را از آن خود می داند، قصد دارد همچون انتخابات مجالس استانداری عراق که در سال ۲۰۰۹ بر گزار شد به موفقیت چشم گیری دست پیدا کند.
ایران تلاش کرد که آقای مالکی را قانع کند تا به ائتلاف ملی عراق بپیوندد و همچون انتخابات پارلمانی گذشته ائتلافی با رنگ و بوی کاملا شیعه را تشکیل دهد، ولی آقای مالکی در مقابل این فشارهای شدید مقاومت کرد زیرا به گفته او "زمان آن فرا رسیده است تا از چارچوبهای تنگ فرقه ای که موجب تفرقه در عراق می شود خارج شویم و سعی در یکپارچه کردن عراق کنیم."
آقای مالکی روابط خوبی با همسایه شرقی یعنی ایران دارد. او در دوران چهار ساله نخست وزیری اش بارها به ایران سفر کرد و با مقامات بلند پایه ایران از جمله آیت الله خامنه ای رهبر ایران دیدار کرد. به نظر می رسد با وجود اینکه آقای مالکی سعی در برقراری روابط خوب با ایران در بالاترین سطوح دارد، اما به دلیل عدم همراهی فکری و عقیدتی با ساختار نظام جمهوری اسلامی که بر اساس نظریه ولایت فقیه بنا شده است، خود را ملزم به اجرای توصیه های ایران نمی داند و در موارد زیادی در مقابل فشارهای ایران ایستادگی کرده است.
اتحاد کردستانی نیز با توجه به پشتیبانی مردم کرد عراق از این اتحاد بدون شک یکی از تشکیل دهندگان اساسی پارلمان آینده عراق خواهد بود، این ائتلاف از دو حزب اصلی کرد یعنی حزب دموکرات کردستان به رهبری مسعود بارزانی و اتحاد میهنی کردستان به رهبری جلال طالبانی تشکیل شده است.
اگر چه جریان تغییر(گوران) به رهبری نوشیروان مصطفی که مهمترین رقیب دو حزب اصلی کردستان به شمار می رود در انتخابات داخلی منطقه خود مختار کردستان عراق توانست ۲۵ درصد آرا را به خود اختصاص دهد اما هم چنان اتحاد کردستانی با رهبرانی کهنه کار همچون جلال طالبانی و مسعود بارزانی بخت شماره یک برای کسب بیشترین آراء در کردستان عراق است.
این دو حزب اصلی کردستان عراق روابط خوبی با ایران دارند. رهبران این دو حزب که بدنه اصلی اتحاد کردستانی را تشکیل می دهند براین باورند که ایران در شرایط سخت همیشه به کمک کردهای عراق آمده است.
به عنوان مثال در سال ۱۹۹۱ پس از شورشهای گسترده در عراق و درگیری شدید نیروهای وابسته به احزاب کرد با ارتش عراق هزاران غیر نظامی کرد به ایران و ترکیه پناه بردند. دولت ترکیه اجازه ورود به شهرها را به کردهای عراق نداد و به گفته کردها رفتار خوبی با پناهجویان غیر نظامی نداشت و آنها را مجبور کرد تا در اردوگاههای پناهندگی در شرایط بسیار سخت بمانند. در مقابل ایران از این پناهجویان استقبال کرد و به آنها اجازه داد تا وارد شهرهای ایران شوند و در منازل اقوام و آشنایان خود ساکن شوند.
به دلیل همین پیشینۀ روابط حسنه، احزاب اصلی کردستان که بر منطقه تسلط کامل دارند تمام تلاش خود را می کنند تا گروههای معارض کرد ایرانی از خاک کردستان عراق برای انجام عملیات مسلحانه علیه ایران استفاده نکنند.
چهارمین ائتلاف بزرگ در عراق، فهرست العراقیه است که اگر چه رهبری شیعه مذهب دارد ولی بیشتر از سکولارهای سنی مذهب تشکیل شده است. این ائتلاف شامل جریان دموکراتیک وفاق ملی به رهبری ایاد علاوی، جبهه گفتگوی ملی به رهبری صالح مطلک و طارق الهاشمی معاون رئیس جمهور عراق است.
رهبر این ائتلاف، ایاد علاوی در گذشته عضو حزب بعث بود اما به دلیل اختلافاتی که با حزب پیدا کرد به خارج از عراق رفت و تبدیل به معارض حکومت وقت عراق شد.
جنجالی ترین شخصیت این ائتلاف صالح مطلک است. او که روابط نزدیکی با مجاهدین خلق در عراق دارد به اتهام طرفداری از افکار حزب بعث که در قانون اساسی عراق حزب فاشیست بعث نامیده شده، رد صلاحیت شد.
حزب او، جبهه گفتگو اجازۀ شرکت در انتخابات را دارد و تنها شخصی که از این حزب رد صلاحیت شده خود صالح مطلک است.
صالح مطلک که به مخالفت شدید با ایران شهرت دارد بارها خواستار استفاده از مجاهدین خلق به عنوان عامل بازدارندۀ به گفتۀ او دخالت ایران در عراق شده است. او در اظهاراتی بیان کرد رد صلاحیت او هدیه ای ارزشمند به محمود احمدی نژاد در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود. مطلک معتقد است که دلیل رد صلاحیت او نه همفکری با حزب بعث بلکه به دلیل مخالفت تند و صریحش با دخالت های ایران در عراق و به درخواست محمود احمدی نژاد رنیس جمهور ایران صورت گرفته است.
به نظر کارشناسان، فهرست العراقیه شانس اول را برای کسب آراء در مناطق سنی نشین عراق که به حزب بعث عراق نزدیک هستند را دارند.
احزاب بسیار دیگری در این انتخابات شرکت کرده اند که البته از شانس کمتری برای رسیدن به مجلس عراق برخوردارند. یکی از این گروهها تجمع آزادگان عراق به رهبری ایاد جمال الدین روحانی سکولار و جنجالی شیعه است. جمال الدین که به مدت ۱۶ سال در ایران سکونت داشته و در حوزه علمیه قم تحصیل کرده است از بیان شدیدالحن ترین مخالفت ها با جمهوری اسلامی ایران هیچ ابایی ندارد. او معتقد است که جمهوری اسلامی به چیزی کمتر از به گفته او بلعیدن عراق راضی نمی شود.
جمال الدین در یکی از مصاحبه های تلویزیونی خود اظهار داشت که صدو ده میلیون دلار برای تبلیغات حزب خود در انتخابات جمع آوری کرده و از مشهورترین چهره های تبلیغات انتخاباتی در جهان استفاده می کند. او در این مصاحبه که با تلویزیون العربیه انجام گرفت اعلام کرد که مدیر دفتر تبلیغات انتخاباتی باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا را برای اداره تبلیغات انتخابی خود استخدام کرده است. او همچنین در اظهارات جالبی گفت که علاوه بر این شخص، مدیران تبلیغات انتخاباتی تونی بلر نخست وزیر سابق بریتانیا، جان هاوارد نخست وزیر استرالیا و رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه را نیز استخدام کرده است.
او که آشکارا از سیاست های آمریکا در عراق دفاع می کند شدیدا اتهام دریافت کمک های مالی از آمریکا را رد می کند.
به نظرجمال الدین ایران سیاست یک بام و دو هوا را در مورد عراق پیش گرفته است. به این معنا که گفته های رسمی مسئولان ایرانی در مورد حمایت از نظام جدید در عراق با عملکرد نیروهای امنیتی ایران در تضاد کامل است. او معتقد است که ایران از طریق آموزش شبه نظامیان عراقی و همچنین ارسال اسلحه به داخل عراق سعی در تضعیف عراق دارد.
آقای جمال الدین که به شدت طرفدار جدایی دین از سیاست است وعده داده که در صورت رسیدن به پست نخست وزیری در عراق همان سیاست دو گانه را در مورد ایران اجرا می کند. او می گوید "ما باید از تمام ابزارهای موجود از جمله مجاهدین خلق برای بازداشتن ایران از دخالت در امور عراق استفاده کنیم و با پشتیبانی مالی و تسلیحاتی آنها زمینه را برای انجام عملیات خراب کارانه در ایران فراهم کنیم و این کار را تا زمانی ادامه دهیم که ایران دست از خرابکاری در عراق بکشد."
در دوره امسال مراسم اسکار نام لئو تولستوی، نویسنده بزرگ روس، بر سر زبان هاست، اما این بار خود اوست که به روی پرده سینما آمده، و نه اثری از او.
در سال ۱۹۶۸ میلادی جایزه اسکار برای "بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان" به فیلم سینمایی "جنگ و صلح" به کارگردانی سرگئی باندارچوک سینماگر روس تعلق گرفت. این فیلم که بر پایهی رمان معروف تولستوی در اتحاد جماهیر شوروی (سابق) تهیه شده بود، تا آن تاریخ، با حدود هشت ساعت، بلندترین فیلم تاریخ سینما بود.
فیلم "ایستگاه آخر"، که در برخی کشورها به نام "تابستان روسی" به روی پرده آمده، برداشتی از آخرین سال زندگی لئو تولستوی است.
این فیلم روایتگر گوشهای کمابیش ناشناخته و ماجرایی غریب از زندگی تولستوی است: نویسندهای که به "ملت روس" چهره و هویت بخشیده، در خانه در کنار آمدن با همسر خود درمانده است.
همسر او به نام سوفیا آندریونا، زنی حساس، باهوش و فداکار است. سوفیا ۴۸ سال در کنار نویسنده بزرگ زندگی کرده، برای او ۱۳ فرزند به دنیا آورده، خانه و زندگی او را اداره کرده، تا نویسنده با خیال راحت و آسوده رمانهای خود را بنویسد.
سوفیا علاوه بر این کارها، برای نویسنده بزرگ منشی هم بوده است: او "جنگ و صلح" را شش بار برای نویسنده بازنویسی و تصحیح کرده است.
اما سوفیا بالأخره تاب از دست داده و از خدمت به "ولی نعمت" خود خسته شده است. او دریافته که نویسنده بزرگ در طول زندگی تنها به خود فکر بوده و هرگز قدر او را ندانسته است.
تولستوی ۸۰ سالگی را پشت سر گذاشته، و با وارد شدن به دوران پرتلاطم قرن بیستم، دچار تحول ذهنی شده و به نظر سوفیا چنین میرسد که او قدری "خل" شده است.
تولستوی ادای پیامبران را در میآورد، مردم را به راه راست فرا میخواند و برای خود مریدانی جمع میکند که سوفیا چشم دیدن آنها را ندارد.
به نظر سوفیا چنین می رسد که تولستوی با تبلیغ قناعت و پارسایی و چسبیدن به "معنویات"، زندگی واقعی را به هدر میدهد، خانوادهی خود را از نعمتها و شادیهای واقعی محروم میکند.
از آن سو؛ تولستوی هم آخر عمری متوجه شده که زندگی خود را در ازدواج با این زن تلف کرده است. او از خود تعجب میکند که چطور زمانی توانسته چنین زنی را دوست بدارد!
تولستوی نیز بالأخره از دست زن به ستوه میآید، در بالای ۸۰ سالگی خانه را ترک میکند و همسر را تنها میگذارد.
وقتی سوفیا این خبر را میشنود، دیوانهوار به دنبال او میشتابد. اما اجل زودتر از همسر تولستوی را در مییابد.
برای تولستوی نیز فرصتی برای بازگشت به خانه و آشتی با زن باقی نمیماند. اجل به نویسنده بزرگ نیز رحم نمیکند و او را در ایستگاه قطار غافلگیر میکند.
فیلم "ایستگاه آخر" یا "تابستان روسی" به کارگردانی مایکل هافمن با عوامل و سرمایه آلمانی و آمریکایی تهیه شده، اما بیشتر بازیگران اصلی آن بریتانیایی هستند.
فیلم بر پایه رمانی از جی پرینی، نویسنده آمریکایی ساخته شده، که از دفترچه خاطرات سوفیا آندریونا، همسر تولستوی، بهره برده است.
نکته برجستهی فیلم بازیهای قوی آن است، که صحنههای غریب و شخصیتهای قدیمی را برای تماشاگر ملموس کردهاند.
هلن میرن، که پیش از این برای فیلم ملکه (۲۰۰۶) برنده اسکار شده بود، اینجا نیز در نقش همسر تولستوی بازی درخشانی ارائه داده است.
کریستوفر پلامر در ۸۰ سالگی و پس از بازی در بیش از ۱۰۰ فیلم سینمایی برای نخستین بار با جان دادن به سیمای لو تولستوی، برای اسکار نامزد شده است.
فرستاده ویژه سازمان ملل در افغانستان نسبت به وضعیت زنان در این کشور ابراز نگرانی کرده و گفته است که آنان به خدمات بهداشتی، قضایی و آموزشی دسترسی ندارند.
کای آیده که آخرین روزهای کاری خود را به عنوان فرستاده ویژه دبیر کل سازمان ملل در افغانستان می گذراند، در نشستی در کابل گفت که این موضوع را به گونه جدی با رئیس جمهوری این کشور در میان می گذارد.
آقای آیده گفت: "من باید به رئیس جمهوری، اعضای حکومت، اعضای نهادهای قضایی بگویم که من در باره حقوق زنان از افراد سیاسی شنیده ام که می خواهند به تبعیض علیه زنان و خشونت و بدرفتاری با آن پایان دهند."
کای آیده این سخنان را در نشستی با عنوان "اهمیت قانونگزاری برای زنان افغان" در کابل اظهار داشت.
فرستاده ویژه سازمان ملل افزود: "در مواقعی مانند هشتم مارچ (مارس) من رئیس جمهوری را به چالش می کشم، چهره ها سیاسی را به چالش می کشم که به عوض یک روز مبارزه در سال برای حقوق زنان، این مبارزه را گسترش دهند و هر روز سال را در این زمینه مبارزه کنند."
آقای آیده گفت که از وضعیت کنونی زنان در افغانستان همه رنج می برند، اما زنان "بیشتر آسیب پذیرند، زنانی که در برابر فقر مقاومت ندارند و برای دستیابی به امکانات بهداشتی و آموزشی با مشکل مواجه اند."
این مقام سازمان ملل همچنین گفت: "در آخرین روزهایی که در افغانستان هستم و این کشور را ترک می کنم، نمی توانم این واقعیت را پنهان کنم؛ من نگران این هستم که احتمالا در سال جاری پدیده های منفی بیشتر شود که حل این گونه مشکلات به تلاشهای بیشتر و حرکت های نیرومند سیاسی نیاز دارد."
سیما سمر رئیس کمیسیون حقوق بشر افغانستان نیز در این نشست نسبت به وضعیت زنان در این کشور ابراز نگرانی کرد و گفت که دولت در کنار تهیه و تصویب قانون، باید به اجرای آن نیز توجه کند.
خانم سمر تاکید کرد که دولت افغانستان علاوه بر اجرای قوانین این کشور، مطابق به مسئولیت هایی که در برابر عضویت در سازمانهای بین المللی، از جمله سازمان ملل متحد دارد، باید برای حمایت از حقوق زنان تلاش کند.
بر اساس یک خبر دیگر، حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان برای "ارزجگذاری به خدمات" کای آیده، یک نشان عالی دولتی را به او اعطا کرده است.
بر اساس خبرنامه ای که از دفتر آقای کرزی در این مورد منتشر شده، در فرمان اعطای این نشان به آقای آیده آمده که او"در امر بازسازی، کم ساختن مشکلات بشری، جلب کمک های خارجی، هماهنگی ادارات جامعه بین المللی و تحکیم ثبات سیاسی افغانستان همکاری و تلاش همه جانبه نموده است." ماموریت آقای آیده به عنوان فرستاده ویژه دبیر کل سازمان ملل در افغانستان در آخر ماه جاری میلادی به پایان می رسد و به عوض او " استیفان دی مستورا، دیپلمات سوئدی نمایندگی سیاسی سازمان ملل را به عهده خواهد گرفت.
کای آیده اهل نروژ است و در سال ۲۰۰۸ میلادی به این ماموریت آغاز کرد. او پس از آن به نمایندگی سیاسی سازمان ملل وارد افغانستان شد که دولت این کشور نمایندگی پدی اشداون، سیاستمدار بریتانیایی را به دلیل "صلاحیت های گسترده" او رد کرد.
حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان نخستین زنگ سال تحصیلی ۱۳۸۹ را به صدا در آورد و محرومیت پنج میلیون کودک از تحصیل در کشورش را غیرقابل قبول خواند.
آقای کرزی روز شنبه، ۱۵ حوت/اسفند، در مراسم آغاز سال آموزشی جدید گفت شماری از این کودکان به دلیل ناامنی و شماری دیگر به دلیل عدم دسترسی به مدرسه و یا فقر از رفتن به مدرسه بازمانده اند.
آقای کرزی گفت این تعداد کودکان ۴۲ درصد کل کودکانی را تشکیل میدهند که از لحاظ سنی باید به مدرسه بروند. او ابراز تاسف کرد که این رقم بسیار درشتی است.
رئیس جمهوری افغانستان تاکید کرد که محرومیت این تعداد کودکان از آموزش "به هیچ عنوان، به هیچ بهانهای و به هیچ دلیلی قابل قبول برای هیچ ملتی" نیست.
آقای کرزی گفت که دولت تلاش میکند زمینه آموزش را برای کودکانی که به دلیل دوری روستاهایشان از مدارس و یا فقر، از آموزش محروم شدهاند، هموار کند، اما از شورشیانی که مدارس را میبندند و به آتش میکشند، خواست که دست از این کار بردارند.
آقای کرزی گفت در برخی از مناطق مدرسه، کتاب و آموزگار هست، اما مادران به دلیل این که میترسند فرزندانشان در راه مکتب کشته و ربوده شوند و یا مدارس شان "به زور بسته شده"، آنان را به مکتب نمیفرستند.
بر اساس آمار رسمی، در حال حاضر ۴۲۲ مدرسه به دلیل ناامنی بسته است و ۲۰۰ هزار دانش آموز به همین دلیل از آموزش محروم شدهاند.
'پیشرفت چشمگیر'
اما فاروق وردک، وزیر معارف (آموزش و پرورش) افغانستان در این مراسم گفت که آموزش و پرورش این کشور در هشت سال اخیر به "پیشرفتهای چشمگیری" دست یافته است.
بر اساس آماری که او ارائه کرد، در سال ۱۳۸۱ خورشیدی کمتر از یک میلیون دانشآموز در سه هزار مدرسه آموزش می دیدند. به گفته او، در کل این مدارس حدود ۲۰ هزار آموزگار مشغول تدریس بودند.
اما اکنون براساس آماری که آقای وردک ارائه کرد، حدود هفت میلیون دانش آموز در ۱۲ هزار مدرسه آموزش می بینند و در سال جدید تحصیلی یک میلیون دانش آموز دیگر به شمار آنان افزوده خواهند شد. او همچنین تعداد آموزگاران در این مدارس را ۱۷۵ هزار نفر اعلام کرد.
آقای وردک حضور ۳۷ درصد دانش آموز دختر و ۳۰ درصد آموزگار زن در مدارس و همچنین تهیه نصاب تعلیمی برنامه درسی جدید را از پیشرفتهای عمده در نظام آموزشی افغانستان خواند.
وزیر آموزش و پرورش افغانستان گفت که روند آمادهسازی و توزیع کتابهای درسی بر اساس برنامه جدید آموزشی در سال جدید تکمیل خواهد شد. به گفته او، از نزدیک به ۱۶۰۰ عنوان کتاب درسی، ۸۰۰ عنوان آن آماده شده و بقیه هم به زودی آماده خواهد شد.
این در حالی است که انتقادهای زیادی هم بر این کتابها وارد شده است. مشکلات قابل توجه محتوایی، غلط های چاپی، مشکلاتی در قطع، صفحه آرایی و کاغذ این کتابها، از مهمترین انتقادهای وارد شده به آنها است.
علاوه بر این، بسیاری از آموزگاران و مسئولان مدارس گفتهاند که کتابهایی که از سوی وزارت آموزش و پرورش فرستاده می شود، در بیشتر اوقات به موقع نمیرسد.
مشکلات
کمبود معلمان حرفهای و آموزش دیده از مشکلات اصلی آموزش و پرورش افغانستان است. بر آساس آمار رسمی، تنها ۷۵ هزار آموزگار آموزش دیده و حرفهای در مدارس استخدام شده اند و بقیه معلمان افراد غیرحرفهای هستند. هرچند مقامات گفتهاند تلاش جدی را به راه انداختهاند تا شمار آموزگاران حرفهای را بالا ببرند.
حقوق پایین معلمان هم از مسائلی است که تا حدودی باعث مشکلاتی در آموزش و پرورش شده است. در حال حاضر حقوق معلمان از ۳۵۰۰ تا ۱۲۰۰۰ افغانی است. به همین دلیل، بیشتر افرادی که تحصیلات دانشگاهی دارند، ترجیح میدهند در سازمانهای بین المللی و غیردولتی با حقوق بالاتری کار کنند.
هر چند وزارت معارف برنامه جدیدی را آغاز کرده که بر اساس آن حقوق معلمان افزایش خواهد یافت، اما این برنامه هنوز اجرایی نشده است.
کمبود اتاق های درسی و فضای آموزشی در مدارس، از دیگر مشکلات عمدهای است که به دلیل پرخرج بودن آن، هنوز دولت افغانستان قادر به حل آن نشده است.
فاروق وردک، وزیر معارف در این مراسم گفت که هنوز هم در ۱۵ درصد از مدارس افغانستان از خیمه(چادر) به عنوان اتاق درسی استفاده میشود.
آقای وردک از آموزگاران کشور خواست که با توجه به همه این مشکلات تلاشهای خود را برای بهبود آموزش و پرورش افزایش دهند، اما مشخص نکرد که آنان چه تلاشهایی را به راه اندازند.
به نظر من عصر ما، یعنی عصر اینترنت، یا عصر ارتباط آنی همۀ آدمهای دنیا، درخشان ترین عصر تاریخ آدمیت است. هر کس هستی، باش. آن قدر پول داری که یک کامپیوتر بخری، بگذاری روی میزت؟ پس یک وبلاگ هم راه بینداز، بنشین و هرچه دلت می خواهد بریز آن تو و دیگر هیچ خدایی را بنده نباش، و هیچ اربابی را رعیت، و هیچ استادی را شاگرد!
خوب، وقتی می بینی توی این دنیای بی صاحب ماندۀ هرکی به هرکیِ هیچّی به هیچّی، هر کس که برای دلِ تنگش یک دهن می خواهد به پهنای فلک، اینترنت بی معطّلی تقدیمش می کند، و او بدون اینکه ذرّه ای فشار به حنجره اش بیاورد، می تواند آناً صداش را به چشم و گوش همۀ آدمهای دنیا برساند، واقعاً از خوشحالی بال در می آوری، هرچند که دلت نخواهد از گوشۀ اتاقت به جایی از این دنیای بی صاحب ماندۀ هرکی به هرکیِ هیچّی به هیچّی پرواز کنی.
دلت می خواهد شعر بگویی؟ خوب، بگو! اینترنت هست، نمی گذارد هیچکس جلوت را بگیرد. می گویی تا حالا هیچوقت شعر نگفته ای؟ باشد. شعر که شنا کردن نیست که مربّی و تمرین بخواهد و اگر کسی شنا یاد نگرفته خودش را بیندازد توی دریا، غرق بشود! دیگر گذشت آن دوره ای که «حافظ شیرازی» تا نمی رفت در زبان و ادبیات فارسی و عربی استاد بشود، و از علم و فلسفۀ زمان خودش سر در بیاورد، و همۀ دیوانهای بزرگترین شاعرهای چهار قرن پیش از خودش را با دقّت بخواند، و به رمزهای زبانی و هنری آنها پی ببرد، «لسان الغیب» نمی شد، و گذشت آن دوره ای که شاعر عصر جدید باید حدّ اقلّ یک زبان معتبر جهانی، مثل انگلیسی، یا فرانسوی، یا آلمانی، را خوب یاد می گرفت تا دری از فکر و هنر و ادبیات و فرهنگ جهانی به رویش باز بشود، و با«ده قرن» زبان و ادبیات فارسی هم همان کاری را می کرد که حافظ شیرازی با «چهار قرن» آن کرده بود.
حالا دیگر «اینترنت» بیچاره هست و هر تقصیری را به گردن می گیرد و هر سدّی را از جلو دست و پای آدمهای آرزومند بر می دارد. بله، اینترنت همان «چراغ جادو» است و شما هم «علاءالدّین» هستید. شعر گفتن که هیچ! فلسفه، تاریخ، جامعه شناسی، نقد ادبی، همه چیز! هر چیز و همه چیز!
لابد آنهایی که یادشان هست که یک سال و اندی پیش در نامۀ «اینترنت، دامت خدماته!» چه ستایشی از اینترنت کرده بودم، خیال می کنند حالا عقیده ام دربارۀ قدرت و عظمت آن عوض شده است! نه خیر. به نور چراغ حقیقت قسم می خورم که ایمانم به قدرت و عظمت اینترنت صد برابر شده است. یادم می آید که آن نامه را با الهام از «دیکتاتوری پارلمانی» نوشته بودم. امّا چیزی که برای این نامه به من الهام بخشیده است «دموکراسی اینترنتی» است. در این دموکراسی هر «سایتدار» و «وبلاگدار»ی حقّ دارد که خودش را نه فقط فردوسی و سعدی و حافظ معاصر، بلکه رَبّ النّوع و رَبة النّوع هنر و ادبیات و علم و فلسفه و همه چیز معاصر بداند. باور نمی کنید؟ پس معلوم می شود که غیر از «سایت» یا «وبلاگ» خودتان، به سایت یا وبلاگ هیچکس دیگر سر نمی زنید. اقّلاً روی این یک نظری که برایتان رسیده است، تیک کنید. نوشته است: «ای وَل، خیلی زیبا و قشنگ بود. حال کردم. برات آرزوی موفقیت می کنم. به سایت ما هم سر بزن. نظر یادت نرود!»
در این برنامه و چند برنامه آینده "سیاست"، به وضعیت حقوق بشر در ایران پرداخته می شود. اولین بخش از این رشته برنامه مصادف شده است با هفته وحدت 28 سال در ایران، که به عنوان هفته وحدت بین سنی و شیعه در ایران و در دنیای اسلام برگزار می شود. دراین برنامه می پرسیم سنی های ایران که درصد قابل ملاحظه ای از جمعیت کشور را تشکیل می دهند تا چه حد از حقوق برابر با شیعه های این کشور برخوردارند.
بسیاری در بین اهل تسنن می گویند در حالیکه در حرف آنها را برادران و خواهران اهل تسنن می خوانند در عمل بسیاری از حقوق بدیهی بشری شان از طرف حاکمیت جمهوری اسلامی ایران نقض می شود. چقدر این ادعا درست است و این حقوق در کجا و به شکلی نقض می شود؟
مهمانان عنایت فانی در این برنامه عبارتند از: زیبا میرحسینی، پژوهشگر در حوزه حقوق اسلامی ، عبدالکریم لاهیجی، نایب رئیس فدراسیون جهانی جامعه های حقوق بشر و عبدالمجید مراد زهی، پژوهشگر و استاد دارالعلوم - مدرسه دینی اهل سنت - در زاهدان.
"سیاست" پنج شنبه ها در برنامه جام جهان نمای بی بی سی پخش و جمعه ها تکرار می شود.
برنامه این هفته به بررسی اظهارات نوری المالکی، نخست وزیر عراق، در خصوص تامین مالی مخالفان او توسط کشور های خارجی می پردازد و دادگاه راداوان کاراجیچ رهبر صرب های بوسنی در جریان جنگ دهه 1990 می پردازد.
مهمانان این هفته عبارتند از:
مهرداد خوانساری، پژوهشگر در مرکز مطالعات ایران و عرب در لندن، و علیرضا حقیقی، مدرس در دپارتمان تاریخ در دانشگاه تورنتو در کانادا.
"جهان در هفته ای که گذشت" پنج شنبه ها در برنامه چشم انداز بامدادی از رادیو بی بی سی پخش و جمعه ها تکرار می شود.
قرار است هزاران نفر از پناهندگان عراقی رای خود را در انتخابات پیش رو به صندوق بریزند.
بزرگترین جمعیت پناهندگان عراقی در سوریه به سر می برند؛ کشوری که خانه صدها هزار عراقی است. بسیاری از عراقی های پناهنده به سوریه با دولت نوری المالکی، نخست وزیر عراق مخالفند.
تب انتخابات عراق به سوریه هم کشیده شده است. پوسترهای تبلیغاتی انتخابات در جای جای دمشق به چشم می خورد و سیاستمداران عراق در سوریه راهپیمایی هایی را برای تشویق مردم به رای دادن برگزار کرده اند.
سیاستمداران تخمین می زنند که آرای پناهندگان در سوریه به تنهایی سرنوشت حد اکثر 10 کرسی از 325 مجلس این کشور را رقم می زند.
در چنین رقابت تنگاتنگی، این رقم می تواند تفاوت بزرگی در ساختار مجلسی که قراراست نخست وزیر آینده عراق را منصوب کند، ایجاد کند.
مخالفان نوری المالکی، نخست وزیر فعلی عراق در سوریه، در این انتخابات به امید جمع آوری آراء علیه آقای المالکی، فعالیت های زیادی انجام می دهند.
نوری المالکی در سوریه طرفداران زیادی ندارد. پناهندگان، او را به خاطر نادیده گرفتن مشکلاتشان، عدم تامین امنیت بازگشت آنها به عراق و دامن زدن به اختلافات فرقه ای ، سرزنش می کنند.
تعداد زیادی ازعراقی هایی که در سوریه زندگی می کنند اعضای پیشین حزب بعث و سنی هستند و معتقدند که بازگشت به عراق تا زمانی که این کشور تحت رهبری یک نخست وزیر شیعه مذهب است برایشان بسیار خطرناک است.
بر اساس آمار تخمینی سازمان ملل، هر ماه دو هزار و پانصد عراقی از این کشور به سوریه می روند .
بسیاری از این افراد به طور کلی نسبت به اوضاع سیاسی عراق سرخورده هستند و امید خود را از دست داده اند اما کسانی هم هستند که به این انتخابات به عنوان فرصتی برای ایجاد تغییر نگاه می کنند.
در شرایطی که حتی اعلام دقیق تعداد تماشاگران حاضر در ورزشگاه های ایران میسر نیست، به سختی می توان برآورد دقیقی از مخارج سالیانه فوتبال در این کشور به دست آورد.
"فوتبالی بی حساب و کتاب"، "فوتبالی پر از ریخت و پاش و هزینه های غیر ضروری" روزی نیست که کنایه هایی از این دست در رسانه های ورزشی ایران، به فوتبال ایران نسبت داده نشود. البته، گاهی برخی رسانه ها نیز از همین کنایه ها در امان نیستند.
دولت پول می دهد و باشگاه ها هم هزینه می کنند. سیستم های حسابرسی مدرن و مدونی در اغلب تیم های فوتبال ایران وجود ندارد. بارها پیش آمده وقتی مدیر یک باشگاه دولتی تغییر می کند، تمام یا بخشی از اسناد و مدارک دوران مدیریتش را نیز همراه خود از محل باشگاه خارج می کند.
برخلاف باشگاه های حرفه ای اروپا، آمریکا یا شرق آسیا، در ایران چندان خبری از سود و زیان مالی باشگاه ها در رسانه ها منعکس نمی شود. شاید به این خاطر که دخل و درآمدی وجود ندارد و باشگاه ها صرفاً هزینه می کنند.
رقابت اقتصادی بین باشگاه ها کمرنگ است. حتی باشگاه هایی مثل پرسپولیس و استقلال که میلیون ها هوادار در ایران دارند نیز هزینه های خود را از محل منابع و اعتبارات دولتی می پردازند.
صفایی فراهانی رئیس سابق فدراسیون فوتبال ایران، در همایش خصوصی سازی باشگاه های فوتبال که آذر ۱۳۸۷ برگزار شد گفته بود: "مدیریت حرفه ای یعنی مدیریت تولید، هزینه و درآمد. اما در فوتبال ایران فقط با مدیریت هزینه مواجه هستیم".
ظهور، واگذاری و تعطیلی ناگهانی باشگاه ها
جذب بازیکنان مستعد از رده های سنی پایه به منظور پرورش آن ها برای درآمدزایی در سال های بعد، در فوتبال ایران جایی ندارد. همچنین انعقاد قراردادهای طولانی مدت بین باشگاه های ورزشی و بازیکنان، در فوتبال ایران چندان رایج نیست.
فعالیت حرفه ای بسیاری از باشگاه ها نیز دوام پیدا نمی کند. به این ترتیب مجالی برای آینده نگری و برنامه ریزی برای کسی درآمد نیست. به طور مثال امتیاز باشگاهی مانند پاس که از قدیمی ترین تیم های پایتخت بود، ناگهان به استان دیگری واگذار شد. یا باشگاهی مثل شهید قندی یزد با هزینه های هنگفت، در لیگ برتر حاضر شد، اما ناگهان از صحنه فوتبال ایران کنار رفت.
کشاورز و بانک تجارت نیز از جمله باشگاه هایی بودند که ناگهان با هیاهوی بسیار وارد فوتبال شدند و به همان سرعت نیز ناپدید شدند. همان طور که کسی متوجه نشد شاهین، آرارات، تهرانجوان، عقاب، اکباتان، وحدت، بوتان، دارایی، بانک ملی و ... چگونه از چرخه فوتبال تهران و ایران خارج شدند.
انعقاد قرارداد باشگاه ها با حامیان مالی نیز وابستگی شدیدی به روابط مدیران وقت باشگاه ها با شرکت های مورد نظر دارد. به همین خاطر با تغییر مدیران باشگاه، آن تیم در فصل بعدی با حامی مالی تازه ای قرارداد می بندد.
مبالغی که مفقود می شوند!
فدراسیون فوتبال ایران حداقل هزینه اداره تیم های ملی فوتبال، فوتسال و فوتبال ساحلی در سال ۱۳۸۰ را هشت میلیارد و ۸۷۰ میلیون تومان برآورد کرده بود. محمد علی آبادی رئیس پیشین سازمان ورزش ایران نیز میزان کمک سالیانه دولت به تیم های لیگ برتری را سالانه ۲۰۰ میلیارد تومان عنوان کرد.
اما هجدهم اسفند ۱۳۸۷، یعنی حدود یک سال پیش، سایت تابناک نوشت: "سالانه در فوتبال ایران ۳۰۰ میلیارد تومان پول رد و بدل می شود که فقط ۱۰۰ میلیارد آن دیده می شود، تکلیف این ۲۰۰ میلیارد چه می شود؟"
تابناک، مستنداتی هم برای صحت رقمی که اعلام کرده است ذکر کرد و در ادامه نوشت: "چرا باید فوتبال آن قدر آلوده باشد که دو سوم بودجه اش در حوزه ای غیر از فوتبال رد و بدل شود؟"
محمد دادکان، رئیس سابق فدراسیون فوتبال ایران، رقم دقیق هزینه های فوتبال ایران را حتی از این هم بالاتر می داند. او روز ۱۴ دی در برنامه تلویزینی ۹۰ که از شبکه سوم تلویزیون ایران پخش می شود، گفت: "فوتبالی که سالانه در آن ۴۰۰ میلیارد تومان هزینه می شود هیچ خروجی ای ندارد. این پول بیتالمال است و پول آن منطقه محروم در سیستان و بلوچستان است که گرفته می شود و بدون هدف و برنامه در فوتبال تزریق می شود".
آقای دادکان، انتقاداتی هم به ضعف مدیریت در امور مالی فوتبال ایران کرد: "وقتی من از فدراسیون رفتم، در حساب فدراسیون یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان پول به انضمام چهار میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان جایزه فیفا برای صعود به جام جهانی بود و در واقع فدراسیون را با ۶ میلیارد تومان دارایی نقد تحویل دادیم. آیا این سیستمی که الان هست، خوب است که ۱۰ میلیارد بدهکاریم؟!"
البته منتقدان می گویند که در دوران مدیریت آقای دادکان نیز شفافیت کاملی بر روند هزینه ها وجود نداشته است. به طور مثال، در جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶ در آلمان، یک خبرنگار ایرانی از معاون فرهنگی فدراسیون فوتبال در مورد بودجه اختصاص داده شده به مسائل فرهنگی در آلمان سئوال کرد، اما نه تنها پاسخی دریافت نکرد، بلکه با او برخورد شد.
محققان سازمان هوا-فضای آمریکا، ناسا، می گویند طول شبانه روز به خاطر زلزله مهیب شیلی کاهش یافته است.
ریچارد گراس، از محققان مرکز تحقیقاتی جی پی ال ناسا در کالیفرنیا به همراه تعدادی از همکارانش با انجام محاسباتی به این نیتجه رسیده اند که به خاطر زلزله ۸/۸ ریشتری شیلی، سرعت گردش وضعی زمین افزایش یافته و این موضوع طول شبانه روز را کمی بیشتر از یک میلینیوم ثانیه کاهش داده است.
البته این تغییر به قدری کم است که کسی متوجه آن نخواهد شد.
محققان می گویند علت این کوتاه شدن جزئی طول روز، جابجایی صورت گرفته در پوسته زمین است.
برایان بپتی، از سازمان جغرافیایی بریتانیا می گوید ساختار انعطاف پذیر پوسته زمین باعث می شود در اثر تکان های شدید تغییر شکل دهد و به این وسیله در طول شبانه روز تغییر ایجاد کند.
آقای بپتی گفت: "کره زمین سخت نیست و اقیانوس ها و اتمسفر حرکت می کنند. این رخدادها تکان خوردن محور زمین را به همراه دارد که تغییرات قابل ملاحظه ای را به همراه دارد."
او ادامه داد: "زلزله های بزرگ مانند آن چه در شیلی رخ داد یا زمین لرزه ۲۶ دسامبر ۲۰۰۴ در اندونزی می توانند منجر به تکان جزئی محور زمین شوند. سنجش این ارزیابی به دستگاه های دقیق و حساس نیاز دارد و نباید منجر به نگرانی شود."
محققان پیش تر نیز با استفاده از محاسبات مشابه اعلام کرده بودند که زلزله ۱/۹ ریشتری سال ۲۰۰۴ در اندونزی طول شبانه روز را به نزدیک به هفت میلینیوم ثانیه کوتاه کرده است.
رمان هجوآمیزی از نویسنده اهل عربستان سعودی که درباره تأثیر ویرانگر قدرت و ثروت نامحدود و دنیای کاخ نشینهاست برنده جایزه بوکر عربی (IPAF) در رشته داستان شد.
عنوان کتاب (ترمی بشرر) که آن را ترجمه کرده اند، برگرفته از آیه ای از قرآن است که به جهنم اشاره می کند.
این کتاب در عربستان سعودی اجازه انتشار نیافته است.
داوران بوکر عربی را "هجوی دردناک" توصیف کرده اند و نوشته اند این رمان "رابطه میان قدرت و حکومت را به خوبی کاویده است."
در بیانیه هیأت داوران آمده: "این کتاب طعم واقعیات هولناکی از دنیای کاخ های سلطنتی را به خواننده می چشاند."
آقای خال که در جوانی به عنوان مبلغی مذهبی به تبلیغ "جهاد" و جنگ های نظامی می پرداخت، به گفته خودش ناگهان تغییر مسیر داد و به نوشتن روی آورد.
او حالا به عنوان منتقد جنجالی جامعه محافظه کار سعودی شهرت یافته است.
او نخستین نویسنده سعودی است که برنده جایزه ۶۰ هزار دلاری بوکر عربی شده است.
آقای خال این جایزه را دیشب (یازدهم اسفند) در ابوظبی دریافت کرد.
عبده خال در دهکده ای در جنوب عربستان متولد شد، بعد از مرگ پدرش به جده رفت و سپس مادرش او را به ریاض فرستاد. او تا به حال چند رمان از جمله ، ، ، و و چند مجموعه داستان منتشر کرده است.
عبده خال در حال حاضر در جده زندگی می کند و به دانش آموزان کلاس ششم در یک مدرسه دولتی، عربی درس می دهد.
کتاب های او در عربستان توقیف اند اما گویا نسخه های معدودی از آنها به طور غیرمجاز در این کشور پیدا می شود.
عبده خال در گفت و گویی گفته است: "آدم ها دارند خفه می شوند. آنها در هول و هراس زندگی می کنند؛ نه هراس از حکومتشان، بلکه هراس از همه اطرافیانی که به آنها می گویند چطور باید زندگی کنند."
سومین جایزه بوکر عربی
جایزه بوکر عربی که امسال سومین سال برگزاری اش بود، با حمایت بنیاد بوکر انگلستان و توسط سازمان نیکوکاری امارات در سال ۲۰۰۷ در ابوظبی راه اندازی شد.
برگزارکنندگان بوکر عربی هدف از این جایزه را "شناسایی و تقدیر از نویسندگان معاصر عربی و تشویق خواننده های سراسر دنیا برای مطالعه آثار ترجمه شده آنها" اعلام کرده اند.
داوران این جایزه که از سراسر جهان عرب هستند، امسال ۱۱۳ کتاب شاخص را از ۱۷ کشور عربی بررسی کردند.
شش نامزد نهایی در ماه دسامبر گذشته در بیروت اعلام شدند.
باقی نامزدهای بوکر امسال کتاب های (وراء الفردوس) نوشته منصوره عزالدین، (عندما تشیخ الذباب)، (ربیع جابر)، (السده من تل ابیب) نوشته ربعی المدهون، نوشته محمد منسی قندیل بودند.
سالن بزرگ و مدرن هتل بین المللی اربیل در شمال عراق پر است از مهمانان داخلی و خارجی که در مشایعت موسیقی آرام و نور ملایم آباژورها به گفتگو نشسته اند.
بوی غذاهای فرنگی و محلی هم که در فضای سالن پیچیده است، مهمانان را به ضیافتی مطبوع دعوت می کند. مهمانانی که این روزها بیشتر یا خبرنگارانی هستند که مثل ما برای پوشش انتخابات پارلمانی عراق به شمال عراق سفر کرده اند و یا نامزدهای انتخاباتی که برای مهمانی رسمی و رایزنی هایشان آمده اند.
در گوشه وکنار لابی، گروهی از پیشمرگه ها که غالبا محافظان نامزدها و مقامات رسمی حکومت منطقه ای کردستان هستند، از فرصت استفاده کرده و ضمن استراحت بر مبلهای راحت هتل و حین صحبت با یکدیگر چای می نوشند.
بعد از گپ با چند خبرنگار کرد درباره آینده کردستان عراق و انتخابات و موضوع های مربوط به آن، گوش به موسیقی " لاو استوری " سپرده ام و سعی دارم صحبت ها را در ذهنم بررسی کنم که به ناگاه یکی از دوستان کرد تلنگری می زند و می گوید: "هیچ می دانی در یک هتل تاریخی اقامت داری؟ هتلی که شاهد یکی از خونین ترین درگیری ها میان دو حزب اصلی کرد منطقه بوده؟".
او در ادامه می پرسد که در کدام اتاق می مانم. می گویم اتاقم رو به خیابان است. خنده ای سر می دهد و می گوید: "آهان پس در اتاق ارواح هستی. اتاقهای رو به خیابان پر بود از جسد پیشمرگه های کرد."
منظور او درگیری های داخلی کردستان عراق در اواسط دهه نود بود و اشاره اش هم به اوج این جنگ در سال ۱۹۹۶.
آن سال، جنگ میان دو حزب کرد به اوج خود رسید و پس از درگیری های خونین، اربیل که مرکز حزب دموکرات کردستان به حساب می آید، به تصرف پیشمرگان جلال طالبانی در آمد.
در همان زمان گویا هتل شرایتون یا همان هتل بین المللی کنونی به پایگاه اصلی برای حزب اتحادیه میهنی تبدیل شد. اما با حمله مجدد مردان مسلح آقای بارزانی، شهر به صاحبانش باز پس داده شد. البته هزینه این بازپس گیری هم جان دادن صدها پیشمرگ از دو طرف بود.
چتین ارچتین، خبرنگار کرد اهل ترکیه که برخلاف دیگران، نگران نوشته شدن اسمش بر سر تعریف این داستان به خبرنگاری غریبه نیست، می گوید: " وقتی من در سال ۹۹ به اینجا آمدم هنوز آثار گلوله ها بر در و دیوار این هتل مانده بود. در واقع نمای آن به آبکشی بزرگ شبیه بود."
چتین به پیشمرگانی که در آن سوی سالن نشسته اند اشاره می کند و می گوید: "شاید هر کدام از اینها که الان اینجا نشسته اند آن روز خونین را در این هتل تجربه کرده باشند."
این را از همان پیشمرگان می پرسیم. هیچ یک جواب مشخصی نمی دهند اما یکی از آنها زخم های سر و گردنش را نشان می دهد و با همان لهجه کردی به فارسی می گوید: "خانم گذشته ها گذشته. همه ما زخم برداشتیم اما الان با هم هستیم داریم برای انتخابات آماده می شویم. مثل برادر."
در انتخابات پارلمانی عراق همچون انتخابات سال ۲۰۰۵، دو حزب اتحادیه میهنی و دموکرات کردستان همراه چند حزب کوچک دیگر با فهرستی مشترک شرکت خواهند کرد که به ائتلاف "هم پیمانی کردستان" معروف است. این دو حزب در انتخابات پارلمان محلی هم که چندی پیش برگزار شد، با یک فهرست شرکت کرده بودند.
این دو حزب درمدت زمانی کمتر از سی سال از نبرد مسلحانه به ائتلاف بر سر صندوق رای رسیده اند که در نگاه اول می تواند نشانه تحولی بزرگ در درک رهبرانشان از دموکراسی و بازی قدرت باشد و این حس را ایجاد کند که صدای تفنگها برای آنها اکنون تنها در تاریخ مانده است و بس.
اما با نگاه به فضایی که این روزها در هیاهوی پیش از انتخابات عراق حاکم شده هنوز این سوال مطرح است که آیا واقعا سلاح ها در کردستان عراق خاموش شده اند؟
اگر در انتخابات عراق علت اصلی ائتلاف دو حزب کسب نفوذ بیشتر در بغداد باشد، در انتخابات محلی برای جلوگیری از شکستن آرایشان در برابر حزب نوظهور "گوران" است.
این حزب با شعار تغییر و اصلاح به رهبری نوشیروان مصطفی تشکیل شد. مردی که زمانی دست راست جلال طالبانی به حساب می آمد و اکنون در جایگاه مخالف یا به قولی اپوزیسیون نشسته است.
گوران توانست موفقیت چشمگیری در انتخابات پارلمان محلی به ویژه در سلیمانیه مرکز حزب اتحادیه میهنی به دست آورد، به طوری که اگر احزاب آقای بارزانی و طالبانی با هم ائتلاف نمی کردند گوران می توانست سهم بسیاری را در حکومت خودمختار کردستان عراق از آن خود کند و حتی ممکن بود به تنهایی دولت را به دست گیرد.
آقای نوشیروان نسبت به مسایل داخلی حکومت منطقه ای کردستان، ساز مخالف کوک کرده و به بسیاری از سیاست های گردانندگان کنونی دولت منطقه ای در قبال بغداد هم اعتراض دارد.
همین مساله قدرت و سیطره نفوذ دو حزب دیرینه در کردستان عراق را به چالش کشیده و حتی التهاب فضای پیش از انتخابات پارلمانی عراق در این منطقه را دو چندان کرده است.
تنها سه روز قبل افراد مسلح ناشناس به دفاتر گوران در اربیل و سلیمانیه حمله کردند و اسباب و وسایل آنها را شکستند. تعداد زیادی از روزنامه نگاران و خبرنگارهایی هم که در صف حامیان این حزب قرار گرفته اند، از تهدید ها و فشارهای این افراد در امان نبوده اند.
دفتر تلویزیون خبر کردستان یکی از رسانه های اصلی گوران نیز ناچار به تغییر محل خود در اربیل شده است. آنها برای امنیت بیشتر به محله مسیحی نشین عنکاوه رفته اند تا شاید کمتر در معرض دید مخالفان خود باشند.
حمله ها و تهدیدهای مسلحانه به حدی بود که هفته گذشته روزنامه لاوین در اعتراض به این فشارها صفحه اخر خود را سیاه چاپ کرد و در صفحه اول هم نوشت "اگر شما سلاح دارید ما هم قلم داریم."
با توجه به این اوصاف به نظر می رسد سلاح ها در کردستان آماده شلیک به انتظار نشسته اند و پای صندوق رفتن کردها برای فراموش شدن تفنگها و فشنگها کافی نبوده است.
حال فارغ از بحثهای مدرن آزادی بیان و حقوق روزنامه نگاران، بسیاری در کردستان عراق نگران روند بعد از انتخابات در این منطقه هستند.
دغدغه ای که ربوار کریم، روزنامه نگار کرد ساکن اربیل این چنین توصیف می کند: "گوران یا ما را به سوی دموکراسی می برد و یا به لبه پرتگاه و آغاز یک جنگ داخلی دیگر. در این مدت و حتی بعد از انتخابات عراق خواهیم دید که کردهای عراقی تا چه حد در یادگیری الفبای دموکراسی موفق بوده اند."
پختن غذا چیزی است که همه ما بدیهی فرض می کنیم اما یک نظریه تازه حاکیست که اگر پختن را نیاموخته بودیم، نه تنها هنوز شبیه به شامپانزه بودیم، بلکه مثل آنها باید بخش اعظم روزمان را صرف جویدن می کردیم.
اگر به خاطر غذای پخته نبود، یک فرد معمولی باید روزانه حدود پنج کیلوگرم مواد خام مصرف می کرد تا کالری لازم برای بقا را جذب کند.
این یعنی که شش ساعت از روز را صرف جویدن کنیم.
این یک نظر پذیرفته شده است که با ورود گوشت قرمز به رژیم غذایی اجداد ما، مغز آنها رشد کرد و هوششان افزایش یافت.
گوشت قرمز نه تنها باعث بزرگ شدن مغز اجدادمان شد، بلکه همچنین به نیاز آنها در صرف کردن همه وقتشان برای جستجوی غذا برای حفظ انرژی پایان داد.
در نتیجه فرصتی برای ایجاد ساختارهای اجتماعی پدید آمد.
'تصادف'
پروفسور ریچارد رنگام از دانشگاه هاروارد معتقد است که مساله فقط به روی آوردن به گوشت قرمز به عنوان یک ماده غذایی مربوط نمی شود.
به نظر او آنچه باعث ایجاد یک تحول عمیق در تکامل انسان شده بیشتر شیوه آماده کردن غذا بوده است تا تغییر عناصر رژیم غذایی.
او می گوید: "فکر می کنم به جرات می توان گفت که پختن بالاترین نقش را در افزایش کیفیت غذا در کل تاریخ حیات ایفا کرده است."
"اجداد ما به احتمال زیاد غذا را به اشتباه داخل آتش انداختند. بعد متوجه شدند که خوشمزه شده است و این مسیر کاملا تازه ای را رقم زد."
"برای درک اینکه بدن ما چطور و چه زمانی تغییر کرد، باید با بررسی فسیل ها نگاه دقیقتری به آنچه اجداد ما می خوردند بیاندازیم."
قدیمی ترین جد ما آسترالوپیتکوس بود که به میمون شباهت داشت.
این موجود دارای شکمی بزرگ حاوی یک روده خیلی بزرگ بود که برای هضم مواد سفت گیاهی ضرورت داشت و دندان های بزرگ و پختی داشت که برای آسیا کردن و خرد کردن گیاهان سفت به کار می رفت.
با این حال این آسترالوپیتکوس بود که زندگی درختی را ترک کرد و وارد ساوانای آفریقا شد و شروع به خوردن حیواناتی که آنجا می چریدند کرد.
و همین تغییر محل سکونت، سبک زندگی و رژیم غذایی بود که باعث تغییرات عمده در آناتومی انسان شد.
مغز بزرگ تر
خوردن گوشت ارتباط نزدیکی به تحولی تکاملی در حدود 2 میلیون و 300 هزار سال قبل دارد که به پیدایش هومو هابیلیس با دندان های تیزتر و مغزی 30 درصد بزرگتر منجر شد.
با این حال مهمترین تحول یک میلیون و 800 هزار سال قبل زمانی که هومو ارکتوس - اولین جد "واقعا انسان" ما - پا به عرصه گذاشت روی داد.
هومو ارکتوس دارای مغزی حتی بزرگتر و آرواره ها و دندان های کوچکتر بود.
بدن ارکتوس نیز چیزی شبیه به ما بود. بازوهای کوتاهتر و پاهای بلندتر ظاهر شد و شکمی که مخصوص هضم گیاهان بود از میان رفت، یعنی ارکتوس نه تنها می توانست سرپا بایستد بلکه می توانست روی دو پا بدود.
او باهوشتر و سریعتر بود و به گفته پروفسور رنگام پختن غذا را آموخته بود.
او می گوید: "پختن شکم ما را کوچکتر کرد. وقتی غذایمان را پختیم، نیازی به شکم بزرگ نداشتیم."
"شکم از نظر انرژی پرهزینه است. افرادی که با شکم کوچک دنیا می آمدند می توانستند انرژی شان را ذخیره کنند، بچه های بیشتری داشته باشند و بهتر بقا یابند."
پروفسور پیتر ویلر از دانشگاه جان مورس لیورپول و همکارش، لسلی ایلو، فکر می کنند همین تغییر در سیستم گوارشی ما بود که امکان بزرگتر شدن مغزمان را فراهم کرد.
انتقال انرژی
پختن، سلول های غذا را می شکند به طوری که برای آزاد شدن مغذی های مورد نیاز بدن، معده باید کار کمتری انجام دهد.
به گفته پروفسور ویلر این تحول "باعث آزاد شدن انرژی ای شد که سوخت مورد نیاز مغزی بزرگتر را فراهم کرد. افزایش اندازه مغز، با کوچک شدن شکم رابطه دارد."
جالب اینکه ویلر و ایلو دریافتند که کاهش اندازه دستگاه گوارشی دقیقا به اندازه افزایش سایز مغز یعنی 20 درصد بود.
پروفسور استفان سیکور در دانشگاه آلاباما دریافت که غذای پخته نه تنها انرژی بیشتری در بدن آزاد می کند، بلکه بدن هم انرژی کمتری صرف هضم کردن آن می کند.
بنابراین انسان بودن ممکن است بر محور انرژی بگردد.
پختن غذا اصولا یک نوع هضم پیشاپیش است، که مصرف انرژی را از شکم به مغز منتقل کرده است.
به گفته پروفسور ویلر و رنگام و همکارانشان، این تصادفی نیست که انسان ها - باهوشترین موجودات زمین - تنها گونه ای هستند که پخت و پز می کنند.
محمد سید طنطاوی، شیخ الازهر مصر مفتی اعظم این کشور و از رهبران ارشد سنی مذهب در هشتاد و یک سالگی درگذشت.
بلندپابه ترین روحانی مصر که به عربستان سعودی سفر کرده بود، بر اثر سکته قلبی جان خود را از دست داد.
شیخ طنطاوی برای شرکت در مراسم اعطای جوایز ملک فیصل در ریاض بود.
تلویزیون مصر گفت او به هنگام سوار شدن به هواپیما، دچار دردهایی در ناحیه سینه شد و روی پله های هواپیما سقوط کرد.
به محض انتشار خبر مرگ شیخ الازهر، تلویزیون دولتی مصر پخش برنامه های عادی خود را قطع و موسیقی عزا پخش کرد.
پسر آقای طنطاوی گفته است او در قبرستان بقیع به خاک سپرده خواهد شد.
محمد سید طنطاوی در سال ۱۹۹۶ توسط حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر به ریاست الازهر انتخاب شد. دانشگاه الازهر مصر یکی از معتبرترین مراکز علمی دنیا در زمینه اسلام سنی به حساب می آید.
عقاید و دیدگاه های آقای طنطاوی معمولا خشم تندروها را بر می انگیخت. فتوای اخیر او در زمینه ممنوعیت پوشش نقاب برای زنان در مدارس تحت کنترل الازهر چنین واکنشی را بر انگیخت.
شیخ محمد سید طنطاوی، رئیس دانشگاه الازهر، گفته بود پوشیدن روبنده یک سنت است و هیچ ارتباطی با آموزه های دین اسلام ندارد.
مخالفت او با ختنه زنان موجب بحث های فراوانی در این کشور به خصوص میان تندروها شد.
با اینکه دولت مصر از سال ۱۹۹۷ میلادی این رویه را ممنوع اعلام کرد اما ختنه زنان کماکان در برخی نواحی این کشور ادامه دارد.
منتقدان حکومت مصر او را "عامل دولت" می دانستند که سیاست های الازهر را مطابق با سیاست های دولت تنظیم می کند.
در ماه ژانویه امسال شورایی مرکب از علمای اسلامی به رهبری شیخ طنطاوی، از ساخت یک دیوار فولادی بزرگ در مرز مصر با غزه حمایت کرد. این اقدام با انتقادهای فراوانی رو به رو شد. هدف از ساخت این دیوار ایجاد مانع سر راه تونل هایی است که به گفته اسرائیل، گروه فلسطینی حماس از آن ها برای قاچاق تسلیحات از مصر به نوار غزه استفاده می کند.
دست دادن آقاق طنطاوی با شیمون پرز، رئیس جمهور اسرائیل در سال ۲۰۰۸ نیز واکنش های شدیدی را در مصر و کشورهای اسلامی برانگیخت. آقای طنطاوی گفته بود در هنگام دست دادن، نمی دانست طرف مقابل، رئیس جمهور اسرائیل است.
سید محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران در سال ۲۰۰۷ با شیخ طنطاوی در قاهره دیدار و در دانشگاه الازهر سخنرانی کرد. آقای خاتمی در این دیدار از نقش الازهر تقدیر کرد و آن را برای جهان اسلام مهم خواند.
آقای طنطاوی نیز از حضور رئیس جمهور سابق در مصر استقبال کرده و گفته بود که آقای خاتمی در میان مسلمانان، محبوبیت زیادی دارد.
باب گلداف ، فعال در زمینه امدادرسانی در مناطق بحرانی جهان و فردی که سابق بر این خواننده راک در بریتانیا بوده، گفته است رئیس سرویس جهانی بی بی سی باید به خاطر گزارشی که این موسسه منتشر کرده است، اخراج شود.
بی بی سی هفته گذشته اعلام کرد مدارکی را به دست آورده است که نشان می دهد میلیون ها دلاری که کشورهای غربی برای کمک به قحطی زدگان اتیوپی در دهه 1980 میلادی جمع آوری کرده بودند، به دست شورشیان این کشور افتاده است.
آقای گلداف که با سازماندهی کنسرت های بزرگ موسیقی، از جمله در لندن و نیویورک، هدایت تلاش های بین المللی در این زمینه را در دست گرفت، روز چهارشنبه (10 مارس)، در گفتگو با روزنامه بریتانیایی گاردین گفت گزارش بی بی سی کاملا بی پایه و اساس است.
آقای گلداف شاکی است که استاندارد کاری در سرویس جهانی بی بی سی کلا از دست رفته است و خواستار تحقیق در این باره شده است.
سرویس جهانی بی بی سی می گوید در مورد صحت و سقم گزارش اخیر خود تردیدی ندارد و معتقد است بخش عمده ای از میلیون ها دلاری که برای کمک به قحطی زدگان اتیوپی در سال 1984 جمع شده است، در اختیار شورشیان قرار گرفته است.
باب گلداف همچنین خواستار اخراج مارتین پلوت، سردبیر بخش آفریقا در سرویس جهانی که این گزارش را تنظیم کرده است و اندرو وایتهد، یکی دیگر از مدیران اجرایی بی بی سی شده است.
جمع آوری میلیون ها دلار
خبر وضعیت اسفبار هفت میلیون قحطی زده اتیوپی و تصاویری که در اوایل دهه 1980 از این منطقه به نقاط مختلف جهان ارسال شد، بسیاری را بهت زده و مصمم کرد تا در تلاش های بین المللی برای امداد رسانی مشارکت کنند.
مشارکت هنرمندان بین المللی به رهبری باب گلداف، هنرمند بریتانیایی کمک کرد نهایتا میلیون ها دلار جمع آوری شود؛ رقمی که جمع آوری آن برای امدادرسانی به نیازمندان در یک نقطه از جهان تا آن زمان سابقه نداشت.
اما شورشیان سابق اتیوپی به بی بی سی گفته اند در جلسات سازمان های امدادی شرکت و وانمود می کرده اند، بازرگان هستند تا به آنها نیز سهمی از کمک های مالی داده شود.
بنا به تخمین یکی از رهبران شورشیان سابق، 95 میلیون دلار از کمک های مالی دولت های غربی و همچنین سازمان های خیریه صرف نبردهای شورشیان شده است.
در اواسط دهه 1980 دولت وقت اتیوپی با شورشیان در استان های اریتره و تیگری در جنگ بود.
جو بایدن معاون رئیس جمهور آمریکا در رام الله با محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در باره روند صلح خاورمیانه گفت و گو کرده است.
در این دیدار در باره ساخت نزدیک به هزار و ششصد خانه جدید در بیت المقدس شرقی که روز گذشته (نهم مارس) توسط وزارت کشور اسرائیل اعلام شد، مذاکره شد.
آمریکا این اقدام اسرائیل را محکوم کرده و تشکیلات خودگردان فلسطینی نیز گفته است این اقدام نشان می دهد که اسرائیل معتقد است تلاش های آمریکا برای صلح پیش از شروع، شکست خورده است.
اسرائیل این مساله را که اعلام ساخت خانه های جدید را عمدا همزمان با سفر جو بایدن به منطقه اعلام کرده، رد می کند اما سردبیر بخش خاورمیانه بی بی سی می گوید آمریکایی ها این توجیه دولت اسرائیل را نپذیرفته اند.
آقای بایدن بلندپایه ترین مقام آمریکایی است که از زمان روی کار آمدن باراک اوباما به منطقه سفر می کند.
معاون رئیس جمهور آمریکا در واکنش به ساخت خانه های جدید توسط اسرائیل، واکنشی غیر معمول و شدید نشان داده و گفته است این مساله بر اعتماد لازم برای مذاکرات صلح تاثیر منفی می گذارد.
صائب عریقات، مذاکره کننده ارشد فلسطینی نیز گفته است اسرائیل احیای روند صلح خاورمیانه را تقریبا امکان ناپذیر کرده است.
اسرائیل و تشکیلات خودگردان فلسطینی اخیرا پذیرفتند که به طور غیر مستقیم و با حمایت آمریکا مذاکرات صلح را از سر گیرند.
محمود عباس گفته است تا زمانی که ساخت شهرک ها و خانه های جدید در کرانه غربی و بیت المقدس شرقی از سوی اسرائیل ادامه یابد، از مذاکره مستقیم با این کشور خودداری می کند.
اواخر سال گذشته اسرائیل اعلام کرد که برای نشان دادن حسن نیت خود به فلسطینیان، ساخت واحدهای مسکونی در اراضی اشغالی را برای مدتی به حالت تعلیق در می آورد. این تعلیق شامل بیت المقدس شرقی نمی شد و از آن زمان در چند نوبت، واحدهای مسکونی جدیدی در اراضی اشغالی ساخته شده است.
این مساله با خشم فلسطینیان و انتقاد بین المللی مواجه بوده است.
فلسطینیان می خواهند کشور مستقل آنها با پایتختی بیت المقدس شرقی شکل گیرد و نگران این مساله هستند که فعالیت های ساختمانی اسرائیل، ارتباط میان بیت المقدس شرقی و کرانه غربی را قطع کند.
اسرائیل در جنگ سال 1967 بخش شرقی بیت المقدس را به اشغال خود در آورد. این اقدام اسرائیل از سوی جامعه جهانی از جمله آمریکا به رسمیت شناخته نشده است.
یک مقام قضایی ایران از تشکیل پرونده قضایی برای رسیدگی به اتهامات مهدی و فائزه هاشمی خبر داد.
علیرضا آوایی، رئیس کل دادگستری استان تهران، روز چهارشنبه ۱۹ اسفند (۱۰ مارس) به خبرگزاری رسمی ایران، ایرنا گفت که برای رسیدگی به اتهامات مهدی و فائزه هاشمی، فرزندان اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، پرونده ای در دادسرای عمومی و انقلاب تهران تشکیل شده است.
آقای آوایی این کار را به "مصلحت کشور و نظام " دانست و گفت: " باید به جایی برسیم که همه افراد در برابر قانون یکسان باشند."
این خبر پیشتر هم به وسیله جعفر شجعونی، دبیر کل جامعه وعاظ تهران به نقل از مرتضی بختیار، وزیر دادگستری ایران اعلام شده بود.
پیشتر الیاس نادران، نماینده اصولگرای مجلس ایران در مصاحبه با خبرگزاری فارس سخنان فائزه هاشمی درباره ارکان نظام را توهین آمیز توصیف کرد و بدون ذکر جزئیات بیشتر گفت که نسخه ای از این سخنان برای اکبر هاشمی رفسنجانی ارسال شده و افزود: "همین سخنان برای اقامه کیفرخواست و رسیدگی به اتهامات او در دستگاه قضایی کفایت میکند".
غلامحسین محسنی اژه ای، دادستان کل ایران هم چندی پیش گفت: "در صورتی که علیه مهدی هاشمی، پسر اکبر هاشمی رفسنجانی شکایتی مطرح شود دادستان تهران باید بسرعت به آن رسیدگی کند تا یک بار برای همیشه به حرف ها و حدیث ها در این زمینه پایان داده شود."
در پی انتخابات ریاست جمهوری در خرداد گذشته ، هواداران دولت فرزندان اکبر هاشمی رفسنجانی و به ویژه فائزه و مهدی هاشمی را به دست داشتن در اقدامات ضد دولتی متهم کرده و خواستار محاکمه آنها شدند.
فائزه هاشمی در حین مبارزات انتخاباتی از میرحسین موسوی حمایت می کرد و در چند تجمع به نفع آقای موسوی سخن گفت و در یکی از تجمعات اعتراضی به نتیجه انتخابات برای چند ساعت بازداشت شد.
آقای هاشمی رفسنجانی که در انتخابات دور پیشین ریاست جمهوری از محمود احمدی نژاد شکست خورد، طی چهار سال گذشته از منتقدان عملکرد او بوده است.
پس از آنکه آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه تهران در ۲۶ تیر از تردیدهای موجود در مورد سلامت انتخابات ریاست جمهوری سخن گفت، بسیاری از طرفداران محمود احمدی نژاد او را به مخالفت با حکومت متهم کردند.
مهدی هاشمی، چند ماهی است که خارج از ایران به سر می برد ، و چندی پیش در پاسخ به انتقادها اعلام کرد که برای ادامه تحصیل از ایران خارج شده است.
فائزه هاشمی در دور پنجم انتخابات مجلس شورای اسلامی دومین رای تهران را کسب کرد و همچنین مدیر مسئول روزنامه توقیف شده "زن" است.
رئیس کل دادگستری استان تهران درباره دستگیر شدگان حوادث پس از انتخابات که اتهامشان محاربه است، گفت: "تعداد این متهمان بسیار کم است."
او تاکید کرد که اگر جرم این افراد در دادگاه محرز شود، بر اساس عدالت برای آنها حکم صادر می شود.
آقای آوایی گفت که حکم این افراد می تواند در مواردی تبعید باشد و افزود که اگر توبه ای هم اتفاق بیافتد طبیعتا عفو صورت می گیرد.
همچنین آقایی آوایی در بخشی از سخنانش در همایش "حفظ حقوق بیت المال در اراضی و منابع طبیعی" که روز چهارشنبه در تهران برگزار شد، گفت: "ما در محاکم و دادسرا ها طبق قوانین، فقه و فرهنگ دینی حق بی احترامی و بی حرمتی به هیچکس حتی مجرمین و جانیان را نداریم."
فرهاد دانشجو رئیس دانشگاه تربیت مدرس گفت که میرحسین موسوی "با مدرک فوق لیسانس معماری نمیتواند در دانشگاه تربیت مدرس درسی را ارائه کند".
آقای دانشجو امروز ۱۹ اسفند (۱۰ مارس) در مصاحبه با خبرگزاری فارس گفت: "رشته آقای موسوی معماری است، با این حال وی در گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس عضویت داشته است."
این سخنان در شرایطی عنوان می شود که چندی پیش کامران دانشجو، وزیر علوم و برادر فرهاد دانشجو، در جمع تعدادی از روسای دانشگاه ها گفته بود که دانشگاه جای اساتیدی که بخواهند علیه نظام جمهوری اسلامی فعالیت کنند نیست.
فرهاد دانشجو در مصاحبه امروز خود، با ذکر این که آقای موسوی از حدود ۶ سال پیش از دانشگاه تربیت مدرس به فرهنگستان هنر مامور شده بوده، افزوده است: "هنوز نامهای مبنی بر پایان ماموریت وی از فرهنگستان هنر به دانشگاه تربیت مدرس نرسیده است."
اول دی ماه ۱۳۸۸ شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست محمود احمدی نژاد، میرحسین موسوی را از سمت ریاست فرهنگستان هنر، که از زمان تاسیس این فرهنگستان در ۱۳۷۸ عهده دار آن بود، برکنار کرد.
دانشگاه جای استادان مخالف نیست
پنج روز پیش کامران دانشجو وزیر علوم خطاب به روسای دانشگاه ها گفت: "شما حق ندارید کسی را در دانشگاه ها جذب کنید که در مسیر التزام عملی به ولایت فقیه و قانون اساسی حرکت نمی کند."
آقای دانشجو تاکید کرد: "شفاف و واضح می گویم افرادی مورد نیاز ما در دانشگاه ها هستند که التزام عملی به اسلام و ولایت فقیه داشته باشند."
این سخنان، پس از آن بیان می شد که میرحسین موسوی با اشاره به شواهدی چون نامه ۱۱۶ استاد دانشگاه تربیت مدرس به رهبر ایران در اعتراض به برخوردها با دانشگاهیان، حمایت اساتید و دانشجویان از "جنبش سبز" را امیدوار کننده دانسته بود.
این در حالی است که محمد محمدیان، رئیس نهاد نمایندگی رهبر ایران در دانشگاهها، در آذر ماه گفته بود: "براساس آمارهای موجود ۷۰ درصد دانشگاهیان در انتخابات ریاست جمهوری به کسی رای دادهاند که اکنون در راس مدیریت کشور نیست و این مسئله به نوعی دلسردی ایجاد میکند."
از زمان روی کار آمدن محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴، موارد متعددی از بازنشستگی اجباری استادان دانشگاه منتشر شده که مخالفان دولت، انگیزه بسیاری از این بازنشستگی ها را سیاسی می دانند. موج این بازنشستگی ها بعد از انتخابات ریاست جمهوری اخیر نیز ادامه داشته است.
همچنین در حال حاضر تعدادی از استادان دانشگاه های ایران در زندان هستند یا در بیرون زندان در انتظار صدور حکم دادگاه به سر می برند.
محسن میردامادی، عبدالله رمضان زاده، قربان بهزادیان نژاد، علی عرب مازار، فرشاد مومنی و علیرضا حسینی بهشتی از جمله این اساتید هستند.
مجید توکلی و عبدالله مومنی به همراه جنبش دانشجویی ایران، برنده جایزه حقوق بشر "هومو هومینی" (Homo Homini) جمهوری چک شدند.
به گزارش آژانس خبری چک، این جایزه امشب (۱۰ مارس- ۱۹ اسفند) در افتتاحیه جشنواره فیلم های مستند "یک جهان، دموکراسی جهانی" در پراگ پایتخت جمهوری چک به برندگان آن اهدا خواهد شد.
مارک اسوبودا، رئیس "مرکز افراد نیازمند حقوق بشر" (People in Need's Human Rights Centre) با اعلام این خبر گفت که این جایزه هر سال به کسانی که برای حمایت از حقوق بشر تلاش های چشمگیری داشته اند، اعطاء می شود.
به گفته آقای اسوبودا مجید توکلی، فعال دانشجویی، عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان ادوار تحکیم وحدت و جنبش دانشجویی ایران به خاطر "نقش موثر" در دفاع از آزادی و "تلاش برای ایجاد دموکراسی" در ۱۰ سال گذشته، شایسته دریافت این جایزه شناخته شده اند.
قرار است مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم "یک جهان، دموکراسی جهانی" با پخش فیلم مستند "روزهای سبز" که مربوط به حوادث پس از انتخابات جنجال برانگیز خرداد گذشته در ایران است، امروز (۱۹ اسفند) در پراگ آغاز شود.
همچنین در جشنواره امسال بخش ویژه ای به اعتراضات مردم ایران در جریان ۹ ماه گذشته که تحت عنوان "بزرگترین حضور مردمی پس از انقلاب ۱۳۵۷" از آن یاد شده، اختصاص دارد.
جشنواره "یک جهان، دموکراسی جهانی" از امروز به مدت ۹ شب در پراگ برگزار و سپس آثار برگزیده آن در ۲۹ شهر دیگر جمهوری چک به نمایش در خواهد آمد.
اعطای این جایزه حقوق بشری به عبدالله مومنی و مجید توکلی در حالی صورت می گیرد که به نظر نمی رسد این دو فعال دانشجویی بتوانند در مراسم اعطای آن شرکت کنند.
عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان ادوار تحکیم وحدت، که هشت ماه پیش دستگیر شده بود روز دوشنبه (۱۷ اسفند) با سپردن وثیقه به ارزش ۸۰۰ میلیون تومان (۵۵۰ میلیون تومان وثیقه و ۲۵۰ میلیون تومان قرار کفالت) به مرخصی پنج روزه آمده است. آقای مومنی در این مدت محاکمه و به شش سال حبس محکوم شده است.
مجید توکلی، از فعالان سرشناس جنبش دانشجویی ایران، پس از حضور و سخنرانی در اجتماع دانشجویان دانشگاه صنعتی امیر کبیر در روز ۱۶ آذر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و از آن زمان زندانی بوده است.
آقای توکلی در دادگاه بدوی رسیدگی به اتهامات خود به هشت سال و شش ماه زندان، پنج سال محرومیت از فعالیت های سیاسی و پنج سال ممنوعیت خروج از ایران محکوم شد.
رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا در دیدار از یک مرکز آموزشی ارتش افغانستان در حومه کابل سفر رئیس جمهوری ایران به کابل را "دردسرساز" خوانده است.
آقای گیتس به خبرنگاران گفت که افغانستان باید با همسایگانش روابط خوبی داشته باشد و همسایگان این کشور نیز باید روابط خوبی با دولت حامد کرزی داشته باشند.
وزیر دفاع آمریکا ایران را متهم کرد که در افغانستان "بازی دوگانه" دارد. او افزود که ایران در حالی از دولت افغانستان حمایت می کند که با کمک به طالبان کوشش دارد تلاش های آمریکا و بریتانیا را تضعیف کند.
آقای گیتس در حالی این سخنان را اظهار کرد که محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران در نشست خبری مشترک با حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان در کابل، آمریکا را متهم به حمایت از تروریسم کرد.
آقای احمدی نژاد گفت که آمریکا خود در قبال مبارزه با تروریسم "بازی دوگانه" دارد.
وزیر دفاع آمریکا از دو روز پیش در کابل است و گفته است که از افزایش نیروهای مسلح افغانستان تا سیصد هزار تن تا سال آینده حمایت می کند.
در حال حاضر این نیروها کمتر از 200 هزار نفر هستند.
آقای گیتس در دیدار از این مرکز آموزشی ارتش افغانستان در شرق کابل تاکید کرد که آموزش ارتش "مهمتر از عملیات نظامی" در جنوب این کشور است.
آقای گیتس گفت: "گرچه امروز همه متوجه عملیات نظامی در جنوب افغانستان هستند، اما برنامه آموزش سربازان ارتش که در این مرکز جریان دارد، در دراز مدت مهمتر از عملیات نظامی خواهد بود."
او افزود: "اگر شرایط موجود در افغانستان اجازه دهد، در ماه جولای ۲۰۱۱ شاید بتوانیم روند انتقال مسئولیت را به نیروهای افغان آغاز کنیم. اما انتقال مسئولیت به افغانها بستگی به اوضاع دارد. اما واگذاری مسئولیت را دیرتر از جولای ۲۰۱۱ شروع نمی کنیم. روند خروج نیروهای ما بستگی به اوضاع افغانستان دارد. "
وزیر دفاع بزرگترین قدرت جهان به مرکز آموزشی ارتش افغانستان در حالی با هفت هلیکوپتر نظامی در دامنه کوه های صافی در نزدیک پلچرخی فرودآمد که عبدالرحیم وردک، وزیر دفاع افغانستان او را همراهی می کرد.
آقای گیتس سعی کرد در جریان بازدیدش از این مرکز آموزشی، مهارت ها و تواناییهای نیروهای ارتش نوپای افغانستان را در اجرای عملیات نظامی محک بزند.
مین های کنار جاده ای، جلوگیری از کشتن غیرنظامیان و رسیدگی به مجروحان جنگ در یک عملیات تمرینی سربازان افغان به وزیر دفاع آمریکا نشان داده شد.
آموزگاران بریتانیایی و آمریکایی هم دشواریهای کار در افغانستان و مراحل مختلف اجرای عملیات نظامی را به آقای گیتس توضیح دادند.
این نخستین بار است که عملیات تمرینی برای وزیر دفاع آمریکا نشان داده می شود.
آموزش نیروهای ارتش افغانستان در محور توجه جامعه جهانی قرار گرفته است.
نیروهای ارتش افغانستان که هشت سال پیش نخستین واحدهای آن تشکیل شد، حالا به بیش از ۱۰۰ هزار تن می رسد. کلید خروج آبرومندانه نیروهای ناتو از افغانستان توانمند شدن ارتش این کشور است.
هرچند هیچ جدول زمانی برای این امر در نظر گرفته نشده، اما بر اساس استراتیژی تازه آمریکا ۲۰۱۱ سالی است که به ارتش افغانستان میدان بیشتری داده خواهد شد و نیروهای خارجی بار سنگین عملیات های نظامی را به تدریج و مرحله به مرحله به دوش ارتش افغانستان خواهد گذاشت.
محمود احمدینژاد در نشست مشترک خبری با حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان در کابل، آمریکا را متهم به "پایهگذاری تروریسم" در افغانستان و منطقه کرد.
آقای احمدینژاد گفت: "(آمریکایی ها) خودشان (تروریسم) را پایه گذاری کردند، خودشان حمایت کردند، خودشان پول دادند، خودشان پشتیبانی اطلاعاتی کردند، با بعضی از افرادی که در اطراف ما غافل بودند."
آقای احمدینژاد توضیح نداد که این "افراد غافل" چه کسانی و در چه کشورهایی هستند.
رئیس جمهوری ایران این سخنان را در واکنش به سخنان اخیر رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا که ایران را متهم به "بازی دوگانه" در قبال مبارزه با تروریسم کرده، اظهار داشت.
آقای گیتس که از دو روز پیش وارد کابل شده و هم اکنون در کابل به سر می برد، در دیدار از یک مرکز آموزشی نظامی گفت که سفر محمود احمدی نژاد به کابل "دردسرساز" است.
رئیس جمهوری ایران همچنین در این نشست خبری گفت که "آنهایی که می گویند می خواهند با تروریسم مبارزه کنند"، به این دلیل در این مبارزه موفق نمی شوند که "دارند دوگانه بازی می کنند".
آقای احمدینژاد در واکنش به افزایش سربازان آمریکایی در افغانستان گفت که "مبارزه با تروریسم با نیروی نظامی منظم نمی شود. مبارزه با تروریسم کار اطلاعاتی می خواهد."
آقای احمدینژاد دستگیری عبدالمالک ریگی، رهبر گروه جندالله را "نمونه درستی" از مبارزه با تروریسم خواند و افزود که در دستگیری او ایران "لشکرکشی" نکرد و هیچ کسی هم در آن کشته نشد.
رئیس جمهوری ایران در پاسخ به این پرسش که منظور مقامهای ایرانی در مورد اظهار این موضوع که این که آقای ریگی به افغانستان سفر کرده، چه بوده، گفت "داستان آقای ریگی هیچ ارتباطی با افغانستان ندارد."
آقای احمدینژاد افزود:"این را من به صراحت بگویم که (داستان آقای ریگی) هیچ ارتباطی ندارد نه به دولت افغانستان و نه به ملت افغانستان. او از طرف کسانی حمایت می شوند که بدخواه ایران و افغانستان هستند و هم بدخواه ملت پاکستان."
رئیس جمهوری ایران گفت که در دستگیری عبدالمالک ریگی دستگاههای اطلاعاتی پاکستان و "به خصوص افغانستان" همکاری کردند.
همچنین حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان در این نشست در پاسخ به این پرسش که آیا او نگران آن نیست که افغانستان تبدیل به میدان رقابت های قدرت های منطقه ای و بین المللی می شود، گفت که کشورش خواستار دوستی با همه کشورهای همسایه است.
او تاکید کرد که دولت افغانستان نمی خواهد از خاکش علیه همسایگانش استفاده شود و همچنین نمی خواهد همسایه های این کشور در داخل این کشور با "دیگران درگیر باشند."
آقای کرزی افزود که کشور او با ایران روابط "دوستانه" دارد و "مشترکات عظیم" فرهنگی و زبانی دارد که "هزاران سال" سابقه دارد.
آقای کرزی همچنین گفت: "ما روابطی با غرب و آمریکا داریم و این روابط استوار بر اهدافی است که آنها دنبال می کنند در منطقه و افغانستان و اهدافی که افغانستان برای ثبات و امنیت خود دارد."
او همچنین افزود که او بارها به ملت ایران به وضاحت گفته که دولت او نمی خواهد که از خاک کشورش علیه هیچ کشور همسایه اش استفاده شود. آقای کرزی همچنین گفت که از کشورهای همسایه هم خواسته از "در دوستی پیش آیند".
رئیس جمهوری افغانستان در این نشست از کمک های ایران در بازسازی کشورش سپاسگزاری کرد و تاکید کرد که او از این کمک ها خرسند است.
این نخستین سفر محمود احمدی نژاد از زمان اعلام انتخاب مجدد او به ریاست جمهوری است.
پس از اعلام پیروزی آقای احمدی نژاد در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، حامد کرزی از جمله نخستین رهبران خارجی بود که به آقای احمدی نژاد تبریک گفت در حالیکه به دلیل اعتراضات گسترده به نحوه برگزاری این ا نتخابات، مقامات بسیاری از کشورها از ارسال پیام های تبریک متداول خودداری ورزیدند.
در مقابل، پس از اعلام نتایج اولیه انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در تابستان سال میلادی گذشته، و قبل از تایید نهایی این نتایج، دولت ایران پیام تبریکی را برای آقای کرزی ارسال داشت.
اوایل هفته جاری، برخی منابع خبری گزارش کردند که قرار بوده آقای احمدی نژاد به کابل سفر کند اما این سفر به دلایل اعلام نشده به تعویق افتاده و تاریخ مشخصی برای آن اعلام نشده است اما مقامات رسمی تعویق این سفر را تایید نکردند.
در عین حال، برخی از ناظران گفته اند که قرار بود این سفر روز دوشنبه انجام شود که با سفر وزیران دفاع آمریکا و بریتانیا به افغانستان همزمان بود و جمهوری اسلامی ترجیح داد دیدار آقای احمدی نژاد تحت الشعاع این سفرها قرار نگیرد.
آقای احمدی نژاد پیش از ترک تهران به مقصد کابل در یک نشست کوتاه خبری شرکت کرد و در شرح هدف خود از این سفر گفت "در شرایط جدید منطقه، ایران برای حل مشکلات افغانستان و بیرون رفتن اشغالگران از این کشور ابتکاراتی دارد" و افزود که لازم است برای بیرون رفتن "اشغالگران و بیگانگان" از منطقه تصمیمات لازم گرفته شود.
رادیو دولتی ایران درگزارش آغاز سفر محمود احمدی نژاد به کابل گفت که در جریان این سفر، رئیسان جمهوری دو کشور در باره راه های گسترش و تعمیق همکاری های تهران و کابل گفتگو می کنند.
وزارت داخله (کشور) افغانستان اعلام کرده است که به دستور رئیس جمهوری این کشور پس از این از تردد وسایل نقلیه شیشه دودی "بدون استثنا" جلوگیری خواهد کرد.
ازمری بشری، سخنگوی این وزارت در یک نشست خبری گفت: "دلیل این امر بدون شک تامین امنیت، ثبات و مصونیت هموطنان است".
آقای بشری گفت امکان آن وجود دارد که از موتر (خودروهای) شیشه دودی "سوء استفاده" شود و برای ماموران پلیس دشوار است که تشخیص دهند که در میان این گونه خودروها چه کسانی نشسته اند.
او افزود: "به ویژه زمانی که دو سه موتر بسیار لوکس از محلی عبور کند، برای دو سه مامور پلیس بسیار دشوار است که آنها را توقف دهند و بازرسی کنند."
در حال حاضر بیشتر مقامات ارشد افغان و خارجی، نیروهای امنیتی داخلی و خارجی، رهبران گروههای سیاسی و قومی و شماری از بازرگان خودروهای شیشه دودی دارند.
آقای بشری به بیبیسی گفت که هر چند هنوز مورد ویژه ای گزارش نشده که مهاجمان در حملات تروریستی از این گونه خودروها کار گرفته باشند، اما افزود که ممکن است در "آدم رباییها و جرایم سازمان یافته" از خودروهای شیشه دودی استفاده شده باشد.
سخنگوی وزارت داخله همچنین گفت که ممکن است "تروریستها در انتقال افراد خود و همچنین مواد منفجره از محلی به محلی دیگر" از چنین خودروهایی استفاده کنند.
سخنگوی وزارت داخله همچنین در این نشست گفت که این دستور بر اساس تصمیم شورای امنیت ملی که به تایید حامد کرزی، رئیس جمهوری هم رسیده صادر شده است.
آقای بشری گفت در این دستور هیچ استثنایی وجود ندارد و امروز (سهشنبه، ۱۸ حوت/اسفند) با پاک کردن رنگ از شیشه خودروهای متعلق به حنیف اتمر، وزیر داخله به اجرا گذاشته خواهد شد.
او افزود که خودروهای همه مقامات کشور و حتی مقامات خارجی و نیروهای مسلح داخلی و خارجی مستقر در افغانستان شامل این برنامه خواهند شد.
سخنگوی وزارت داخله گفت به همه افرادی که خودروهای آنان شیشه فیلمدار دارند، تا ۲۰ حوت فرصت داده شده که رنگ شیشه خودروهای خود را پاک کنند. به گفته او، پس از این تاریخ نیروهای امنیتی در جادهها موترهایی را که شیشههای دودی دارند، متوقف و رنگ شیشه های آنها را پاک خواهند کرد.
آقای بشری همچنین گفت که دستور تازه شامل خودروهای بدون شماره ترافیکی (نمبر پلیت) هم می شود و افزود که پس از این به چنین خودروها اجازه رفت و آمد داده نخواهد شد.
سخنگوی وزارت داخله گفت که برای گشت و گذار وسایط زرهی هم شرایط تازهای وضع خواهد شد. به گفته او، گرفتن مجوز یکی از این شرایط است. آقای بشری افزود که طرزالعمل گذشته در این مورد بازنگری و به اجرا گذاشته خواهد شد.
آقای بشری همچنین گفت که شورای امنیت ملی در دستور خود از مردم هم خواسته است که برای اجرای این دستور همکاری کنند.
سخنگوی وزارت داخله افزود که این دستور ابتدا در شهر کابل و پس از آن در سراسر کشور به اجرا گذاشته خواهد شد.
چنین دستوری پیش از این هم در مواردی صادر شده بود، اما به طور کامل به اجرا گذاشته نشده بود.
هرچند در دستور تازه شورای امنیت ملی از لحن جدی تری کار گرفته شده، اما به نظر می رسد که اجرای این دستور با مشکلاتی همراه باشد.
دادگاه عالی تاجیکستان 56 نفر را به جرم افراط گرایی و عضویت در گروه مذهبی غیررسمی به زندان و پرداخت جریمه محکوم کرد.
بنا به اطلاع دفتر مطبوعاتی این دادگاه، اکثر این افراد طبق ماده 307 قانون کیفری تاجیکستان به اتهام تأسیس گروهی افراط گرا مجازات شدهاند.
فرّخ ملخف، سخنگوی این دادگاه، گفت که قاضی پرونده 23 نفر از اعضای این گروه را از سه تا شش سال روانة زندان کرد.
آقای ملخف افزود: “دادگاه 33 نفر دیگر از اعضای این گروه را محکوم به پرداخت جریمه کرد و دست داشتن همه آنها را در جرمشان تأیید کرد.”
دادگاه عالی تاجیکستان این افراد را پیرو " جماعت تبلیغ" خوانده است.
بیشتر افراد محکوم شده در ماه آوریل سال 2009 در یکی از مساجد شهر دوشنبه بازداشت شده بودند.
محاکمة این افراد در اوّل ماه دسامبر سال 2009 آغاز شد و در بازداشتگاه موقتی شهر دوشنبه انجام شده است.
طوری که ظفر قربانف، وکیل مدافع جمشید عوضف، یکی از محکوم شدگان، به بی بی سی گفت، از این 56 نفر در جریان محاکمة دادگاهی شش وکیل مدافع حمایت میکرده اند.
ولی آقای قربانف افزود که بیشتر محکوم شدگان از گرفتن وکیل مدافع برای حمایت از خود دست کشیدهاند. زیرا، به گفتة وی، آنها با اشارهبه "غیر منصفانه" بودن اکثر محاکمهها در دادگاههای تاجیکستان نتیجة حکمشان را "از قبل" میدانستند.
آقای قربانف میگوید: "هرچند ما بیگناه بودن برخی از جوانانی را که بار اوّل برای نمازگزاری به مسجد آمده بودند و در آن جا بازداشت شدند، ثابت کردیم، امّا از این 56 نفر هیچ کس سفید نشد. همچنین، حقوق دانهای روسیه به درخواست ما در مورد چه گونه سازمان بودن "جماعت تبلیغ " پاسخ دادند که در فعالیت پیروان آن هیچ گونه تندروی و افراط گرايی مشاهده نشده و این گروه در فهرست گروههای تروریستی در جهان قرار نداشته است."
آقای قربانف میگوید که همة افراد محکوم شده به منصفانه بودن حکم دادگاهها در تاجیکستان و به قاضیها اعتماد ندارند و از این رو از بردن شکایت به دادگاه استینافی دست کشیدهاند.
این در حالی است که از میان 56 نفر از محکوم شدگان اغلبشان را جوانان زیر سن 30 سال تشکیل میدهند.
دولت تاجیکستان در سال 2006 فعالیت پیروان گروه "جماعت تبلیغ" را با بهانه "تندروی و افراط گرایی" ممنوع اعلام کرد.
طی یک سال اخیر شمار زیادی از پیروان این گروه در تاجیکستان بازداشت شدهاند. مقامات از بازداشت گستردة پیروان گروههای دیگر، مانند سلفیه، حزب التحریر و جنبش اسلامی ازبکستان نیز در گذشته خبر دادهاند.
رحمت الله زایرف، از رهبران عمده مخالف در تاجیکستان، میگوید که از لحاظ حقوقی در انتخابات پارلمانی حزب حاکم خلق دموکرات “حاکمیّت را غصب کردهاست”.
رهبر حزب سوسیال-دموکرات روز سهشنبه 9 مارس در جمع خبرنگاران گفت که بر اساس قانون اساسی حزب خلق دموکرات برای این عمل باید مجازات شود.
به گفته او، مطابق اصول پنجم و ششم قانون اساسی غصب حاکمیت از سوی یگان، گروه و یا سازمانی ممنوع است.
کمیسیون مرکزی انتخابات و همهپرسی تاجیکستان اعلام کرده که بیشتر انتخاب کنندگان در این کشور به طرفداری از حزب حاکم خلق دموکرات به رهبری امامعلی رحمان، رئیس جمهوری تاجیکستان، رأی دادهاند.
آقای زایراف گفت، نمایندگان حزب خلق دموکرات که اکثریّت کلّ اعضای کمیسیونهای مراکز رأی گیری را تشکیل میدادند، توسط مسئولان حکومتهای محلی، کمیتههای محلهها و مرکزهای خواجگیهای منزلی (مراکز اجتماعی محلی) و مدیران مدارس به انتخاب کنندگان، ناظران احزاب سیاسی و نامزدها به پارلمان فشار آورده و از رأی دهی آزاد مانع شدهاند و بدین وسیله حاکمیت را "غصب کردهاند."
همچنین، آقای زایرف تأکید کرد که فراکسیون حزب خلق دموکرات در پارلمان قبلی نیز "صلاحیّت پارلمان را تصرّف کرد" و در راه وارد شدن و بررسی پیشنهادهای احزاب دیگر در مجلس "ممانعت کرده بود."
او به عنوان مثال از پیش نویس اصلاح قانون انتخابات تاجیکستان نام برد که از جانب نماینده حزب کمونیست در پارلمان ارائه شد امّا در پی مخالفت شدید نمایندگان حزب خلق دموکرات این پیش نویس در پارلمان بررسی نگردید.
همزمان در بیانیه شورای سیاسی حزب سوسیال-دموکرات نتایج انتخابات نوعی "تحقیر" در قبال اعضای این حزب و در مجموع مردم تاجیکستان ارزیابی شده است.
شورای سیاسی حزب سوسیال-دموکرات تاجیکستان در صدد است به دادگاه قانون اساسی و مجلس نمایندگان (مجلس سفلای) پارلمان این کشور در مورد نتایج انتخابات پارلمانی و "غصب حاکمیت از سوی" حزب خلق دموکرات شکایت کند.
همچنین، این حزب از کمیسیون مرکزی انتخابات و همهپرسی به دادگاه عالی و در باره نقض قانون انتخابات در دو ناحیه شهر دوشنبه با سه شکایت به دادگاههای نواحی سینا و فردوسی پایتخت تاجیکستان شکایت کرده است.
از سوی دیگر، رحمت الله زایرف، رهبر این حزب، نشریههای رسمی “جمهوریت” و “منبر خلق” را به اتّهام بهتان و لطمه زدن به اعتبار او به دادگاه کشیده است.
در همین حال، آقای زایرف گفت که با توجّه به این که دادگاه های تاجیکستان مستقل نیستند، به حلّ منصفانه این قضیهها باور ندارد.
هدف از مراجعه او و حزبش به دادگاه جلب توجّه جامعه تاجیکستان به موارد زیاد تخلف و تقلّب در انتخابات پارلمانی بوده است.
بنا به نتایج انتخابات پارلمانی، که در اوّل ماه جاری از سوی کمیسیون مرکزی انتخابات و همهپرسی اعلام شد، حزب سوسیال-دموکرات تاجیکستان کمتر از یک درصد آرای عمومی را کسب کرده است.
مجلس با پیشنهاد دولت در زمینه درآمد حاصله از حذف یارانه ها مخالفت کرد.
در پی جلسات غیرعلنی و علنی مجلس که شامگاه گذشته با حضور محمود احمدی نژاد تشکیل شد، نمایندگان مجلس با درآمد 40 هزار میلیارد تومانی حاصل از هدفمند کردن یارانه ها که دولت پیشنهاد کرده بود مخالفت کردند و به بازگشت پیشنهاد دولت در این زمینه رای دادند.
به گزارش وبسایت خبری مجلس، نمایندگان حاضر در جلسه با 111 رای موافق در برابر 105 رای مخالف و 15 رای ممتنع، بازگشت پیشنهاد دولت را تصویب کردند.
این رای گیری پس از چند ساعت جلسه بین نمایندگان مجلس و نمایندگان دولت و همچنین حضور محمود احمدی نژاد در جلسات علنی و غیرعلنی مجلس صورت گرفت.
آقای احمدی نژاد قبل از رای گیری مجلس اظهار داشته بود که با 20 هزار میلیارد تومان نمی تواند قانون هدفمند کردن یارانه ها را به اجرا بگذارد.
برخی از مقامات دولتی پیشنهاد کرده بودند که سال آینده مالی به عنوان سال دوم اجرای قانون تعیین و در نتیجه، مبلغ پیش بینی شده در قانون افزایش یابد اما نمایندگان این نظر را غیرقابل قبول دانسته بودند.
پیشتر، کمیسیون تلفیق مجلس درآمد ناشی از حذف یارانه ها در سال آینده را حداقل 10 هزار میلیارد و حداکثر 20 هزار میلیارد تومان تعیین کرده بود اما دولت تاکید داشت که با این مبلغ نمی تواند "قانون هدفمند کردن یارانه ها" را به اجرا بگذارد.
نماینده کمیسیون تلفیق در جلسات روز گذشته گفت که تصویب پیشنهاد دولت به صلاح نیست و از نمایندگان خواست از نظر این کمیسیون حمایت کنند.
به گفته مخالفان پیشنهاد دولت، براساس این قانون، که به تصویب مجلس رسیده، دولت باید در مدت پنج سال از آغاز اجرای حذف یارانه ها، قیمت مواد سوختی را به قیمت آنها در بازارهای بین المللی برساند و از محل افزایش بهای این اقلام، درآمدهایی را کسب کند.
این قانون میزان درآمد دولت از محل حذف یارانه ها و افزایش قیمت ها را بین 10 هزار تا 20 هزار میلیارد تومان تعیین کرده بود که قرار است بخشی از آن به صورت نقدی بین خانواده ها توزیع شود و بقیه نیز به حمایت از صنایع آسیب دیده از اجرای قانون و طرح های عمرانی اختصاص یابد.
قانون هدفمند کردن یارانه ها و به خصوص نظرات دولت در زمینه نحوه افزایش قیمت ها و توزیع پول نقد بین خانواده ها از جمله مسایل مورد اختلاف نظر بین دولت و مجلس بوده است.
دولت نیز تا کنون در زمینه اجرای این قانون اقدامات متفاوتی را مطرح کرده و در حالیکه در ابتدا از پرداخت پول نقد به قشرهای کم درآمدتر سخن می گفت، بعدا از برخورداری تمامی افراد از یارانه نقدی خبر داد هرچند در این زمینه نیز جزئیات روشنی ارائه نکرده است.
به گزارش وبسایت خبری مجلس، علی لاریجانی، رئیس مجلس، در جلسه غیرعلنی روز گذشته گزارشی را در مورد دیدار با آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، برای مذاکره در مورد این اختلاف نظر ارائه داد.
براساس این گزارش، آیت الله خامنه ای از حمایت از موضع دولت یا مجلس خودداری ورزیده و گفته است که دو طرف باید در این زمینه به تفاهم برسند.
مخالفان پیشنهاد دولت در مورد عواید ناشی از حذف یارانه ها معتقدند که اجرای این پیشنهاد می تواند باعث تشدید فشارهای تورمی شود و تبعات ناگواری را برای اقتصاد ایران در پی بیاورد.
تازه ترین بررسی ها در ایران نشان می دهند که صادرات خاویار دریای خزر در شش سال اخیر به شدت کاهش یافته است.
به گزارش ایسنا، صادرات خاویار از ۳۸ هزار و ۳۸۷ کیلو گرم در سال ۱۳۸۳ به ۳۴۴ کیلوگرم در ۱۰ ماه گذشته از سال ۱۳۸۸کاهش یافته است.
بر اساس این گزارش، صادرات خاویار در ۱۰ ماه گذشته سال جاری به طور مستقیم صورت نگرفته است و تمامی خاویار صادر شده در این مدت از طریق فروشگاه های شاهد مستقر در فرودگاه امام خمینی تهران و از طریق مسافران سفرهای خارجی انجام شده است.
در مدت زمان یاد شده، همچون سالهای اخیر کشور آلمان بزرگترین وارد کننده خاویار خزر بوده است.
همزمان با کاهش میزان صادرات خاویار در سالهای اخیر ارزش صادرات این محصول هم به یک پنجم کاهش داشته و این در حالی است که بهای خرید و فروش جهانی خاویار در این سالها افزایش داشته است.
پیشتر کشورهای ساحلی دریای خزر در جریان اجلاسی که نمایندگان شیلات آنها در بندر انزلی ایران برگزار کرده بودند، در صدد مشخص کردن سهمیه بندی صید برآمدند اما به علت ترک این اجلاس توسط نماینده روسیه متن پیش نویس به تصویب نهایی کشورهای ساحلی نرسیده بود.
درآمد حاصل از استحصال خاویار در دریای خزر، سالیانه یک میلیارد دلار تخمین زده می شود. ماهی خاویاری یکی از قدیمی ترین گونه های زیستی در جهان است که قدمت آن به پیش از وجود دایناسور ها می رسد و به همین دلیل از آن به عنوان "فسیل جهان" یاد می شود.
ماهیان خاویاری خزر که به علت عمق زیاد دریا در بخش جنوبی که عمده آن در سواحل ایران است، زیست می کنند ۹۰ درصد خاویار جهان را تامین می کنند.
در پی فروپاشی اتحاد شوروی که انحصار دولتی صید ماهی خاویار را در چهار کشور روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان از میان برداشت، صید بی رویه ماهی خاویار در این کشورها آغاز شد، تا آنجا که نسل این ماهی در دریای خزر در خطر انقراض قرار گرفته است.
دایناسور خزر در معرض انقراض
چهار سال پیش (۲۰۰۶ میلادی - ۱۳۸۴ شمسی) کنوانسیون جهانی تجارت گونه های جانوری و گیاهی در معرض خطر انقراض' (CITES)، وابسته به سازمان ملل متحد، تجارت جهانی محصولات خاویاری را به علت در انقراض بودن نسل ماهی خاویار (اوزون برون) ممنوع اعلام کرده بود.
در پی این تصمیم، کشورهای ساحلی دریای خزر برای حفظ نسل ماهیان خاویاری از چند سال پیش در صدد تعیین سهمیه برآمدند.
بر این اساس کل کشورهای ساحلی سهمیه سالانه صید ۹۰ تن ماهی خاویار را دارند که از این میزان ایران با بیشترین سهم ۴۲ تن سهمیه دارد اما به گفته کارشناسان این سهمیه از سوی کشورها رعایت نمی شود.
مرکز تحقیقات ماهیان خاویاری ایران یک سال پیش (۱۳۸۷) نتایج تحقیقاتی را منتشر کرد که نشان می داد تا سال ۱۴۰۰ خورشیدی یعنی ۱۲ سال دیگر ذخایر خاویار دریای خزر به صفر خواهد رسید.
علاوه بر صید بی رویه، آلودگی ناشی از استخراج نفت و گاز نیز از عوامل جدی تهدید کننده ماهی خاویار و دیگر آبزیان دریای خزر است.
ایران می گوید که برای حفظ ذخایر و منایع آبزی و جلوگیری از انقراض نسل برخی گونه ها نیازمند عزم جدی ملی و بین المللی کشورهای حاشیه دریای خزر است.
روسیه، ترکمنستان، قزاقستان، جمهوری آذربایجان و ایران کشورهای ساحلی دریای خزر هستند اما از میان این پنج کشور فقط روسیه و ایران محدودیت هایی برای صید ماهی خاویاری اعمال کرده اند.
به گزارش منابع خبری ایران مجلس شورای اسلامی روز دوشنبه کلیات بودجه سال 1389 را تصویب کرده است، اما برخی نمایندگان مجلس با حمله به این طرح گفتند که قطع یارانه ها باعث تورم شدید در سال آینده خواهد شد.
بنابه گزارش ها لایحه بودجه 347 هزار میلیارد تومانی سال آینده (تقریبا 347 میلیارد دلار آمریکا) با 151 رای مثبت در مقابل 62 رای منفی و 12 نفر رای ممتنع تصویب شد.
خبرگزاری کار ایران، ایسنا، گزارش داد که هنگام رای گیری از 290 نماینده فقط 225 نفر در مجلس حاضر بودند.
محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران در ماه ژانویه لایحه ای 368.4 هزار میلیارد تومانی تحویل مجلس داده بود اما لایحه ای که نهایتا در روز دوشنبه تصویب شد 347 هزار میلیارد تومان است.
با این حال بودجه سال 1389 بسیار بالاتر از بودجه سال جاری به مبلغ 298 هزار میلیارد تومان است.
از ویژگی های مهم بودجه سال ۱۳۸۹ به اجرا گذاشته شدن قانون حذف یارانه هاست به طوری که در مدت پنج سال یارانه ۱۶ قلم کالا و خدمات حذف می شود. از جمله مهمترین آنها حذف یارانه مواد سوختی نظیر بنزین و گاز و برق و کالاهای اساسی نظیر نان، قند و شکر و روغن است.
آقای احمدی نژاد درآمدی به میزان تقریبا 40 میلیارد دلار را به خاطر حذف یارانه ها پیش بینی کرده بود، اما محمد مهدی مفتح نماینده مجلس گفت که این رقم به علت تاثیر تورمی لغو یارانه ها به 20 میلیارد دلار کاهش یافته است.
طرح "هدفمند کردن یارانه ها" قبلا توسط نمایندگان مجلس که در کنترل محافظه کاران است تصویب شده بود.
تحلیلگران تخمین می زنند که حذف یارانه ها ممکن است باعث افزایش میزان تورم به 30 درصد یا بیشتر شود.
انتقادها
مصطفی کواکبیان نماینده مجلس در جریان مناظره روز دوشنبه بر سر لایحه بودجه گفت: "آیا هیچ راه حلی برای مهار آثار تورمی این طرح جهت حل مشکلات مردم اندیشیده شده است؟".
او افزود: "به گفته مقام های دولت نرخ تورم در سال آینده به 25 درصد خواهد رسید، درحالی که کارشناسان آن را بیش از این رقم پیش بینی می کنند."
ابراهیم عزیزی نماینده دولت در سخنانی پیش از رای گیری دوشنبه گفت که دولت و مجلس روزهای زیادی را صرف کار به روی این لایحه کردند و هدف آنها کاهش آثار تورمی و افزایش میزان رشد اقتصادی به بهترین شکل ممکن بود.
ایران پنجمین صادرکننده بزرگ نفت دنیاست اما به گزارش خبرگزاری رویتر تحلیلگران تخمین می زنند که این کشور در سال جاری که تا چند روز دیگر پایان خواهد یافت فقط نیم درصد رشد اقتصادی داشته است.
احمد توکلی رئیس مرکز پژوهش های مجلس ایران، روز دوشنبه گفت که طرح دولت برای توزیع درآمد نفت میان بخش های فقیرتر جامعه در صورت افت قابل توجه بهای نفت می تواند اثر معکوس داشته باشد.
به گزارش خبرگزاری مهر آقای توکلی با انتقاد از نحوه تهیه و محاسبه لایحه بودجه گفت: "مرکز پژوهش های مجلس با روش های متفاوت نرخ تورم در سال آینده را مابین ۲۵ تا 44.6 محاسبه کرده است و با افزودن تورم ناشی از حذف یارانه کالاهای اساسی این نرخ می تواند به ۵۰ درصد برسد."
قیمت هر بشکه نفت در بودجه سال آینده ۶۵ دلار در نظر گرفته شده، این در حالی است که قیمت نفت در بودجه سال جاری ۳۷.۵ دلار بوده است.
نفت روز دوشنبه در بازارهای جهانی بشکه ای حدود 82 دلار معامله شد.
یک روزنامه فرانسوی زبان در بلژیک، شماره امروز خود را به طور ویژه سه بعدی منتشر کرده است. گفته می شود این اولین بار است که در اروپا روزنامه ای سه بعدی منتشر شده است.
روزنامه "لا درنیر اور" (La Derniere Heure)، همراه شماره امروز خود، عینک های مقوایی مخصوص دیدن تصاویر سه بعدی توزیع کرده است.
تصاویر این ویژه نامه فقط با استفاده از این عینک ها قابل رویت است اما نوشته های روزنامه چاپ معمولی است و نیازی به عینک مخصوص ندارد.
سردبیر این روزنامه گفت این ویژه نامه فقط برای یک روز است و طرح سه بعدی دیگری در دست اجرا نیست چون هزینه اجرای این گونه طرح ها بالاست.
منتقدان مطبوعاتی در فرانسه ابتکار این روزنامه را شجاعانه توصیف کرده اما گفته اند تا حد کمال فاصله زیادی دارد.
"چالش سه بعدی"
سردبیر "لا درنیر اور"، گفت دو ماه طول کشیده است تا این ویژه نامه آماده شود.
تیراژ این ویژه نامه بیشتر از تیراژ معمول این روزنامه بوده است. 115 هزار نسخه از این ویژه نامه در کیوسک های فروش جراید توزیع شده است.
سردبیر این روزنامه به خبرگزاری فرانسه گفت: "ما در باره سینما، تلویزیون و بازی های ویدیویی سه بعدی شنیده ایم به همین دلیل تصمیم گرفتیم به سراغ این چالش برویم."
بنا به نسخه فرانسوی زبان نشریه پی سی ورلد، اگر خوانندگان این ویژه نامه بلژیکی روزنامه خود را در فاصله پنجاه سانتیمتری چشم خود نگه دارند و میزان نور هم کافی باشد، تصاویر سه بعدی را با کیفیت خیلی خوب می بینند.
بنا به گزارش این نشریه در حالی که کیفیت عینک های مقوایی توزیع شده خیلی عالی نیست، چند دقیقه طول می کشد که چشم به دیدن تصاویر سه بعدی عادت کند.
نشریه پی سی ورلد گفت کیفیت برخی از تصاویر سه بعدی - به ویژه آگهی ها - خوب است اما تصاویر دیگر تار و تمرکز روی آنها دشوار است.
چهارشنبه شب، هفته دوم رقابت های لیگ قهرمانان فوتبال آسیا به پایان رسید.
3 پیروزی و یک تساوی در هفته نخست، حاصل کار نمایندگان ایران بود اما در هفته دوم، نتایج مطلوب هفته قبلی تکرار نشد و چهار باشگاه ایرانی با سه تساوی و یک شکست به کارشان خاتمه دادند.
سه شنبه شب، نبرد استقلال در ورزشگاه آزادی مقابل الجزیره قطر 0-0 شد و ذوب آهن اصفهان در شهر جده، مقابل الاتحادعربستان، به تساوی 2-2 رسید.
در بازی های چهارشنبه هم ابتدا سپاهانی ها به دومین تساوی پیاپی بسنده کردند و مس کرمان هم مغلوب الهلال عربستان شد.
صدرنشین لیگ برتر فوتبال ایران که امتیازات بازی قبلی را با الشباب عربستان تقسیم کرده بود، این بار در ورزشگاه فولادشهر اصفهان و در حضور حدود 9 هزار تماشاگر، مجدداً به حداقل امتیاز قناعت کرد.
امیر قلعه نوعی این ترکیب را به زمین فرستاد: مهدی رحمتی، هادی عقيلی، سيد جلال حسينی، محسن بنگر، مهدی كريميان (حسين پاپی)، احمد جمشيديان، آرماندو (مهدی جعفرپور)، احسان حاج صفی، شاهين خيری، علی مولايی و ابراهيم توره.
ابراهيم توره مهاجم سنگالی سپاهان بارها فرصت گل زدن داشت که آنها را یکی پس از دیگری از دست داد. جای خالی عماد رضا مهره عراقی و کارساز سپاهانی نیز در ترکیب این تیم مشهود بود.
آرماندو دوسا بازیکن برزیلی سپاهان، در نیمه نخست بارها خط دفاعی حریف را آزار داد و موقعیت هایی را هم خلق کرد اما بین دو نیمه تعویض شد که این مسئله با ابراز تعجب سرمربی العین در کنفرانس خبری پس از بازی نیز مواجه شد.
امیر قلعه نوعی در پایان بازی گفت موقعيت سوزی بازيكنانم از دو ديدگاه قابل بررسی است. اول بحث روانی كه فكر می كنم در اين زمينه مشكل خاصی نداشته باشيم و بتوانيم از نظر روحی ـ روانی تمركز آن ها را افزايش دهيم. بحث دوم نيز دقت در زدن ضربههای آخر است كه تلاش می كنيم با تمرين، اين نقيصه را برطرف كنيم.
تونینیو سرزو سرمربی العین هم با ابراز خوشحالی از تعویض زودهنگام آرماندو گفت: سپاهان تنها با پرتاب توپهای بلند قصد داشت دروازه ما را باز كند، اين تيم در نيمه دوم فشار سنگينی بر خط دفاعی العين وارد کرد.
ديگر بازی اين گروه را پاختاكور ازبكستان و الشباب عربستان در تاشكند انجام دادند كه تيم عربستانی 3-1 پيروز شد.
به این ترتیب در پایان هفته دوم، الشباب با 4 امتياز صدرنشين گروه سوم است. سپاهان با 2 امتياز، العين و پاختاكور هم با يك امتياز ردههای بعدی را به خود اختصاص داده اند.
اولین شکست باشگاه های ایرانی در لیگ امسال قهرمانان آسیا مربوط به مس کرمان بود. تیمی که در هفته نخست 4 گل وارد دروازه الاهلی امارات کرده بود، این بار در عربستان، اسیر بازی هجومی تیم با سابقه این کشور شد. الهلال در هفته نخست 3 گل وارد دروازه السد قطر کرد و همین تعداد گل را در هفته دوم نیز به ثمر رساند.
کریستین ويلمسون سوئدی در دقيقه 4 ، اسامه هساوی در دقيقه 14 و ياسر قحطانی مرد سال 2007 فوتبال آسیا در دقيقه 81 برای الهلال گل زدند.
تک گل مس را علی سامره مهاجم با تجربه این تیم، در وقت های تلف شده به ثمر رساند. او از اشتباه مدافع حریف در توقف توپ با سینه نهایت استفاده را برد. توپ را ربود و با سرعت در محوطه جریمه پیشروی کرد تا دروازه احمد دعایه را باز کند. دروازبان 38 ساله ای که با 181 بازی ملی، از این حیث در جهان رکورد دار است. ضمناً کنفدراسیون فوتبال آسیا او را به عنوان دروازبان قرن این قاره برگزیده است.
سامان صفا دروازه بان مس به رغم این که 3 بار دروازه اش گشوده شد اما عملکرد خوبی روی هجوم های مکرر شاگردان اریک گرتس بلژیکی داشت. او حتی در نيمه دوم، ضربه پنالتی كياگو را که به گوشه سمت چپ دروازه نواخته شده بود با یک شیرجه بلند مهار كرد.
در ديگر ديدار اين گروه، السد قطر 5-0 الاهلی امارات را شكست داد تا باشگاه اماراتی را با 9 گل خورده و بدون امتیاز به قعر جدول بفرستد.
در اين گروه الهلال با 6 امتياز صدرنشين است. السد قطر و مس کرمان با 3 امتياز در رده های دوم و سوم قرار دارند. الاهلی بدون امتياز چهارم است.
فیلم ، به کارگردانی تیم برتون، رکورد فروش فیلم سه بعدی را در نخستین هفته اکران در سینماهای امریکای شمالی شکست.
این فیلم با بازی جانی دپ و هلنا بونهام کارتر به فروش ۱۱۶ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار دست یافت و فروش اولین آخرهفته اکران فیلم ، پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما، را پشت سر گذاشت.
حالا در فهرست پرفروش ترین فیلم ها تریلر با اختلاف نسبتا زیاد با فیلم تیم برتون، با فروش ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار در جایگاه دوم قرار دارد.
در این فهرست، فیلم ، جدیدترین اثر مارتین اسکورسیزی، از جایگاه اول به جایگاه سوم سقوط کرده است.
کمپانی دیزنی، سازنده انتظار داشت فروش این فیلم در هفته اول به ۷۰ میلیون دلار برسد.
این فیلم رکورد تازه دیگری هم به جا گذاشته است: بالاترین فروش اولین آخرهفته در سه ماه اول سال.
این رکورد پیش از این به فیلم اثر مل گیبسون در سال ۲۰۰۴ تعلق داشت.
با وجود برخی مخالفت ها به دلیل وجود یک هزارپای سیگاری در این فیلم، موفق شده مجوز "فیلم مناسب کودکان" را نیز در امریکا دریافت کند.
که روز یکشنبه در مراسم اسکار، از کسب جایزه بهترین فیلم بازماند، در دوازدهمین هفته اکران در امریکای شمالی، جایگاه خود را در رتبه پانزدهم جدول پرفروش ها حفظ کرده است.
تاکنون تنها در امریکا و کانادا بیش از ۷۲۰ میلیون دلار فروخته است.
تیم برتون فیلم را بر اساس رمان کلاسیک لوییس کارول به همین نام ساخته است.
او کارگردان فیلمهایی نظیر ، ، ، و انیمیشن است.
آقای برتون ریاست هیئت داوران جشنواره فیلم کن سال ۲۰۱۰ را بر عهده خواهد داشت.
ارسال شده توسط منصور
پلیس پاکستان می گوید: دست کم 5 نفر از جمله چند زن، در حمله افراد مسلح در شهر مانسِرا در نزدیکی اسلام آباد، پایتخت این کشور کشته شده اند. به گفته پلیس، شبه نظامیان با اسلحه و نارنجک به دفتر یک موسسه خیریه آمریکایی حمله کردند. گفته می شود طالبان عامل این حمله بوده است.
گزارش مهرزاد کهن روز و تحلیل محمد وزیری درباره این حمله و خشونتها در پاکستان
رئیس جمهوری ایران آمریکا را به اعمال سیاست یک بام و دو هوا درافغانستان متهم کرده است. محمود احمدی نژاد در سفر یک روزه به افغانستان میگوید که آمریکا با گروههای.
گزارش داود قاریزاده، بی بی سی فارسی- کابل
معاون رئیس جمهوری آمریکا میگوید امنیت اسراییل برای آمریکا بسیار مهم است و واشنگتن مصمم است از دستیابی تهران به سلاح های هسته ای جلوگیری کند. «جو بایدن» امروز دراسراییل با «شیمون پرز»، رییس جمهوری و «بنیامین نتانیاهو»، نخست وزیر این کشور دیدار کرد. سفر آقای بایدن به خاورمیانه در ادامه تلاشهای آمریکاست برای از سرگیری مذاکرات رهبران فلسطینی و اسرائیل. روجا اسدی گزارش می دهد.
دو روز پس از انتخابات مجلس در عراق، شمارش آرا ادامه دارد. بر اساس آمار دولت عراق با وجود موجي از خشونتهاي خونبار شصت و دو درصد از افراد واجد شرايط در انتخابات شرکت کردند ، انتخاباتي که بسياري آن را نقطه عطفي سرنوشت ساز در آينده سياسي عراق توصيف کرده اند. مهرزاد کهن روز گزارش مي دهد.
پلیس مسکو متهم شده است که از رانندگان خواسته است با خودروهای خود جاده ای را مسدود کنند تا سارقین مسلح نتوانند، فرار کنند.
پلیس می گوید در این باره تحقیقاتی را آغاز کرده است.
رانندگان مذکور می گویند در حالی که در خیابان در حال تردد بوده اند پلیس راهنمایی رانندگی به 10 نفر از آنها دستور داده است با استفاده از خودروهای خود یک سد معبر تشکیل دهند.
پلیس به آنها توضیح نداده است علت این کار چیست.
گفته می شود یک خودرو، که مجرمان سوار آن بوده اند، با سرعت به سد معبر تشکیل شده، برخورد و از آن عبور کرده است.
در این حادثه کسی مجروح نشده است اما شمار زیادی خودرو آسیب دیده اند.
استنیسلاو سوتیاگین، یکی از رانندگان به خبرگزاری رویترز گفت: "پلیس حتی به ما نگفت خودروهای خود را ترک کنیم. تازه اگر مجرمان را متوقف هم کرده بودیم، قرار بود چه اتفاقی بیافتد؟ مجرمان چه بلایی سر ما می آوردند؟"
صاحبان خودروها گفته اند علیه پلیس راهنمایی و رانندگی مسکو اقامه دعوی می کنند.
اتفاقی که اوایل هفته جاری رخ داد تازه ترین ماجرایی است که حیثیت و اعتبار پلیس روسیه را زیر سوال برده است.
پلیس روسیه اخیرا به فساد اداری، خشونت بی رحمانه و ناکامی در مقابله با جرم و جنایت متهم شده است.
این موضوع باعث شد دمیتری مدودف، رئیس جمهوری روسیه اعلام کند پلیس این کشور اصلاح خواهد شد و وعده داده است ماموران پلیسی که از دستورات و مقررات این نیروها سرپیچی کنند، به شدت تنبیه خواهند شد.
او ماه گذشته شمار زیادی از ژنرال های پلیس را اخراج کرد و به آنهایی که ماندند گفت که فساد اداری را از بین ببرند و با جرم و جنایت موثرتر برخورد کنند.
علی دایی، سرمربی پیشین تیم ملی فوتبال در گفت و گو با ایسنا، از پیگیری مطالبات معوقه اش از فدراسیون فوتبال خبر داد. دایی گفت: "قبل از آن كه به فيفا شكايت كنم از كميته انضباطی فدراسيون خواستهام درباره طلبم از دوران سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران قضاوت کند."
مدت زمان قرارداد دایی با فدراسیون برای هدایت تیم ملی فوتبال ایران 3 ساله بود اما این مربی پس از یکسال و هشت روز از سمت خود اخراج شد. او مدعی است برای مدت زمان باقی مانده از قرار دادش نیز مطالباتی دارد.
دایی می گوید: "وقتی اخراجم كردند، بدون توافق با من پيششرط های توافق دو جانبه برای سالهای بعد را از بين بردند."
هشتم فروردین 1388، علی دایی پس از شکست 2 بر یک ایران در ورزشگاه آزادی مقابل عربستان در رقابت های مقدماتی جام جهانی فوتبال، از سمت خود برکنار شد. با گذشت بیش از 11 ماه، این نخستین بار است که او درباره قرارداد خود با فدراسیون فوتبال ایران صحبت می کند.
او می گوید: "متاسفانه فدراسيون تاكنون هيچ اقدامی در اين باره نكرده و من هم وكيلم را مامور گرفتن مطالباتم كردم. دوست نداشتم موضوع به رسانهها كشيده شود، در ابتدا از در دوستی وارد شدم اما چون پاسخ ندادند، مجبور شدم پيش از آن كه از فدراسيون به فيفا شكايت كنم، موضوع را از طريق كميته انضباطی فدراسيون فوتبال پيگيری كنم."
علی دایی در حال حاضر سرمربی گری تیم پرسپولیس را بر عهده دارد.
در دور برگشت مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان اروپا، سه شنبه شب در فلورانس، فیورنتینا ۳-۲ بایرن مونیخ را شکست داد اما به خاطر شکست ۲-۱ در دیدار رفت، این بایرن بود که راهی دور بعد شد.
وارگاس و ایستوان یووتیچ ۲ بار، گل های فیورنتینا را به ثمر رساندند. مارک فان بومل و آرخن روبن هم برای بایرن مونیخ گل زدند.
اما آرسنال انتقام شکست ۲-۱ در خانه پورتو را با نتیجه ای خیره کننده گرفت. نیک بنتنر هت تریک کرد. سمیر نصری و امانوئل ابوئه ۲ گل دیگر تیم آرسن ونگر را به ثمر رساندند و تیم پرافتخار پرتغالی با نتیجه ۵ بر صفر در لندن گل باران شد.
امشب (چهارشنبه) رئال مادرید میزبان المپیک لیون است و منچستر یونایتد در اولد ترافورد با میلان روبرو می شود.
در هفته بیست و نهم لیگ برتر فوتبال انگلستان، ساندرلند با چهار گل مقابل بولتون به پیروزی رسید. دارن بنت ستاره بازی بود و سه گل تیمش را به ثمر رساند.
در دیگر دیدار دیشب، بیرمنگام ۲-۱ پورتسموث را مغلوب کرد. کمرون جروم زننده هر دو گل بیرمنگام بود.
در ادامه رقابت ها، امشب برنلی میزبان استوک سیتی است.
در جدول لیگ برتر، منچستر یونایتد با ۶۳ امتیاز از ۲۹ بازی صدرنشین است. چلسی با ۶۱ امتیاز از ۲۸ بازی در رده دوم قرار دارد و آرسنال هم امتیاز با همین امتیاز و یک بازی بیشتر در جایگاه سوم ایستاده است.
وسلین ماتیچ سرمربی تیم ملی بسکتبال ایران به ایسنا گفت: یکی از مشکلات تیم ملی ایران، حامد حدادی است. زیرا امسال نسبت به فصل قبل NBA فرصت زیادی برای بازی نداشته. البته در بازی های تدارکاتی تیم ملی می تواند خود را هماهنگ کند.
ماتیچ درباره جام جهانی ترکیه گفت: ما در سخت ترین گروه قرار داریم. تیمهای اسلوونی و برزیل چند بازیکن در NBA و بازیکنان زیادی در لیگ اروپا دارند. همه در مورد تیم آمریکا صحت می کنند اما به نظر من آمریکا هم مثل بقیه تیم هاست.
هشتمین دوره مسابقههای تکواندو نوجوانان جهان در شهر تیخوانای مکزیک، با قهرمانی ایران به پایان رسید. در ۶۳ کیلوگرم، امیرحسین همایونی در نیمه نهایی، تکواندوکاری از کانادا را شکست داد. او در دیدار پایانی با غلبه بر تکواندوکار لهستانی مدال طلا را به گردن آویخت.
در ۵۹ کیلوگرم محمد خمسه از رویارویی با نماینده اسراییل امتناع کرد و از دور رقابتها حذف شد. در مسابقات دختران وزن ۴۶ کیلوگرم، نگین عباسزاده در دور اول مغلوب استرالیا شد و از دور رقابتها کنار رفت. در ۵۵ کیلوگرم نیز ساناز بحری در همان دور نخست بازی را به تکواندوکاری از اتریش واگذار کرد تا حذف شود.
تیم پسران ایران با کسب ۳ طلا، ۱ نقره و ۱ برنز برای نخستین بار به قهرمانی دست یافت. کره جنوبی دوم و ترکیه سوم شدند. ایران در دوره گذشته این رقابتها در ترکیه نایب قهرمان شده بود.
چین می گوید آهنگ رشد صادرات این کشور در ماه فوریه گذشته در سه سال قبل بی سابقه بوده است.
تازه ترین آمار بازرگانی دولت چین نشانه تازه ای از تقاضای فزاینده جهانی پس از رکود سال گذشته است.
این آمار بدون تردید موجب خوشحالی رهبران چین می شود که سال گذشته شاهد کاهش حجم صادرات این کشور به دلیل رکود اقتصادی جهانی بودند.
در دوره رکود اقتصادی بسیاری از کارخانه های چین بسته شد و کارگران بی کار شدند.
ولی اکنون یک بار دیگر کشورهای جهان به خرید کالاهای چینی روی آورده اند.
چین اکنون از لحاظ حجم صادرات، آلمان را پشت سر گذاشته و به صورت بزرگ ترین کشور صادرکننده در جهان در آمده است.
حجم کالاهای صادراتی این کشور معادل 50 درصد افزایش یافته و ارزش صادراتش به 95 میلیارد دلار رسیده است.
اجرای برنامه مشوق های اقتصادی چین سبب شده که واردات این کشور نیز به میزان مشابه افزایش یابد.
منتقدان چین مدت هاست که می گویند مقامات این کشور ارزش یوآن، واحد پول این کشور را پائین نگاه داشته و سبب شده اند که به صور غیر منصفانه ای رقابت با کالاهای چینی مشکل شود.
تحلیلگران می گویند انتشار تازه ترین آمار صادراتی چین احتمالا سبب خواهد شد که به فشارهای دراز مدت به دولت چین برای افزایش بهای یوآن، واحد پول این کشور افزوده شود.
کشورهای خارجی که در رأس آنها آمریکا قرار دارد، می گویند چین با پائین نگاه داشتن ارزش یوآن سبب شده که کالاهای صادراتی اش ارزان تر تمام شود.
دولت چین تا کنون گفته است که تسلیم فشار کشورهای خارجی برای افزایش ارزش برابری واحد پول خود نخواهد شد.
برای دانلود آخرین خبرها از بخش فارسی بی بی سی، روی لینک زیر کلیک و فایل را در رایانه خود ذخیره کنید، سپس می توانید آن را به تلفن همراه خود ارسال کنید.
به دلیل حجم کوچک، این فایل صوتی از طریق بلوتوث، اس ام اس و ام ام اس به آسانی قابل انتقال به تلفن های همراه است. برای دانلود فایل صوتی به لینک زیر مراجعه کنید:
توضیح: اگر با تلفن همراه خود این صفحه را می بینید، لینک بالا را به صورت دستی در مرورگر خود وارد کنید و برای استفاده مجدد آن را در فهرست لینک های محبوب خود قرار دهید.
این برنامه خبری روزی دو بار، یکی حدود هفت و نیم صبح به وقت ایران، و دیگری شش و نیم عصر به وقت ایران تازه می شود.
علاوه بر روش ، اگر مایلید بیننده تلویزیون فارسی بی بی سی از طریق یوتل ست W3A باشید و همزمان از ماهواره هاتبرد هم استفاده کنید، می توانید با جایگزین کردن ال ان بی خود با یک "ال ان بی منو بلاک" با فاصله شش درجه ای (Monoblock Dual LNB – 6 Degree Spacing) امواج ماهواره هاتبرد و همچنین کانال بی بی سی فارسی را روی یوتل ست W3A دریافت کنید.
همزمان با پايان تابستان و تغيير ساعت در ايران زمان پخش برنامه هاى راديو بخش فارسى بى بى سى به وقت ايران هم تغيير مى كند.
برنامه چشم انداز بامدادى از ساعت ۰۶:۰۰ تا ۰۸:۰۰ به وقت تهران و برنامه جام جهان نما از ساعت ۱۹:۳۰ تا ۲۰:۳۰ به وقت تهران پخش می شود.
برنامه هاى راديويى بى بى سى همزمان با پخش از طريق امواج راديويى، از طريق ماهواره، اينترنت و بر روى فركانس تلويزيون بخش فارسى بى بى سى نيز پخش مى شود.
"ایران برای حل مشکلات افغانستان ابتکاراتی دارد"به نقل از محمود احمدی نژاد تیتر اول است، "پاسخ منفی مجلس به دولت" درباره پیشنهاد کسب درآمد 40 هزارمیلیاردی دولت عنوان اصلی است و این گفته محسن رضایی را تیتر یک خود کرده که " اقتصاد خوب تنها پر کردن شکم مردم نیست".
"متخلفان اقتصادی در هر سمتی مورد تعقیب قرار می گیرند" یکی از عناوین است، از "تاخیر مجدد در راه اندازی نیروگاه بوشهر تا زمستان سال آینده" خبر داده در تیتر یک خود نوشته"مجلس کوتاه نیامد".
این گفته هاشمی رفسنجانی که "حکومت های فاقد پایگاه مردمی پایدار نمی مانند" را برجسته کرده ، در عنوان اصلی اش با پیش بینی از عدم تغییر قیمت مسکن در سال آینده نوشته "غول خفته مسکن بیدار نمی شود" و خبر داده که "رییس شورای رقابت قطعیت معامله مخابرات را تکذیب کرد".
"تغییر شیوه عرضه سوخت از سال آینده" را در عناوین برگزیده اش جای داده ، در یکی از عناوین اصلی اش از "شلیک موشک از عرشه ناوشکن جماران" خبر داده و به نقل از نماینده ولی فقیه در دانشگاه ها نوشته که "برخی اعضای کارگزاران و اصلاح طلبان برعلیه نظام اتاق فکر ایجاد کردند".
"اصلاح قیمت ها تدریجی می شود" عنوان اصلی است ، از "بن بست بازرگانی در برنامه پنجم" و ادامه اعتراض بخش خصوصی و اصناف در این باره خبر داده و "نه غیرمنتظره مجلس به دولت " نیز تیتر اول است.
در سرمقاله اش موضوع قدرت خرید مردم در شرایط فعلی کشور را مورد توجه قرار داده و نوشته" بانک مرکزی زمانی که اعلام میکند تورم کاهش پیدا کرده در واقع رشد اقتصادی تولید و نقدینگی بازار را جمع بندی میکند و به نسبت آن شاخصهایی دارند که میگویند تورم پایین آمده است، اصولا آماری که بانک مرکزی اعلام میکند صحت دارد. باید قدرت خرید مردم در مقایسه با سنوات قبل افزایش پیدا کند ولی تورم رقم بسیار بالایی است البته در حال حاضر کاهش دو درصد اعلام شده است اما این کاهش،کاهش معنا داری نیست که روی قدرت خرید مردم اثر گذار باشد."
محمد خوشچهره نماینده مجلس هفتم در این مقاله همچنین نوشته"زمانی قدرت خرید مردم افزایش پیدا خواهد کرد که کاهش تورم حد اقل 10 درصد باشد . مطمئن هستیم که اعداد و ارقام درست است اما چون معنا دار نیست آن قدر روی قدرت خرید مردم اثرگذار نیست. ما امیدواریم که وضعیت اقتصادی مردم فعال شود چرا که در حال حاضر این وضعیت راکد است و رشد اقتصادی ما پایین است. زمانی که اقتصاد ما رشد کند وضعیت اقتصادی مردم بهبود پیدا میکند اما اگر همین روند امسال ادامه پیدا کند وضعیت اقتصادی مردم دچار مشکل خواهد شد."
نویسنده این مقاله در ادامه نوشته "وضعیت اقتصادی مردم در سال جدید بستگی به طبقهها و گروههای اجتماعی دارد که متاثر از هزینه تورم، تاثیرات متقاوتی دارد از دیدگاه من تورم ثروتمند را ثروتمندتر میکند و به ارزش داراییهایش منجر میشود و فقیر را فقیرتر میکند."
درگزارشی از گفته های روز گذشته رییس کل دادگستری تهران ، بخش مربوط به اظهارات وی درباره پرونده قضایی فرزندان هاشمی رفسنجانی را برجسته کرده و از قول او نوشته" پرونده فائزه و مهدی هاشمی هنوز در حال طی مراحل خود در دادسرا است یعنی به دادگستری و به بخش محاکم ارسال نشده است."
به نوشته این روزنامه علیرضا آوایی در این باره توضیح داده که "در دادسرا هر پرونده ای که وارد می شود باید بررسی شده و در این صورت یا دلایل کافی وجود داشته که در این باره قرار مجرمیت صادر شده و پرونده با کیفرخواست به دادگاه برای اتخاذ تصمیم ارسال می شود یا اینکه در مرحله دادسرا در مورد پرونده دلایل کافی برای ارسال به دادگاه دیده نمی شود لذا قرار منع تعقیب صادر و پرونده مختومه می شود."
به نوشته ابتکار رییس کل دادگستری استان تهران در ادامه گفته" در مورد فائزه و مهدی هاشمی پرونده های آنها هنوز در مرحله دادسرا قرار دارد البته در مرحله دادسرا برای بازجویی و تحقیق ممکن است افراد احضار شوند چرا که در این مرحله اتهامات هم تفهیم می شود. قاعدتا وقتی برای کسی پرونده تشکیل می شود آن فرد احضار هم می شود ولی احضار زمانی اتفاق می افتد که دلایل برای احضار فرد کافی بوده باشد چرا که ممکن است علیه هر کسی گزارش داده شود."
در سرمقاله اش رای مجلس به "آزادسازی تدریجی قیمت ها" در مقابل "رهاسازی یکباره" را مورد توجه قرار داده و نوشته" بالاخره پس از كش و قوسهای فراوان و رایزنیهای متعدد در سطوح مختلف نظام، مجلس به این نتیجه رسید كه بر سر راه آزادسازی قیمتها سرعتگیر نصب كند و روند افزایش قیمتها را نه آنگونه كه دولت میگوید به صورت یكباره بلكه به تدریج و در گامهای پنجگانه اجرا كند."
رسول رضایی در این مقاله نوشته" اگر چه دولت طرفدار گزینه رهاسازی یكباره قیمتها بود و به همین دلیل در لایحه بودجه آورده بود كه در سال اول به میزان 40 هزار میلیارد تومان از یارانهها (معادل 40 درصد كل یارانههای كشور) حذف شود و استدلالش هم این بود كه درد یكباره بهتر از درد چند باره است یا به اصطلاح «مرگ یكبار، شیون یكبار» اما با این وجود خطراتی كه از ناحیه مجلسیان درباره جراحی عمیق اقتصادی احساس میشد و بسیاری از كارشناسان هم دائما بهمجلس پیام میدادند طرح دولت میتواند تبعات غیرقابل پیشبینی داشته باشد، كارگر افتاد و ایده یارانهای دولت از سوی نمایندگان كنار گذاشته شد."
نویسنده سرمقاله تهران امروز توصیه کرده" بهتر است دولت هم به مصوبه مجلس كه به احتمال قوی در شورای نگهبان تایید خواهد شد، احترام بگذارد و از اما و اگرهایی كه پیشتر از سوی برخی مقامات دولت درباره رای مجلس اشارت شده بود، پرهیز كند و اگر هم دولت مصوبه مجلس را نمیپذیرد یا معتقد است كه این مصوبه به اهدافی در طرح هدفمندی یارانهها طراحی شده، منجر نخواهد شد، از راه قانون وارد شود و پس از ابلاغ بودجه از طریق متمم بودجه از مجلس درخواست اصلاح كند."
هم با پرداختن به مصوبه روز گذشته مجلس درباره قانون هدفمند کردن یارانه ها نوشته" رئیس جمهور می گوید که کارشناسان دولت و اقتصاددانان دولتی معتقدند نه تنها تعیین سقف درآمد 40 هزار میلیارد تومانی از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها منجر به تشدید تورم نمی شود بلکه تورم را هم کاهش می دهد."
محمد کاظم انبارلویی نوشته"از سوی دیگر نمایندگان محترم مجلس هم مخالفت خود را به نظر کارشناسی مستند می کنند عکس این مطلب را معتقد هستند و لذا هم در قانون هدفمند کردن یارانه ها سقف20 هزار میلیارد تومان را تعیین کردند و هم در بودجه سال89 سقف40 هزار میلیارد تومانی را به20 هزار میلیارد تومان کاهش دادند وآقایان دکتر احمد توکلی، دکتر نادران و حجت الاسلام والمسلمین مصباحی مقدم درست در برابر چنین نظر کارشناسی معتقدند سقف پیشنهادی دولت، تورم در سال آینده را به صورت فزاینده افزایش خواهد داد."
سرمقاله نویس رسالت در ادامه تاکید کرده" متاسفانه اقتصاددانان دولت و مجلس در بودجه ریزی و بودجه بندی پای علم اقتصاد را پیش می کشند و درباره آن داد سخن می دهند. حال آنکه توانایی های علمی خود را موقعی باید نشان دهند که موضوع برنامه مطرح است . به نظر می رسد برای برون رفت از بن بست بودجه نویسی غیرعلمی و غیرحرفه ای باید کارشناسان دولت و مجلس در یک رویارویی با حضور نمایندگان و عناصر اصلی دولت، یکجا دستاوردهای علمی خود را با استنادات عقلی و منطقی رو کنند تا برای دولت و مجلس مکشوف شود حق با کیست."
روزنامه رسمی دولت در گزارشی به نقل از رییس ستاد مدیریت حمل و نقل وسوخت کشور از اعمال تغییرات جدید در نحوه عرضه انواع حامل های انرژی در سال آینده خبر داده است.
به نوشته این روزنامه محمد رویانیان گفته " با دستور رئیس جمهور و همكاری وزارت نفت، مخابرات و بانك ملت، از اول مهر سال آینده تمام جایگاههای سوخت به سامانه پرداخت الكترونیك مجهز میشود و از نیمه دوم سال آینده تمام حاملهای انرژی شامل بنزین، گازوئیل، ال.پی.جی و سی.ان.جی فقط با كارت هوشمند سوخت عرضه خواهد شد."
در سرمقاله اش تغییر رفتار در سیاست آمریکا نسبت به ایران را مورد تاکید قرار داده و نوشته "از حدود دو ماه پیش نوعی چرخش دراستراتژی امریكا علیه ایران بوجود آمد كه تلاش می كرد -به زعم خود- واقعیات ایران را در سیاستگذاری علیه آن لحاظ كند. در خلاصه ترین بیان ممكن، تغییر استراتژی امریكا این بود كه دست دراز شده خود به سوی ایران را پس بكشد و به جای تعامل ، بر لزوم مجازات آن تاكید كند."
سرمقاله نویس این روزنامه با انتقاد از سیاست های آمریکا نسبت به ایران نوشته " امریكایی ها در طول 30 سال گذشته با وجود همه تلاشی كه كرده اند هرگز آنقدر باهوش نبوده اند كه بتوانند از 3 چیز در ایران سر دربیاورند: اول، ماهیت تصمیم های ایران دوم، ساختار قدرت در ایران و سوم، مكانیسم تصمیم سازی در ایران."
مهدی محمدی در ادامه این مقاله توضیح داده که"درباره وقایع پس از انتخابات در كج فهمی امریكایی ها همین بس كه هرچه در طول 20 سال ساخته و ذخیره كرده بودند در 10 ماه رو كردند و پاك سوزاندند. امریكایی نمی خواهند اعتراف كنند -و حق هم دارند- كه ایران در مدت زمانی بسیار كوتاه بزرگترین توطئه آنها در 30 سال گذشته را با كمترین هزینه خنثی كرد و هنوز آنها حتی نتوانسته اند دریابند جریانی كه روز اول خیال می كردند در حال «پاشیدن بذرهای انقلاب در ایران است!» چگونه ظرف چند ماه دود شد و به هوا رفت."
نویسنده این مقاله سپس این موضوع را به تحریم های متمرکز بر سپاه پاسداران ربط داده و نوشته" تمركز روی سپاه بهترین علامت برای آن است كه ثابت شود امریكایی ها از آنچه در این ماه ها در ایران گذشته هیچ نیاموخته اند؟ اگر قرار بود تحریم سپاه را متوقف كند، آیا در این 20 سال چیزی از آن باقی می ماند؟ هرگونه تحریم، سپاه را در میان دوستداران آن صد چندان محبوب تر خواهد كرد و بر عمق و گستره حوزه نفوذ آن خواهد افزود بی آنكه به توانایی های عملیاتی آن كمترین آسیبی بزند چرا كه هیچ كدام از این توانایی های در تیررس هیچ نوعی از تحریم قرار ندارد."
سفر قریب الوقوع حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان به پاکستان و همچنین سفر محمود احمدی نژاد به کابل، موضوع اصلی روزنامه های چاپ امروز کابل است.
در صفحه نخست خود با اشاره به سفر قریب الوقوع آقای کرزی، به پاکستان نوشته که او با چند هدف مشخص، از جمله بازگرداندن رهبران بازداشتی طالبان به آن کشور سفر خواهد کرد.
همچنین نوشته که تعداد این رهبران بازداشتی به بیش از ۴۰ نفر می رسد و هدف عمده پاکستان از بازداشت آنها دور نگه داشتن آنان از دسترس مقامهای افغان بوده است. به نوشته روزنامه، دولت افغانستان تلاش داشته که با این رهبران طالبان، از جمله ملا برادر ارتباط برقرار کند.
به نظر نویسنده، بازداشت رهبران طالبان در پاکستان روند گفتگوی دولت افغانستان با طالبان را "مختل" کرد و همچنین این بازداشتها هشداری بود برای طالبان که نباید از "خط قرمز سازمان اطلاعات ارتش پاکستان" عبور کنند.
نویسنده در ادامه مطلب افزوده که رهبران طالبان برای هر دو کشور "مهره های گران قیمتی" به شمار می روند. به نظر نویسنده پاکستان می خواهد با بازداشت آنها "حسن نیت" خود را به غربی ها نشان دهد و افغانستان قصد دارد با حضور آنان در ساختار دولت، در جبهه طالبان "چند دستگی" ایجاد کند.
در عنوان مطلبی در صفحه نخست خود با اشاره به سفر آقای کرزی به درخواست رئیس جمهوری پاکستان به آن کشور نوشته: "کرزی به درخواست برادر می رود؛ تروریست تان از خودتان، تروریست ما از خود ما". نویسنده در ادامه مطلب نوشته که سفر حنیف اتمر، وزیر داخله افغانستان به پاکستان برای تحویل ملا برادر، فرد شماره دوم طالبان از سوی پاکستان اثری نکرد، حالا آقای کرزی مجبور شده که "با پای خود" برود.
نویسنده افزوده که احتمالا پاکستان تحویل دادن ملا برادر را با بازگرداندن عافیه صدیقی، شهروند پاکستانی که متهم به همکاری با القاعده است و توسط دولت افغانستان بازداشت و به آمریکا تحویل داده شد، مشروط کند. به تعبیر نویسنده به این ترتیب بازگرداندن "برادر" با بازگرداندن "خواهر" مشروط خواهد شد.
روزنامه سفر قریب الوقوع محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران به کابل را "نمادین" خوانده و نوشته که او با همتای افغان خود بیشتر روی مسائل "کلی" بحث خواهد کرد.
به نظر نویسنده، مخاطب آقای احمدی نژاد بیشتر هم پیمانان دولت افغانستان در مبارزه با تروریسم خواهند بود تا دولت این کشور. به نوشته روزنامه، ایران می خواهد به این ترتیب خلاء به میان آمده از عدم حضور خود در نشست لندن (۱۸ جنوری/ژانویه) را با سفر آقای احمدی نژاد به کابل پر کند.
در سرمقاله خود با اشاره به جنگ مسلحانه میان دو قبیله در شرق افغانستان بر سر تصاحب زمین، نوشته که در این کشور هنوز هم "قبائل به شیوه قرون وسطایی با لوله تفنگ زمین تقسیم می کنند."
این دو قبیله روز گذشته در ولسوالی/شهرستان اچین در ولایت ننگرهار با هم درگیر شدند و وحیدالله سباوون، مشاور رئیس جمهوری برای حل اختلافات میان آنان به ننگرهار رفته است.
به نظر نویسنده، آن چه میان روستاییان بهسود و کوچیان در سالهای اخیر بر سر چراگاهها گذشت و دیروز میان دو قوم در اچین روی داد، با آن چه که مثلاً ۵۰۰ سال پیش میان قبائل بر سر تصاحب زمین و چراگاهها می گذشت، مشابهت کلی وجود دارد.
انتقاد کرده که در چنین موارد از دادگاه، قانون و نظام خبری نیست و تنها آقای سباوون به شهر جلال آباد، مرکز ولایت ننگرهار فرستاده شده تا "با خواهش، وعظ و نصیحت به طرف های درگیر بگوید که از خدا بشرمند و با هم بسازند."
برگزاری جرگه صلح در کابل را مهم دیده و نوشته که این جرگه "بهترین راه حل" برای معضل افغانستان است و تاکید کرده که لازم است مقدماتی چیده شود تا گروه های مخالف تصمیم های آن را بپذیرند.
روز دوشنبه، ۱۷ حوت/اسفند، فاروق وردک، وزیر آموزش و پرورش و رئیس کمیسیون برگزاری "شورای مشورتی صلح" به اعضای مجلس نمایندگان گفت که این جرگه در ۹ ثور/اردیبهشت برگزار خواهد شد.
هدف از برگزاری این جرگه مشورت با مردم در باره شیوه گفتگو و مصالحه با مخالفان خواهد بود. این جرگه ۱۲۰۰ عضو خواهد داشت و از شورشیان برای شرکت در آن دعوت نخواهد شد.
همچنین نوشته که اگر هدف از برگزاری این جرگه تنها در حد مشورت باشد و تصامیم آن الزام آور نباشد، ارزش آن کاهش خواهد یافت. به نظر نویسنده تنها مشورت نمی تواند مشکل افغانستان را حل کند.
نویسنده تاکید کرده که حامد کرزی، رئیس جمهوری بر اساس وعده ای که به مردم در زمان مبارزات انتخاباتی و پس آن برای تامین صلح داده است، از تمام امکانات برای موثریت این جرگه استفاده کند.
روزنامه در سرمقاله خود ممنوع شدن تردد موترها/خودروهای شیشه دودی در افغانستان را مهم دیده و نوشته که این اقدام امکان "سوء استفاده مخالفان دولت و بزهکاران را کاهش خواهد داد".
وزارت داخله/ کشور افغانستان این تصمیم را روز سهشنبه، ۱۸ حوت، در پی دستور حامد کرزی، رئیس جمهوری اعلام کرد و هدف از آن را تامین امنیت بهتر دانست.
نویسنده روزنامه در ادامه نوشته که هر گونه طرح و تصمیمی که منجر به آرامش روانی مردم شود، با استقبال آنان مواجه خواهد شد.